گفتی :عکس ها قدرت کلام را می گیرند!
گفتم گاهی یک عکس خود مضمون می شود و خود کلام!
گفتی گاهی نوشته ای خود تصویر سازی می کند!
خود عکس می شود!
کفتم راست است!
گفتی خسته ام -
خسته می خواهم از این زندگی پر از کسالت خود را
برهانم! اینهمه نامردمی !
اینهمه شکست!
تحمل می خواهد - نه ؟
نوشته ات را خواندم. دلم کمی گرفت.
کفتم کارد ی- یانه شمشیری می خواهی بتو بدهم
تا خودتت را نفله کنی!
با تعجب گفت: یعنی برای تو مهم نیست که من خودم را بکشم!
گفتم نه!
گفت یعنی تا این حد بی احساسی؟
گفتم بر عکس!
من کسی را دوست دارم که زنده و سر زنده بماند
نه آنکه از روی ترس از واقعیت بگریزد و
خودرا در خاک مخفی کند.
ترسو ها همیشه کم می آورند!
اگر رنج هست - مبارزه می طلبد
تا آنرا از میان بر داشت.اگر راست میگویی و
عاشقی باید بمانی تا باهم جهانی سر شار از مهر بانی
و عشق و عدالت را بنا نهیم.
در غیر اینصورت من تر سوها را دوست ندارم!
ایهنم چاقویی تیزو بران ببینم
گل ها را میکشی یا گل امیدی تازه را میکاری!
ماکسیم گورکی نویسنده بزرگ روسی یک روز نوشت :
در هر لحظه از زندگی باید امید تازه ای داشت.
اکنون می توانی برایم بنویسی تا
در کنار هم و باهم جهانی نو بسازیم!
که میدانی یک دست بی صداست!
روزنامه ی انترنتی - فرهنگ و هنر استفاده از مطالب این وب لاک با قید نام نویسنده یا نام وب لاگ آزاداست
Friday, January 05, 2007
ای مرغ های توفان
ای مرغ های طوفان
پرواز تان بلند
آرامش گلوله ی سربی را اینگونه عاشقانه
پذیرفتید
این گونه سر فراز ا- سایه
در کنار این همه گل واژ ه ی مهربانی بدی جا می ماندو انحصار طلبی و زور گویی به سطل اشغال روانه می شود! من دلم می خواهد با نسترن لب هایت شعری را در رسای آزادی انسان بخوانی!
و با شقایق یادهایت برایم از نسیم بنویسی که چه دردی از نا بکار یهای ستم گران زمانه دیدند.آنان که شادی و عاتفه ودوستی را نفهمیدند. ستم و غم های گران را برای مردمان خانه کردند.از نرگس بگویم که تنها ماند و عشق را که در تازه ترین بهار خود در کنار گلهای باغچه اعدام کردند.و یاس را که به داس کشیدند. شاپرک بال ها ی ما را که شکستند! به من بگویید این پروانه ها ی شیرین رخسارکدام دشت را دوست دارند؟ کدام آبی صداقت را ؟ وقتی شقایق را پر پر می کردند من می گریستم و با لا له ی اشکهایم برایت از صاعقه و تند باد ی نا خواسته مینوشتم!
برا ی اینکه بال به بال هم بگذاریم یک آسمان جا داریم.یک دشت پراز نم نم خاطره این انتظار بزرگی نیست. عدالت و آزادی و سر فرازی این محبوب فراموش شده صدایمان می زند.با این همه گل های همیشه بهار و مرغ های عاشق شایسته نیست که ما در اسارت و تنها و دور از هم ثانیه های فرو رفتن عمر را بشماریم!
پرواز تان بلند
آرامش گلوله ی سربی را اینگونه عاشقانه
پذیرفتید
این گونه سر فراز ا- سایه
در کنار این همه گل واژ ه ی مهربانی بدی جا می ماندو انحصار طلبی و زور گویی به سطل اشغال روانه می شود! من دلم می خواهد با نسترن لب هایت شعری را در رسای آزادی انسان بخوانی!
و با شقایق یادهایت برایم از نسیم بنویسی که چه دردی از نا بکار یهای ستم گران زمانه دیدند.آنان که شادی و عاتفه ودوستی را نفهمیدند. ستم و غم های گران را برای مردمان خانه کردند.از نرگس بگویم که تنها ماند و عشق را که در تازه ترین بهار خود در کنار گلهای باغچه اعدام کردند.و یاس را که به داس کشیدند. شاپرک بال ها ی ما را که شکستند! به من بگویید این پروانه ها ی شیرین رخسارکدام دشت را دوست دارند؟ کدام آبی صداقت را ؟ وقتی شقایق را پر پر می کردند من می گریستم و با لا له ی اشکهایم برایت از صاعقه و تند باد ی نا خواسته مینوشتم!
برا ی اینکه بال به بال هم بگذاریم یک آسمان جا داریم.یک دشت پراز نم نم خاطره این انتظار بزرگی نیست. عدالت و آزادی و سر فرازی این محبوب فراموش شده صدایمان می زند.با این همه گل های همیشه بهار و مرغ های عاشق شایسته نیست که ما در اسارت و تنها و دور از هم ثانیه های فرو رفتن عمر را بشماریم!
منهم نسل سوخته ی این جهنم سوزانم
هم نفس – هم خون- هم باور – یاور!
سال ها ست دیگر درمیا ن ابرهای سترون آسمان چشم به نم نم بارانی ندارم. درآن آبی های شفاف دوست داشتنی که همواره سمبل عشق بوده است نه درختی – نه باغی و نه باغچه ای سر سبز. حتی پرندگان دیگر طعم بی نظیر آزادی را در پهندشت بی امید ش به طیران نمی گذارند.برهوتی خالی خالی بی حضور من و تو!بی حضور چشمه ی جوشان امیدی! خوردک شرری یا جرعه مهری!
من چراغم در کوچه پس کوچه های سر زمینم می سوزد. من دل به رودخانه های واقعی ملتم بسته ام. آنان که رمز بایسته ی بودن انسان و ارزش های والای او در زمین هستند. که ساده دلانه دل به وعده های نیامده و نبوده خوش کرده اند. ممری برای آنانند که بر سادگی ساده دلان می خندند تا بار قدرت خود را مستحکم تر نمایند!
سالهاست اینجا شب است. کور سوی امیدی ما را به حجله گاه عشق نمی برد. وقتی که می نویسی دلت سر شار از تمامی غمهای جهان است. دلم می گیرد درست مانند شکست های دیرو دور تو!اینهمه پاییز- اینهم زمستان و اینهمه ترس!
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
سال ها ست دیگر درمیا ن ابرهای سترون آسمان چشم به نم نم بارانی ندارم. درآن آبی های شفاف دوست داشتنی که همواره سمبل عشق بوده است نه درختی – نه باغی و نه باغچه ای سر سبز. حتی پرندگان دیگر طعم بی نظیر آزادی را در پهندشت بی امید ش به طیران نمی گذارند.برهوتی خالی خالی بی حضور من و تو!بی حضور چشمه ی جوشان امیدی! خوردک شرری یا جرعه مهری!
من چراغم در کوچه پس کوچه های سر زمینم می سوزد. من دل به رودخانه های واقعی ملتم بسته ام. آنان که رمز بایسته ی بودن انسان و ارزش های والای او در زمین هستند. که ساده دلانه دل به وعده های نیامده و نبوده خوش کرده اند. ممری برای آنانند که بر سادگی ساده دلان می خندند تا بار قدرت خود را مستحکم تر نمایند!
سالهاست اینجا شب است. کور سوی امیدی ما را به حجله گاه عشق نمی برد. وقتی که می نویسی دلت سر شار از تمامی غمهای جهان است. دلم می گیرد درست مانند شکست های دیرو دور تو!اینهمه پاییز- اینهم زمستان و اینهمه ترس!
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
سالهاست اینجا شب است
سالهاست اینجا شب است. کور سوی امیدی ما را به حجله گاه عشق نمی برد. وقتی که می نویسی دلت سر شار از تمامی غمهای جهان است. دلم می گیرد درست مانند شکست های دیرو دور تو!اینهمه پاییز- اینهم زمستان و اینهمه ترس!
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
روزگار غریبی ست نازنین
روزگار غریبی ست نازنین
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوست می دارم
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد !
احمد شاملو
- ایست!
- کارت ماشین
:بفرمایید!
- کند میرانی ؟
: با جاده حرف می زد م
- با جاده ؟
- جریمه می شوی!
: چقدر برای عشق منظور کرده اید؟
: دستهایم را دادم که ببندد
ترشروی آژیر کشید ورفت !
یاوران - دوستان و عزیزانم
به پیشنهاد صمیمانه ی شماها تمامی وب لاگ هایم را در سایتی بهم پیوند دادم تا ییوند ما نا گسستنی تر گردد. منتظر حضور و نظریات شما هستم که بقول یک ضرب المثل روسی:
دست که دست را بشوید
پاکیزه و تمیز می شود.
پیروز باشید !!
کبوتران عشق و شوق وامید در انتظار پروازی
شگرف هستند! آیا تو پرواز را دوست نداری ؟
که بی پرده گفتن ما را بهم نزدیک تر می کند!
یعنی میگویی
در مقابل اینهمه رنج و ستم و خون ریزی
و آوارگی می خواهی سکوت کنی ؟
باشد! تو فقط به ریسمان ضخیم ظلم کمک کرده ای!
www. Bipardeh.com
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در شنبه بیست و دوم مهر 1385 | یک نظر
> یاوران سخن می گوید :
آخرين تاوان
نوشته ی : آرینامحمودی
پرده خاموشي ، باز از كنار پنجره كشيده شد . ماه مهربان و ستاره هاي ريز و درشت بر خواسته اند از بستر روز. سكوتي توأم با آرامشي عميق مي شود در لابه لاي بادهايش شنيد . قلب نا آرام من دردا از شلوغي روز مي نالد هردم ، مي تپد هر روز در انتظار شب براي يافتن سر خاموشش . مي دود رازي در ظلمت شبهايش اين آسمان هزار رنگ . سؤالي طرح مي شود هر شب ........
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در شنبه بیست و دوم مهر 1385 | 4 نظر
> اینجا شب است
سالهاست اینجا شب است. کور سوی امیدی ما را به حجله گاه عشق نمی برد. وقتی که می نویسی دلت سر شار از تمامی غمهای جهان است. دلم می گیرد درست مانند شکست های دیرو دور تو!اینهمه پاییز- اینهم زمستان و اینهمه ترس!
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در دوشنبه هفدهم مهر 1385 | یک نظر
> منهم نسل سوخته ی این جهنم سوزانم
هم نفس – هم خون- هم باور – یاور!
سال ها ست دیگر درمیا ن ابرهای سترون آسمان چشم به نم نم بارانی ندارم. درآن آبی های شفاف دوست داشتنی که همواره سمبل عشق بوده است نه درختی – نه باغی و نه باغچه ای سر سبز. حتی پرندگان دیگر طعم بی نظیر آزادی را در پهندشت بی امید ش به طیران نمی گذارند.برهوتی خالی خالی بی حضور من و تو!بی حضور چشمه ی جوشان امیدی! خوردک شرری یا جرعه مهری!
من چراغم در کوچه پس کوچه های سر زمینم می سوزد. من دل به رودخانه های واقعی ملتم بسته ام. آنان که رمز بایسته ی بودن انسان و ارزش های والای او در زمین هستند. که ساده دلانه دل به وعده های نیامده و نبوده خوش کرده اند. ممری برای آنانند که بر سادگی ساده دلان می خندند تا بار قدرت خود را مستحکم تر نمایند!
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در سه شنبه یازدهم مهر 1385 | 2 نظر
> گل واژ ه های مهر بانی
ای مرغ های طوفان
پرواز تان بلند
آرامش گلوله ی سربی را اینگونه عاشقانه
پذیرفتید
این گونه سر فراز ا- سایه
در کنار این همه گل واژ ه ی مهربانی بدی جا می ماندو انحصار طلبی و زور گویی به سطل اشغال روانه می شود! من دلم می خواهد با نسترن لب هایت شعری را در رسای آزادی انسان بخوانی!
و با شقایق یادهایت برایم از نسیم بنویسی که چه دردی از نا بکار یهای ستم گران زمانه دیدند.آنان که شادی و عاتفه ودوستی را نفهمیدند. ستم و غم های گران را برای مردمان خانه کردند.از نرگس بگویم که تنها ماند و عشق را که در تازه ترین بهار خود در کنار گلهای باغچه اعدام کردند.و یاس را که به داس کشیدند. شاپرک بال ها ی ما را که شکستند! به من بگویید این پروانه ها ی شیرین رخسارکدام دشت را دوست دارند؟ کدام آبی صداقت را ؟ وقتی شقایق را پر پر می کردند من می گریستم و با لا له ی اشکهایم برایت از صاعقه و تند باد ی نا خواسته مینوشتم!
برا ی اینکه بال به بال هم بگذاریم یک آسمان جا داریم.یک دشت پراز نم نم خاطره این انتظار بزرگی نیست. عدالت و آزادی و سر فرازی این محبوب فراموش شده صدایمان می زند.با این همه گل های همیشه بهار و مرغ های عاشق شایسته نیست که ما در اسارت و تنها و دور از هم ثانیه های فرو رفتن عمر را بشماریم!
یاوری مهربان در وب لاگ من نوشت:
گفتی عشق واژه ای که دیگران و خیلی ها فکر میکنند داستانی است از برای لیلی و مجنون اما مگر عشق فقط به غیر هم جنس است نه ... عشق به خاک عشق به او عشق به هدف و عشق به .. افراط در چیزی که برای من معشوقه ای بی کلام ساخته .. عشق به وطن ... اما عشق عاشق بودن را هم تجربه کرده ام همان عشقی که همیشه در پرده ناکامی ها باقی ماند ....... منظورتان از عشق همان است که تا اسمش میآید نفس ها به شماره می افتد و خواب شیرین شبها را به دید به دور دستها تبدیل میکند و این همان عشقی است که با وجود زندگی ها دوری از او هنوز هنگام آوردن نامش نفسم و سست شدن پاهایم نای برآوردنش را از من میستانند و این پایان راهیست که نمیدانم پایانش کی فرا میرسد .
بی عشق هیچ گاه نزیسته ام و در گرودارش دست و پاها زده ام عشق به وطن به خاطر او یا عشق به او به خاطر وطن ....
کردی از دیارتان
و چشم یاری به فکرهای دستان پر توانتان
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در یکشنبه دوم مهر 1385 | 6 نظر
> زندگی با اذدحام دستها زیباست
گفتی :عکس ها قدرت کلام را می گیرند!
گفتم گاهی یک عکس خود مضمون می شود و خود کلام!
گفتی گاهی نوشته ای خود تصویر سازی می کند!
خود عکس می شود!
کفتم راست است!
گفتی خسته ام -
خسته می خواهم از این زندگی پر از کسالت خود را
برهانم! اینهمه نامردمی !
اینهمه شکست!
تحمل می خواهد - نه ؟
نوشته ات را خواندم. دلم کمی گرفت.
کفتم کارد ی- یانه شمشیری می خواهی بتو بدهم
تا خودتت را نفله کنی!
با تعجب گفت: یعنی برای تو مهم نیست که من خودم را بکشم!
گفتم نه!
گفت یعنی تا این حد بی احساسی؟
گفتم بر عکس!
من کسی را دوست دارم که زنده و سر زنده بماند
نه آنکه از روی ترس از واقعیت بگریزد و
خودرا در خاک مخفی کند.
ترسو ها همیشه کم می آورند!
اگر رنج هست - مبارزه می طلبد
تا آنرا از میان بر داشت.اگر راست میگویی و
عاشقی باید بمانی تا باهم جهانی سر شار از مهر بانی
و عشق و عدالت را بنا نهیم.
در غیر اینصورت من تر سوها را دوست ندارم!
ایهنم چاقویی تیزو بران ببینم
گل ها را میکشی یا گل امیدی تازه را میکاری!
ماکسیم گورکی نویسنده بزرگ روسی یک روز نوشت :
در هر لحظه از زندگی باید امید تازه ای داشت.
اکنون می توانی برایم بنویسی تا
در کنار هم و باهم جهانی نو بسازیم!
که میدانی یک دست بی صداست!
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوست می دارم
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد !
احمد شاملو
- ایست!
- کارت ماشین
:بفرمایید!
- کند میرانی ؟
: با جاده حرف می زد م
- با جاده ؟
- جریمه می شوی!
: چقدر برای عشق منظور کرده اید؟
: دستهایم را دادم که ببندد
ترشروی آژیر کشید ورفت !
یاوران - دوستان و عزیزانم
به پیشنهاد صمیمانه ی شماها تمامی وب لاگ هایم را در سایتی بهم پیوند دادم تا ییوند ما نا گسستنی تر گردد. منتظر حضور و نظریات شما هستم که بقول یک ضرب المثل روسی:
دست که دست را بشوید
پاکیزه و تمیز می شود.
پیروز باشید !!
کبوتران عشق و شوق وامید در انتظار پروازی
شگرف هستند! آیا تو پرواز را دوست نداری ؟
که بی پرده گفتن ما را بهم نزدیک تر می کند!
یعنی میگویی
در مقابل اینهمه رنج و ستم و خون ریزی
و آوارگی می خواهی سکوت کنی ؟
باشد! تو فقط به ریسمان ضخیم ظلم کمک کرده ای!
www. Bipardeh.com
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در شنبه بیست و دوم مهر 1385 | یک نظر
> یاوران سخن می گوید :
آخرين تاوان
نوشته ی : آرینامحمودی
پرده خاموشي ، باز از كنار پنجره كشيده شد . ماه مهربان و ستاره هاي ريز و درشت بر خواسته اند از بستر روز. سكوتي توأم با آرامشي عميق مي شود در لابه لاي بادهايش شنيد . قلب نا آرام من دردا از شلوغي روز مي نالد هردم ، مي تپد هر روز در انتظار شب براي يافتن سر خاموشش . مي دود رازي در ظلمت شبهايش اين آسمان هزار رنگ . سؤالي طرح مي شود هر شب ........
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در شنبه بیست و دوم مهر 1385 | 4 نظر
> اینجا شب است
سالهاست اینجا شب است. کور سوی امیدی ما را به حجله گاه عشق نمی برد. وقتی که می نویسی دلت سر شار از تمامی غمهای جهان است. دلم می گیرد درست مانند شکست های دیرو دور تو!اینهمه پاییز- اینهم زمستان و اینهمه ترس!
و شب - شب این هیولای وحشتناک امانمان نمی دهد. سالهاست دل به دریچه ای خوش کرده ام . سالهاست می دانی! تا من و تو بتوانیم با هم راحت حرف بزنیم. ما در چنگال عادت های نخواسته اسیریم. ما مقهور دست واپسگرایی افکار کهنه شده ایم و نمی خواهیم خود را نجات دهیم!
ما روز را باور نداریم! حتی خود مان را که نیرومند ترین قدرت جهانیم. من چشم به آن دریچه دارم که صبح را به دنبال دارد! نگاهی کوتاه- امیدی تازه و آنچه که عشق بما هدیه داده است. و تو هنوز از دیدار روز می ترسی!
و نمیی دانی اگز عاشق باشی فقط عاشق......ستون بدی را می لرزانی!
جانت را در گرو دیدار می گذاری از پنهان سرای خود بدر می آیی!
و میماند آنچه که باید بگویی تا فصل شگفتن آغاز شود.
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در دوشنبه هفدهم مهر 1385 | یک نظر
> منهم نسل سوخته ی این جهنم سوزانم
هم نفس – هم خون- هم باور – یاور!
سال ها ست دیگر درمیا ن ابرهای سترون آسمان چشم به نم نم بارانی ندارم. درآن آبی های شفاف دوست داشتنی که همواره سمبل عشق بوده است نه درختی – نه باغی و نه باغچه ای سر سبز. حتی پرندگان دیگر طعم بی نظیر آزادی را در پهندشت بی امید ش به طیران نمی گذارند.برهوتی خالی خالی بی حضور من و تو!بی حضور چشمه ی جوشان امیدی! خوردک شرری یا جرعه مهری!
من چراغم در کوچه پس کوچه های سر زمینم می سوزد. من دل به رودخانه های واقعی ملتم بسته ام. آنان که رمز بایسته ی بودن انسان و ارزش های والای او در زمین هستند. که ساده دلانه دل به وعده های نیامده و نبوده خوش کرده اند. ممری برای آنانند که بر سادگی ساده دلان می خندند تا بار قدرت خود را مستحکم تر نمایند!
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در سه شنبه یازدهم مهر 1385 | 2 نظر
> گل واژ ه های مهر بانی
ای مرغ های طوفان
پرواز تان بلند
آرامش گلوله ی سربی را اینگونه عاشقانه
پذیرفتید
این گونه سر فراز ا- سایه
در کنار این همه گل واژ ه ی مهربانی بدی جا می ماندو انحصار طلبی و زور گویی به سطل اشغال روانه می شود! من دلم می خواهد با نسترن لب هایت شعری را در رسای آزادی انسان بخوانی!
و با شقایق یادهایت برایم از نسیم بنویسی که چه دردی از نا بکار یهای ستم گران زمانه دیدند.آنان که شادی و عاتفه ودوستی را نفهمیدند. ستم و غم های گران را برای مردمان خانه کردند.از نرگس بگویم که تنها ماند و عشق را که در تازه ترین بهار خود در کنار گلهای باغچه اعدام کردند.و یاس را که به داس کشیدند. شاپرک بال ها ی ما را که شکستند! به من بگویید این پروانه ها ی شیرین رخسارکدام دشت را دوست دارند؟ کدام آبی صداقت را ؟ وقتی شقایق را پر پر می کردند من می گریستم و با لا له ی اشکهایم برایت از صاعقه و تند باد ی نا خواسته مینوشتم!
برا ی اینکه بال به بال هم بگذاریم یک آسمان جا داریم.یک دشت پراز نم نم خاطره این انتظار بزرگی نیست. عدالت و آزادی و سر فرازی این محبوب فراموش شده صدایمان می زند.با این همه گل های همیشه بهار و مرغ های عاشق شایسته نیست که ما در اسارت و تنها و دور از هم ثانیه های فرو رفتن عمر را بشماریم!
یاوری مهربان در وب لاگ من نوشت:
گفتی عشق واژه ای که دیگران و خیلی ها فکر میکنند داستانی است از برای لیلی و مجنون اما مگر عشق فقط به غیر هم جنس است نه ... عشق به خاک عشق به او عشق به هدف و عشق به .. افراط در چیزی که برای من معشوقه ای بی کلام ساخته .. عشق به وطن ... اما عشق عاشق بودن را هم تجربه کرده ام همان عشقی که همیشه در پرده ناکامی ها باقی ماند ....... منظورتان از عشق همان است که تا اسمش میآید نفس ها به شماره می افتد و خواب شیرین شبها را به دید به دور دستها تبدیل میکند و این همان عشقی است که با وجود زندگی ها دوری از او هنوز هنگام آوردن نامش نفسم و سست شدن پاهایم نای برآوردنش را از من میستانند و این پایان راهیست که نمیدانم پایانش کی فرا میرسد .
بی عشق هیچ گاه نزیسته ام و در گرودارش دست و پاها زده ام عشق به وطن به خاطر او یا عشق به او به خاطر وطن ....
کردی از دیارتان
و چشم یاری به فکرهای دستان پر توانتان
|+| نوشته شده توسط ایرج عبادی در یکشنبه دوم مهر 1385 | 6 نظر
> زندگی با اذدحام دستها زیباست
گفتی :عکس ها قدرت کلام را می گیرند!
گفتم گاهی یک عکس خود مضمون می شود و خود کلام!
گفتی گاهی نوشته ای خود تصویر سازی می کند!
خود عکس می شود!
کفتم راست است!
گفتی خسته ام -
خسته می خواهم از این زندگی پر از کسالت خود را
برهانم! اینهمه نامردمی !
اینهمه شکست!
تحمل می خواهد - نه ؟
نوشته ات را خواندم. دلم کمی گرفت.
کفتم کارد ی- یانه شمشیری می خواهی بتو بدهم
تا خودتت را نفله کنی!
با تعجب گفت: یعنی برای تو مهم نیست که من خودم را بکشم!
گفتم نه!
گفت یعنی تا این حد بی احساسی؟
گفتم بر عکس!
من کسی را دوست دارم که زنده و سر زنده بماند
نه آنکه از روی ترس از واقعیت بگریزد و
خودرا در خاک مخفی کند.
ترسو ها همیشه کم می آورند!
اگر رنج هست - مبارزه می طلبد
تا آنرا از میان بر داشت.اگر راست میگویی و
عاشقی باید بمانی تا باهم جهانی سر شار از مهر بانی
و عشق و عدالت را بنا نهیم.
در غیر اینصورت من تر سوها را دوست ندارم!
ایهنم چاقویی تیزو بران ببینم
گل ها را میکشی یا گل امیدی تازه را میکاری!
ماکسیم گورکی نویسنده بزرگ روسی یک روز نوشت :
در هر لحظه از زندگی باید امید تازه ای داشت.
اکنون می توانی برایم بنویسی تا
در کنار هم و باهم جهانی نو بسازیم!
که میدانی یک دست بی صداست!
بیایید مریوان حلبچه ای را تیر باران کنیم
بیاید تا مریوان حلبچه ای را سنگسار کنیم
نویسنده : ونوس فایق1
ترجمه از کردی به فارسی
فتوای کشتن نویسنده ای ار سوی گروه های اسلامی عراق که خواستار آزادی و عدالت برای نصف جامعه ی انسانی یعنی زنان بود – این باور را در من تقویت می کند که راه درازی تا رسیدن به شعارهایی که در درون مایه ی خود عشق به آزادی – به میهن و عدالت را ندا می دهد – در پیش رو داریم.
هیچگاه عدالت و عشق کامل نمی شود اگر نیمه ای از مردم جامعه ی ما امکان آزادی و تحصیل را نداشته و در مقابل ستم های اجتماعی خفه شوند.
چه صحبت از حکومتی مستقل شود و چه صحبت از رستگاری و آزادی زنان – هیچکدام از اهمیت دیگری نمی کاهد. به اعتقاد من آنگاه که صحبت از ملتی آزاد ومستقل می شود- آزادی آن ملت کامل نیست اگر نصف جمعیت آن در زیر چماق و سرکوب و تبعیض مانده باشد. این مسئله تعبیر این این نکته است که آزادی و انقلاب ما تا کنون فقط برای نیمی از مردم جامعه ما مثمر ثمر بوده است.
می گویند گویا مریوان حلبچه ای نویسنده ای کرد عراقی- کتابی به نام " سکس و شریعت و زن در تاریخ اسلام " نوشته است. متاسفانه من نه نویسنده را می شناسم و نه کتاب او را خوانده ام. اما با احساس و درک زنانه خود می توانم حد س بزنم که نویسنده در چه موردی سخن راند ه است. بی شک او نمی گوید که زنان خود را لخت کنند و در سر جاده ها بیایستند- نمی گوید که لخت شوند و بدن خود را بدست کسی که پول بیشتر می دهد بسپارند – نمی گوید به زنان تا کنار خیابان ها با هر رهگذری هم خوابه شوند و امور جنسی خود را عرضه کنند. نمی گوید که زنان در یک زمان چهار تا شوهر داشته باشند- نمی گوید بزنان که رای شما دونفر در مقابل یک رای یک مرد است آنگاه که در دادگاه شهادت می دهید. نمی گوید از ارث پدری دو برای پسر و یک برای دختر – نمی گوید بزنان که شما وضوی مرد را باطل می کنید. نمی گوید آنچه که وضو را باطل می کند – سگ و خر و زن است. نمی گوید که شما مردان هرماه که چند روز دچار حیض و خونریرزی می شوید – بد نتان پاک نیست و نمی توانید دست به قرآن بزنید یا نماز بخوانید. به مردان نمی گوید که شما باید حجاب داشته باشید. تا زنان شما را نبینند و نظر حرامی به شما نیفتد. نه او این چیز ها رانمی گوید. پس به نظر شما نویسنده آن کتاب چه حرف هایی ممکن است زده باشد ؟چه چیزی که مریوان حلبچه یی را شایسته ی دستگیری و کشتن و سنگسار می کند ؟
بیاید تا همگی ما مریوان حلبچه یی را سنگسار کنیم و او را به دار بیاویزیم ! زیرا جرمش بیا ن اندیشه های خویش است تا جامعه ای را پاک و راستگو بر اساس حقوق برابر زنان با مردان پایه ریزی کند ! ای زن ! فکر میکنی اگر مریوان کشته شود تمامی درایت انسانی میمیرد و قلم ها شکسته می شود؟
به نظر می رسد – حکومت مذهب و عشیره دو قدرتند که نمی توان در باره ی آنها سخن گفت ! همانگونه که امروز در عراق ما نمی توانیم از دولتی مسقل جدا از عراق سخن بگوییم !
گویا تابو ها زیاد شده است و می گویند که باد دمکراسی وزیدن آغاز کرده است. راست است که دانش مذهبی و عشیره ای ما هنوز کامل نشده است تا به آرامی در آن مورد بتوانیم کتابی را بخوانیم و نروند کنار جاده و فتوایی دیگر را علیه ما سر ندهند!
عقلیت آیینی – مذهبی و عشایری آنقدر خشک و بیگانه و یکسو نگر است که باوربه هیچ نوع تغیر انسانی در آن نیست. و فکر نمی کنند که مریوان واقعیت را نمایانده باشد. زیرا حکومت کردستان که بعد از هزار سال شکل واقعیت بخود می گیرد – همان واقعیتی ست که مریوان هم بعد از هزاران سال به دنبال آن می گردد. این بدان معنانیست که ما دهن خود را به بندیم و از هیچ آشفتگی و بیعدالتی دم نزنیم 1 هر چند بر این باورم که مشکل ما در تعبیر و دگرگون کردن نا راستی ها نیست بلکه مشکل ما در عقلانیت و باورهای ست که تغیر نمی کنند و اعتقادی به دگر گونی ندارند.
فاطمه مرسینی در یکی از کتابهایش به نام ( در ورای حجاب ) از ایدئو لوژی اسلام گرا های تند رو انتقاد می کند و می گوید : در یک جامعه ی اسلامی قدرت و دو جنس یا دو نژاد از یکدیگر جدا هستند. منظور این نیست که رستگاری زنان مانند مردان نیست – بلکه آن جامعه زن یا مرد هر یک را دشمن خود می داند. زما نیکه مرزها و دیوارها ی زندگی اجتماعی ان سیستم فرو ریزد آن زمان می دانند که آنها نتوانسته اند همراهی و عشق و سکس را به یکدیگر هدیه نمایند. در ائد ئولوژی اسلامی که زن و مرد را دشمن می شمارد یکی می کوشد تا آن دیگری را محو کند. آن جامعه مردان را با سلاح موسسا ت یا مراکز کاری مسلح می نماید تا بیشتر در سرکوب کردن زنان زیر دست خود بکوشند. یعنی که تجربه نشان داده است که شریعت باوری به یکسانی مرد وزن نمی اندیشد و زن را موجودی در اختیار و خدمت مرد می داند و زیرا شریعت همانگونه که فاطمه ی مرسینی هم بدان اشاره دارد!" دگر گونی را نمی پزیرد"و در مقابل تمامی توانایی های آدمی می ایستد تا به رشد و خلاقیت نرسد. چرا که به باورآنها شریعت هدیه ای خدایست و قوانینش تغیر ناپذیر است. این نوع تفکر ضد تکامل - پیشرفت اجتماعی ست و آمده است تا آدمی را قالب دهد و چون سخنان فرود آمده تغیر نا پذیر است پس ایین وشریعت هم دست به دگرگونی انسان و اجتماعش نمی زند.
آنچه را که می خواهم بگویم اینست . آنکس که قانون رانوشته است و شریعت را بر اساس آن قانون اساسی قرار داده است و کشور عراق را بعد ازسا لها رنج و مبارزه دمکرایتک فدرایتو می داند که کردستان راهم بدان متصل کرده است آیا بر اساس همان قانون اساسی و شریعت می خواهد تعداد بیشتری همانند مریوان حلبچه ای را راهی زندان نماید ؟. و جرم آنها فقط نوشتن است که می گویند چشم درمقابل چشم و دست در مقابل دست. در حالیکه جواب کلمه و نوشتار فقط نوشتن است. که آنها جواب کلمه و نوشته را با خون می دهند. آین کجا و آرزوهای رسیدن به آزادی و عدالت کجا ؟ آیا شعارها و ایدئولوژی های ما و باورها یمان فقط تا رسیدن به قدرت بود و بعد ...........؟
بیاید تا مریوان های دیگر را هم سنگسار کنیم . اما یک سئوال ! آیا به نظر شما ازاین پس در این جهان پیشرفته کسانی می توانند فکر و عقل را هم اعدام کنند ؟
1- این مقاله در روزنامه ئاسو در سلیمانه چاپ شده بود. این مقاله عنوان اصلیش به نام " بیاید ونوس فایق را سنگسار کند " می باشد که من عنوان را تغبپیر دادم. اصل عنوان در مورد مرد عرب متعصبی ست که علیه فدرالیسم و فدرایتو در کردستان عراق در روزنامه های عرب زبان مطالب چاپ کرده بود که مورد انتقاد نویسندگان کرد قرار گرفت. ضمنا" سران حکومت فدراتیو کردستان عراق فتوی اسلام گراها نپذیرفت ودر رسانه ها اظهار داشته بود : درچار چوب قانون اگرمریوان حلبچه ی جرمی مرتکب یا اهانتی به کسی کرده باشد دادگاه در مورد او تصمیم خواهد گرفت. نه فتوا.
|+
نویسنده : ونوس فایق1
ترجمه از کردی به فارسی
فتوای کشتن نویسنده ای ار سوی گروه های اسلامی عراق که خواستار آزادی و عدالت برای نصف جامعه ی انسانی یعنی زنان بود – این باور را در من تقویت می کند که راه درازی تا رسیدن به شعارهایی که در درون مایه ی خود عشق به آزادی – به میهن و عدالت را ندا می دهد – در پیش رو داریم.
هیچگاه عدالت و عشق کامل نمی شود اگر نیمه ای از مردم جامعه ی ما امکان آزادی و تحصیل را نداشته و در مقابل ستم های اجتماعی خفه شوند.
چه صحبت از حکومتی مستقل شود و چه صحبت از رستگاری و آزادی زنان – هیچکدام از اهمیت دیگری نمی کاهد. به اعتقاد من آنگاه که صحبت از ملتی آزاد ومستقل می شود- آزادی آن ملت کامل نیست اگر نصف جمعیت آن در زیر چماق و سرکوب و تبعیض مانده باشد. این مسئله تعبیر این این نکته است که آزادی و انقلاب ما تا کنون فقط برای نیمی از مردم جامعه ما مثمر ثمر بوده است.
می گویند گویا مریوان حلبچه ای نویسنده ای کرد عراقی- کتابی به نام " سکس و شریعت و زن در تاریخ اسلام " نوشته است. متاسفانه من نه نویسنده را می شناسم و نه کتاب او را خوانده ام. اما با احساس و درک زنانه خود می توانم حد س بزنم که نویسنده در چه موردی سخن راند ه است. بی شک او نمی گوید که زنان خود را لخت کنند و در سر جاده ها بیایستند- نمی گوید که لخت شوند و بدن خود را بدست کسی که پول بیشتر می دهد بسپارند – نمی گوید به زنان تا کنار خیابان ها با هر رهگذری هم خوابه شوند و امور جنسی خود را عرضه کنند. نمی گوید که زنان در یک زمان چهار تا شوهر داشته باشند- نمی گوید بزنان که رای شما دونفر در مقابل یک رای یک مرد است آنگاه که در دادگاه شهادت می دهید. نمی گوید از ارث پدری دو برای پسر و یک برای دختر – نمی گوید بزنان که شما وضوی مرد را باطل می کنید. نمی گوید آنچه که وضو را باطل می کند – سگ و خر و زن است. نمی گوید که شما مردان هرماه که چند روز دچار حیض و خونریرزی می شوید – بد نتان پاک نیست و نمی توانید دست به قرآن بزنید یا نماز بخوانید. به مردان نمی گوید که شما باید حجاب داشته باشید. تا زنان شما را نبینند و نظر حرامی به شما نیفتد. نه او این چیز ها رانمی گوید. پس به نظر شما نویسنده آن کتاب چه حرف هایی ممکن است زده باشد ؟چه چیزی که مریوان حلبچه یی را شایسته ی دستگیری و کشتن و سنگسار می کند ؟
بیاید تا همگی ما مریوان حلبچه یی را سنگسار کنیم و او را به دار بیاویزیم ! زیرا جرمش بیا ن اندیشه های خویش است تا جامعه ای را پاک و راستگو بر اساس حقوق برابر زنان با مردان پایه ریزی کند ! ای زن ! فکر میکنی اگر مریوان کشته شود تمامی درایت انسانی میمیرد و قلم ها شکسته می شود؟
به نظر می رسد – حکومت مذهب و عشیره دو قدرتند که نمی توان در باره ی آنها سخن گفت ! همانگونه که امروز در عراق ما نمی توانیم از دولتی مسقل جدا از عراق سخن بگوییم !
گویا تابو ها زیاد شده است و می گویند که باد دمکراسی وزیدن آغاز کرده است. راست است که دانش مذهبی و عشیره ای ما هنوز کامل نشده است تا به آرامی در آن مورد بتوانیم کتابی را بخوانیم و نروند کنار جاده و فتوایی دیگر را علیه ما سر ندهند!
عقلیت آیینی – مذهبی و عشایری آنقدر خشک و بیگانه و یکسو نگر است که باوربه هیچ نوع تغیر انسانی در آن نیست. و فکر نمی کنند که مریوان واقعیت را نمایانده باشد. زیرا حکومت کردستان که بعد از هزار سال شکل واقعیت بخود می گیرد – همان واقعیتی ست که مریوان هم بعد از هزاران سال به دنبال آن می گردد. این بدان معنانیست که ما دهن خود را به بندیم و از هیچ آشفتگی و بیعدالتی دم نزنیم 1 هر چند بر این باورم که مشکل ما در تعبیر و دگرگون کردن نا راستی ها نیست بلکه مشکل ما در عقلانیت و باورهای ست که تغیر نمی کنند و اعتقادی به دگر گونی ندارند.
فاطمه مرسینی در یکی از کتابهایش به نام ( در ورای حجاب ) از ایدئو لوژی اسلام گرا های تند رو انتقاد می کند و می گوید : در یک جامعه ی اسلامی قدرت و دو جنس یا دو نژاد از یکدیگر جدا هستند. منظور این نیست که رستگاری زنان مانند مردان نیست – بلکه آن جامعه زن یا مرد هر یک را دشمن خود می داند. زما نیکه مرزها و دیوارها ی زندگی اجتماعی ان سیستم فرو ریزد آن زمان می دانند که آنها نتوانسته اند همراهی و عشق و سکس را به یکدیگر هدیه نمایند. در ائد ئولوژی اسلامی که زن و مرد را دشمن می شمارد یکی می کوشد تا آن دیگری را محو کند. آن جامعه مردان را با سلاح موسسا ت یا مراکز کاری مسلح می نماید تا بیشتر در سرکوب کردن زنان زیر دست خود بکوشند. یعنی که تجربه نشان داده است که شریعت باوری به یکسانی مرد وزن نمی اندیشد و زن را موجودی در اختیار و خدمت مرد می داند و زیرا شریعت همانگونه که فاطمه ی مرسینی هم بدان اشاره دارد!" دگر گونی را نمی پزیرد"و در مقابل تمامی توانایی های آدمی می ایستد تا به رشد و خلاقیت نرسد. چرا که به باورآنها شریعت هدیه ای خدایست و قوانینش تغیر ناپذیر است. این نوع تفکر ضد تکامل - پیشرفت اجتماعی ست و آمده است تا آدمی را قالب دهد و چون سخنان فرود آمده تغیر نا پذیر است پس ایین وشریعت هم دست به دگرگونی انسان و اجتماعش نمی زند.
آنچه را که می خواهم بگویم اینست . آنکس که قانون رانوشته است و شریعت را بر اساس آن قانون اساسی قرار داده است و کشور عراق را بعد ازسا لها رنج و مبارزه دمکرایتک فدرایتو می داند که کردستان راهم بدان متصل کرده است آیا بر اساس همان قانون اساسی و شریعت می خواهد تعداد بیشتری همانند مریوان حلبچه ای را راهی زندان نماید ؟. و جرم آنها فقط نوشتن است که می گویند چشم درمقابل چشم و دست در مقابل دست. در حالیکه جواب کلمه و نوشتار فقط نوشتن است. که آنها جواب کلمه و نوشته را با خون می دهند. آین کجا و آرزوهای رسیدن به آزادی و عدالت کجا ؟ آیا شعارها و ایدئولوژی های ما و باورها یمان فقط تا رسیدن به قدرت بود و بعد ...........؟
بیاید تا مریوان های دیگر را هم سنگسار کنیم . اما یک سئوال ! آیا به نظر شما ازاین پس در این جهان پیشرفته کسانی می توانند فکر و عقل را هم اعدام کنند ؟
1- این مقاله در روزنامه ئاسو در سلیمانه چاپ شده بود. این مقاله عنوان اصلیش به نام " بیاید ونوس فایق را سنگسار کند " می باشد که من عنوان را تغبپیر دادم. اصل عنوان در مورد مرد عرب متعصبی ست که علیه فدرالیسم و فدرایتو در کردستان عراق در روزنامه های عرب زبان مطالب چاپ کرده بود که مورد انتقاد نویسندگان کرد قرار گرفت. ضمنا" سران حکومت فدراتیو کردستان عراق فتوی اسلام گراها نپذیرفت ودر رسانه ها اظهار داشته بود : درچار چوب قانون اگرمریوان حلبچه ی جرمی مرتکب یا اهانتی به کسی کرده باشد دادگاه در مورد او تصمیم خواهد گرفت. نه فتوا.
|+
اندر كرامات و معجزات روزهاي هفته و ماه وسال
هفته ي ويژه ي آش كشك
آقا سيد ازآشناهايي قديمي منه! شريك كاريه تو دكان اغذيه فروشي و هم رفيق مكتب ورفيق گرمابه . سيد گاهي رفيق نوازي ميكنه و مياد بد يد ن حاجيت در كلبه سرا.!
چهار شنبه گذشته كه مانند سنوات گذشته خدمتش بودم گفت :
حاجي طناز! هيچ ميدوني كه جنس ها رو دستمان باد كرده !
گفتم: چطور مگه؟
گفت : تو انبار به خاطر فروش نرفتن غذاهايمان جنس هاي زيادي داره خراب ميشه!
گفتم چي داريم ؟
گفت : دوغ كهنه – ماست خيكي 28 ساله– هويج – ترخون - كدو تنبل
و حبوبات كرم زده ويك سري چيز و حرف مفت ديگه و ......
هفته ي ويژه ي آش كشك
آقا سيد ازآشناهايي قديمي منه! شريك كاريه تو دكان اغذيه فروشي و هم رفيق مكتب ورفيق گرمابه . سيد گاهي رفيق نوازي ميكنه و مياد بد يد ن حاجيت در كلبه سرا.!
چهار شنبه گذشته كه مانند سنوات گذشته خدمتش بودم گفت :
حاجي طناز! هيچ ميدوني كه جنس ها رو دستمان باد كرده !
گفتم: چطور مگه؟
گفت : تو انبار به خاطر فروش نرفتن غذاهايمان جنس هاي زيادي داره خراب ميشه!
گفتم چي داريم ؟
گفت : دوغ كهنه – ماست خيكي 28 ساله– هويج – ترخون - كدو تنبل
و حبوبات كرم زده ويك سري چيز و حرف مفت ديگه و ......
اندر کرامات ماه و هفته و سال
اندر كرامات و معجزات روزهاي هفته و ماه وسال
هفته ي ويژه ي آش كشك
آقا سيد ازآشناهايي قديمي منه! شريك كاريه تو دكان اغذيه فروشي و هم رفيق مكتب ورفيق گرمابه . سيد گاهي رفيق نوازي ميكنه و مياد بد يد ن حاجيت در كلبه سرا.!
چهار شنبه گذشته كه مانند سنوات گذشته خدمتش بودم گفت :
حاجي طناز! هيچ ميدوني كه جنس ها رو دستمان باد كرده !
گفتم: چطور مگه؟
گفت : تو انبار به خاطر فروش نرفتن غذاهايمان جنس هاي زيادي داره خراب ميشه!
گفتم چي داريم ؟
گفت : دوغ كهنه – ماست خيكي 28 ساله– هويج – ترخون - كدو تنبل
و حبوبات كرم زده ويك سري چيز و حرف مفت ديگه و ......
گفت : تبليغات هم به شدت از اين ور و آن ورعليه دكان ما درشهر شروع شده! بد جوري داريم مشروعيتمان را ازدست مي د يم. ديگر مردم به تبليغات گسترده و جهان شمول ما درسطح شهر و جهان توجه ندارند. آخه اون اوْلا بهترين آش كشك جهاني و داخلي رو ما مي پختيم !
بدترازهمه مردم دارند سرگرميشونو از دست ميدن!
گقتم تو كه كله ت كار مي كنه – پيشنهاد تازه ت چيه ؟
خنديد وگفت : حالا كه اوضاع شير تو شيره – چرا ما استفاده نكنيم ؟
گفتم سيد دوزاريم نيفتاد ؟
گفت: مگه دولت براي راست و ريس كردن خلق اله و فروش و تبليغ نظريات خودش روز پرستار – روز معلم- روز كارگر – هفته ي كاركنان دولت – هقته ي بانك داري – هقته ي فن آوري و هفته ي جنگ اين اواخر هم داره ميشه هفته ي بنگ و ........و سال هم كه به مدد اسم ائمه ي بي خبر از كار اين حضرات– دولت خودش را صاحب كرامات ساليانه جا نميندازه و.....؟
گفتم اينها رو كه مي دونم فقط حافظ شيرازيه كه نيمد ونست و براي اطلاع آن شاعر نامي ايراني و ادب دوستان رقتند سراغش و هقته ي بزرگداشت حافط هم با سردي و با تبليغات قوي درسراسر كشوربرگذار شد. آخر اين حضرات بايد بگويند كه فرهنگ ايران را هم ازما بيشتردوست دارند – نه؟ هين يكي رو كم داشتن !
گفتم : منظور؟
گفت : براي آب كردن جنس هاي بنجولمان ما هم بيام يك هفته فروش فوق العاده ي آش كشك را دردكانمان اعلام كنيم !
البته خودت كه بهتر ميدوني همون آش كشك هميشگيه ولي اندر كراماتش بايد بگويم:
اول : مردم را مشتاق و سرگرم مي كنه!
دوم : تبليغاته خوبيه براي اشتهاردكانمان
سوم :فروش ما بلاميره و از اين بي پولي در ميايم
چهارم :يه تخفيف 50 تومني هم مي ديم مي گه ن به بركات دوات فخيمه جنس ها داره ارزن ميشه و تورم مي شكنه.
پنجم : دوسه نفرهم درفروش آش و بقيه كار هاي جاري سرگرم مي شه ن كه دولت مي گه: کار شناسان ما مي گه ن بيكاري ريشه كه ن شده!
گفتم اين كار موقتيه ؟ نه ؟ تازه هزينه ي تبلتغات كه سربه آسمون مي زنه1
گفت : اين دكان كه رو گنجه براي حفظ حودمان اين پولا كه پولي نيست
مگه يادت نيست از اول باز كردن دكنمان به همسايگان و هم خط ها و چند خط هاي مثل خودمان هچون ريگ پول ميداديم و كمكشان مي كرديم تا برامان تبليغات كنند!
گفت خنگ خدا ! بترتيب – ادامه مي ديم اسم يك روز ميزاريم آبدوغ خيار -اسم يك هفته روماست خيكي و اسم يك سال و كدوتنبل1
گفتم اي ناز شستت! سيد!عجب كله اي داري تو !
بريم ازفردا تبلغات وشروع كنيم !
هفته ي ويژه ي آش كشك
آقا سيد ازآشناهايي قديمي منه! شريك كاريه تو دكان اغذيه فروشي و هم رفيق مكتب ورفيق گرمابه . سيد گاهي رفيق نوازي ميكنه و مياد بد يد ن حاجيت در كلبه سرا.!
چهار شنبه گذشته كه مانند سنوات گذشته خدمتش بودم گفت :
حاجي طناز! هيچ ميدوني كه جنس ها رو دستمان باد كرده !
گفتم: چطور مگه؟
گفت : تو انبار به خاطر فروش نرفتن غذاهايمان جنس هاي زيادي داره خراب ميشه!
گفتم چي داريم ؟
گفت : دوغ كهنه – ماست خيكي 28 ساله– هويج – ترخون - كدو تنبل
و حبوبات كرم زده ويك سري چيز و حرف مفت ديگه و ......
گفت : تبليغات هم به شدت از اين ور و آن ورعليه دكان ما درشهر شروع شده! بد جوري داريم مشروعيتمان را ازدست مي د يم. ديگر مردم به تبليغات گسترده و جهان شمول ما درسطح شهر و جهان توجه ندارند. آخه اون اوْلا بهترين آش كشك جهاني و داخلي رو ما مي پختيم !
بدترازهمه مردم دارند سرگرميشونو از دست ميدن!
گقتم تو كه كله ت كار مي كنه – پيشنهاد تازه ت چيه ؟
خنديد وگفت : حالا كه اوضاع شير تو شيره – چرا ما استفاده نكنيم ؟
گفتم سيد دوزاريم نيفتاد ؟
گفت: مگه دولت براي راست و ريس كردن خلق اله و فروش و تبليغ نظريات خودش روز پرستار – روز معلم- روز كارگر – هفته ي كاركنان دولت – هقته ي بانك داري – هقته ي فن آوري و هفته ي جنگ اين اواخر هم داره ميشه هفته ي بنگ و ........و سال هم كه به مدد اسم ائمه ي بي خبر از كار اين حضرات– دولت خودش را صاحب كرامات ساليانه جا نميندازه و.....؟
گفتم اينها رو كه مي دونم فقط حافظ شيرازيه كه نيمد ونست و براي اطلاع آن شاعر نامي ايراني و ادب دوستان رقتند سراغش و هقته ي بزرگداشت حافط هم با سردي و با تبليغات قوي درسراسر كشوربرگذار شد. آخر اين حضرات بايد بگويند كه فرهنگ ايران را هم ازما بيشتردوست دارند – نه؟ هين يكي رو كم داشتن !
گفتم : منظور؟
گفت : براي آب كردن جنس هاي بنجولمان ما هم بيام يك هفته فروش فوق العاده ي آش كشك را دردكانمان اعلام كنيم !
البته خودت كه بهتر ميدوني همون آش كشك هميشگيه ولي اندر كراماتش بايد بگويم:
اول : مردم را مشتاق و سرگرم مي كنه!
دوم : تبليغاته خوبيه براي اشتهاردكانمان
سوم :فروش ما بلاميره و از اين بي پولي در ميايم
چهارم :يه تخفيف 50 تومني هم مي ديم مي گه ن به بركات دوات فخيمه جنس ها داره ارزن ميشه و تورم مي شكنه.
پنجم : دوسه نفرهم درفروش آش و بقيه كار هاي جاري سرگرم مي شه ن كه دولت مي گه: کار شناسان ما مي گه ن بيكاري ريشه كه ن شده!
گفتم اين كار موقتيه ؟ نه ؟ تازه هزينه ي تبلتغات كه سربه آسمون مي زنه1
گفت : اين دكان كه رو گنجه براي حفظ حودمان اين پولا كه پولي نيست
مگه يادت نيست از اول باز كردن دكنمان به همسايگان و هم خط ها و چند خط هاي مثل خودمان هچون ريگ پول ميداديم و كمكشان مي كرديم تا برامان تبليغات كنند!
گفت خنگ خدا ! بترتيب – ادامه مي ديم اسم يك روز ميزاريم آبدوغ خيار -اسم يك هفته روماست خيكي و اسم يك سال و كدوتنبل1
گفتم اي ناز شستت! سيد!عجب كله اي داري تو !
بريم ازفردا تبلغات وشروع كنيم !
عشق بی رنگ
آی عشق رنگ آبیت پیدا نیست!
می خواهم شعر تازه ای بگویم. گویا کسی در پشت اقاقیا
نشسته است. کسی که می گوید تاگل آفتاب گردان راهی نیست! من قلمم
را میان شاه بیت زیباترین لحظه ها می گذارم آیا کسی هست که بگوید
عشق........... تا دفتری تازه نوشته شود!
می خواهم شعر تازه ای بگویم. گویا کسی در پشت اقاقیا
نشسته است. کسی که می گوید تاگل آفتاب گردان راهی نیست! من قلمم
را میان شاه بیت زیباترین لحظه ها می گذارم آیا کسی هست که بگوید
عشق........... تا دفتری تازه نوشته شود!
مینی مالیسم 3
مینی مالیسم 3
قصه ی نا تمام
قصه که آغاز شد- دیدم می توانی از چشمانش سبد سبد گل یاس مهر بانی بچینی. ساده و بی تکلف گاهی دزدانه زیر چشمی نگاهم می کرد. وقتی که با ناخن هایش بازی می کرد.
گفتم :چکار می کنی ! در حالیکه سرخی زیبایی گونه های سپیدش را پوشاتیده بود- با ملاحت دلنشینی لبخندی زد. میدانست که نیم نگاهی به او دارم! روز ها با رودخانه ی احساس و آواز های شیرین دیدارو یاد می گذشت.
روزی بی مقدمه گفت : به نظر تو سهم عشق کجاست ؟
گفتم به اندازه ی عظمت عشق - دو........
حرفم را نا تمام گذاشت وبا نگرانی گفت: چرا قبل از من ..... من باید اول می گفتم !
گفتم تله پاتیم بد نیست! تازه از همان روزی که قصه را شروع کردی حرف دلت را در نگاهم کاشتی !
گفت یعنی فردا ..........؟
گفتم تا نفسی برای فریاد کشیدن هست ! گل می کاریم!
گفت چه گلی ؟
گفتم : گل های یاس و شیپوری و ........
بعد آرام ادامه دادم! دشت خشک را نگاه کن !دارد سر شار از باران سبزه و بهار می شود!
و قاطر چموش پاییز دارد جا می ماند! و زمستانهم در حال جان کندن است.
گفت : دل هایمان را می گویی؟
گفتم نه ! دنیای اطرافمان را می گویم!
حا لا دستت را به من بده – این جاده طرحی نو می خواهد!
موهایش را که کنار زد وتمامی نگاهش را در من ریخت! می دانستم این قصه ................... .
قصه ی نا تمام
قصه که آغاز شد- دیدم می توانی از چشمانش سبد سبد گل یاس مهر بانی بچینی. ساده و بی تکلف گاهی دزدانه زیر چشمی نگاهم می کرد. وقتی که با ناخن هایش بازی می کرد.
گفتم :چکار می کنی ! در حالیکه سرخی زیبایی گونه های سپیدش را پوشاتیده بود- با ملاحت دلنشینی لبخندی زد. میدانست که نیم نگاهی به او دارم! روز ها با رودخانه ی احساس و آواز های شیرین دیدارو یاد می گذشت.
روزی بی مقدمه گفت : به نظر تو سهم عشق کجاست ؟
گفتم به اندازه ی عظمت عشق - دو........
حرفم را نا تمام گذاشت وبا نگرانی گفت: چرا قبل از من ..... من باید اول می گفتم !
گفتم تله پاتیم بد نیست! تازه از همان روزی که قصه را شروع کردی حرف دلت را در نگاهم کاشتی !
گفت یعنی فردا ..........؟
گفتم تا نفسی برای فریاد کشیدن هست ! گل می کاریم!
گفت چه گلی ؟
گفتم : گل های یاس و شیپوری و ........
بعد آرام ادامه دادم! دشت خشک را نگاه کن !دارد سر شار از باران سبزه و بهار می شود!
و قاطر چموش پاییز دارد جا می ماند! و زمستانهم در حال جان کندن است.
گفت : دل هایمان را می گویی؟
گفتم نه ! دنیای اطرافمان را می گویم!
حا لا دستت را به من بده – این جاده طرحی نو می خواهد!
موهایش را که کنار زد وتمامی نگاهش را در من ریخت! می دانستم این قصه ................... .
شلماش نگینی آبی در کردستان سبز
شلماش نگین سبز
در قلب کردستان سبز
کوردستان خوًشه خاکی دلگیره
ار سنندج که راه میافتی – راه مقصد دور می نماید. صبح خیلی زود – هوای تازه ی گرگ ومیش شده- جاده ی سقز پر طراوت وسبز – عبور از سد قشلاق این آبی خوش رنگ- که از دیواندره و بعد سقز – کوها و کوه پایه ها و سبزی دره ها و کشت زار های گشاده رو در مقابلت به سلامی گرم به اسقبالت می آیند و مانند مردم مهربان کردستان نگاهت ربه سوی خویش میکشند..هوایی بی دود گازویل و بنزین و بدور از جنجال و غوغای بوق ماشین ها و صدای دست فروش ها – دلت می خواهد گوشه ای توقف کنی و نفسی عمیق بکشی. سی چهل کیلومتر آنطرفتر از سقز –بانه به اسقبالت می آید. مرز کردستان عراق – عبور از بازار چه ها – آدمی را به یاد حقایق فیلم " زمانی برای مستی اسب های " بهمن قبادی می اندازد. انگار قبادی دارد با تو دو باره فیلم بر داری می کند. بازار چه ها و پاسازهایی گو ناگون و اجناسی ارزان تر از جاهای دیگردر این منطقه که بدون واسطه ی حضور دلالان بدستت می رسد. تفاوت قیمت ها در اینجا با دیگر شهر های استان غیر مرزی کردستان چقدر چشمگیر و محسوس است. انچه که می خواهی از شیر شتر تا جان آدمی بدستت می رسد. دلت آرام ندارد. گشتی در شهر و گپی با اهالی با صفای آنجا. بانه با آربابای بلند قامت زیبایش بندت نمی کند. شصت و اندی کیلومتر که از بانه جدا می شوی و از دره های کم درخت و پر درخت جنگل ها و بیشه ها می گذری – از دور چشمت به سر دشت می افتد. شبش همچون ریسمانی از ستارگان در بلندای جاده ها دیده می شود. بلند و خواستنی جاده ها در میان در ه ها ی سبزمی پیچد همچون ماری به چله نشسته می نماید.. سر دشت نشسته در میان کوه ها در ارتفاع چند هزار پایی بلاتر از سطح در یا. با نشیب و فرازهایی دلنشین و جذاب با رودخانه ی زاب کوچک که از کنار شهر می گذرد و بعد به سیروان بزرگ و بعد ها در کردستان عراق به دجله و فرات می پیوندد.
سر دشت شهری مرزیست پلی میان کردستان و آذربایجان غربی – رشته ی اتصال دو قوم پایا و ماندگارکرد و ترک ایرانی که هر دو از نگاهبانان تمدن ایران زمین بوده اند و تاثیر کرد ها در این راستا به مراتب بیشتر که اولین حکومت تمدن و شهر نشینی ایرا ن را ( مادها ) کردها پی ریختند.
شلماش به رود خانه ی زاب بزرگ می ریزد و با پیوندی زیبا به سیروان دل می بندد . شلماش در کردستان بی همتاست و مانند بسیاری از چشم اندازهای دیگرش – با کوه آربابای بانه اش – با دریاچه ی مسحور کننده ی زریبارش – آبیدر سپید موی بالا بلندش –و امیریه زیبای سنندجش – با چارچراغ و پل سرخ مهابادش و با غار کرفتو و زیویه ی سقزش و ده ها چشم انداز بکر و تاریخی دیگرپر صلابت ایستاده است.
رودخانه با آب زلال و گورایش در خنکای آبشاری بی نظیر – شادی نا خواسته ی ای را در قلبت می ریزد- درختانی سر به فلک کشیده - در میان دره ای سر دشت – رستورانی کوچک نزدیک رودخانه ی بالای آبشاربا امکانات گردشگری بسیار محدودی مانند چادرها و سکوها یی هر چند کوچک اما جاییست برای خفتن و آرامیدن عا شقان طبیعت وحش و بکر کردستان.مویسقی آب و صدای (سیره ها)1 و پرند ه گان رهای جنگلی –که نخ صدایشان را به آرامش و سکوت کوهستان داده اند . پاکی هوای کوهستان ریه هایت را می شوید و نغس عمیقی جان تازه ای به کالبد خسته ات می دمد.
کمی دورتر از شلماش در بیست کیلومتری آنجا به مرزکردستان ایران و کردستان عراق می رسی. دو ایستگاه پیوند های تاریخی یک ملت. بازار چایی و بلور و برنج و ........– صدای موسیقی دلنواز کردی مرزداران را به شعف می اندازد.و به خاطرات دور و نزدیکشان چنگ می زند- تا تو جان تازه ای بگیری و از غوغا و جنجال شهررها شوی. دلت می خواهد خودتت را در آبشار بریزی و تن به خنکای آبی بسپاری – ولی فشار نیرومند آب از کنار آبشار دورت می کند.اشکوب های زیر آبشار بقدری عمیق است که کسی را یارآشکار کردن راز درونی ومتراژ واقعی آنها نیست. درخت های سر بر کشیده ی انار از نوع پر آب ترین و شیرین ترین آنها – کوچه باغ هایی از ارغوان بر آمده از دل کوهپایه . دل کندنت را از این دیار اهورایی سخت دشوارکرده است. دیگر نمی خواهی از این طبیعت جان دار و محسور کننده دل بکنی و باز گردی . برای امنیت جان مسافران پله ها و نرده هایی تازه در اطراف پرتگاه مشرف بر ّبشار جا شازی شده است.تا از صدمات احتملی عاشقان طبیعت بکاهد. این نگین آبی – با آسمان شفاف وفضای سبزش بخاطر درختان و بوته های کهن سالش براستی دیدنی ست.که سر دشت نه در آذر بایجان غربی که در دل کردستان جای دارد.
1- "سیره "نوعی پرنده رنگین بال و خوش صدا ست
در قلب کردستان سبز
کوردستان خوًشه خاکی دلگیره
ار سنندج که راه میافتی – راه مقصد دور می نماید. صبح خیلی زود – هوای تازه ی گرگ ومیش شده- جاده ی سقز پر طراوت وسبز – عبور از سد قشلاق این آبی خوش رنگ- که از دیواندره و بعد سقز – کوها و کوه پایه ها و سبزی دره ها و کشت زار های گشاده رو در مقابلت به سلامی گرم به اسقبالت می آیند و مانند مردم مهربان کردستان نگاهت ربه سوی خویش میکشند..هوایی بی دود گازویل و بنزین و بدور از جنجال و غوغای بوق ماشین ها و صدای دست فروش ها – دلت می خواهد گوشه ای توقف کنی و نفسی عمیق بکشی. سی چهل کیلومتر آنطرفتر از سقز –بانه به اسقبالت می آید. مرز کردستان عراق – عبور از بازار چه ها – آدمی را به یاد حقایق فیلم " زمانی برای مستی اسب های " بهمن قبادی می اندازد. انگار قبادی دارد با تو دو باره فیلم بر داری می کند. بازار چه ها و پاسازهایی گو ناگون و اجناسی ارزان تر از جاهای دیگردر این منطقه که بدون واسطه ی حضور دلالان بدستت می رسد. تفاوت قیمت ها در اینجا با دیگر شهر های استان غیر مرزی کردستان چقدر چشمگیر و محسوس است. انچه که می خواهی از شیر شتر تا جان آدمی بدستت می رسد. دلت آرام ندارد. گشتی در شهر و گپی با اهالی با صفای آنجا. بانه با آربابای بلند قامت زیبایش بندت نمی کند. شصت و اندی کیلومتر که از بانه جدا می شوی و از دره های کم درخت و پر درخت جنگل ها و بیشه ها می گذری – از دور چشمت به سر دشت می افتد. شبش همچون ریسمانی از ستارگان در بلندای جاده ها دیده می شود. بلند و خواستنی جاده ها در میان در ه ها ی سبزمی پیچد همچون ماری به چله نشسته می نماید.. سر دشت نشسته در میان کوه ها در ارتفاع چند هزار پایی بلاتر از سطح در یا. با نشیب و فرازهایی دلنشین و جذاب با رودخانه ی زاب کوچک که از کنار شهر می گذرد و بعد به سیروان بزرگ و بعد ها در کردستان عراق به دجله و فرات می پیوندد.
سر دشت شهری مرزیست پلی میان کردستان و آذربایجان غربی – رشته ی اتصال دو قوم پایا و ماندگارکرد و ترک ایرانی که هر دو از نگاهبانان تمدن ایران زمین بوده اند و تاثیر کرد ها در این راستا به مراتب بیشتر که اولین حکومت تمدن و شهر نشینی ایرا ن را ( مادها ) کردها پی ریختند.
شلماش به رود خانه ی زاب بزرگ می ریزد و با پیوندی زیبا به سیروان دل می بندد . شلماش در کردستان بی همتاست و مانند بسیاری از چشم اندازهای دیگرش – با کوه آربابای بانه اش – با دریاچه ی مسحور کننده ی زریبارش – آبیدر سپید موی بالا بلندش –و امیریه زیبای سنندجش – با چارچراغ و پل سرخ مهابادش و با غار کرفتو و زیویه ی سقزش و ده ها چشم انداز بکر و تاریخی دیگرپر صلابت ایستاده است.
رودخانه با آب زلال و گورایش در خنکای آبشاری بی نظیر – شادی نا خواسته ی ای را در قلبت می ریزد- درختانی سر به فلک کشیده - در میان دره ای سر دشت – رستورانی کوچک نزدیک رودخانه ی بالای آبشاربا امکانات گردشگری بسیار محدودی مانند چادرها و سکوها یی هر چند کوچک اما جاییست برای خفتن و آرامیدن عا شقان طبیعت وحش و بکر کردستان.مویسقی آب و صدای (سیره ها)1 و پرند ه گان رهای جنگلی –که نخ صدایشان را به آرامش و سکوت کوهستان داده اند . پاکی هوای کوهستان ریه هایت را می شوید و نغس عمیقی جان تازه ای به کالبد خسته ات می دمد.
کمی دورتر از شلماش در بیست کیلومتری آنجا به مرزکردستان ایران و کردستان عراق می رسی. دو ایستگاه پیوند های تاریخی یک ملت. بازار چایی و بلور و برنج و ........– صدای موسیقی دلنواز کردی مرزداران را به شعف می اندازد.و به خاطرات دور و نزدیکشان چنگ می زند- تا تو جان تازه ای بگیری و از غوغا و جنجال شهررها شوی. دلت می خواهد خودتت را در آبشار بریزی و تن به خنکای آبی بسپاری – ولی فشار نیرومند آب از کنار آبشار دورت می کند.اشکوب های زیر آبشار بقدری عمیق است که کسی را یارآشکار کردن راز درونی ومتراژ واقعی آنها نیست. درخت های سر بر کشیده ی انار از نوع پر آب ترین و شیرین ترین آنها – کوچه باغ هایی از ارغوان بر آمده از دل کوهپایه . دل کندنت را از این دیار اهورایی سخت دشوارکرده است. دیگر نمی خواهی از این طبیعت جان دار و محسور کننده دل بکنی و باز گردی . برای امنیت جان مسافران پله ها و نرده هایی تازه در اطراف پرتگاه مشرف بر ّبشار جا شازی شده است.تا از صدمات احتملی عاشقان طبیعت بکاهد. این نگین آبی – با آسمان شفاف وفضای سبزش بخاطر درختان و بوته های کهن سالش براستی دیدنی ست.که سر دشت نه در آذر بایجان غربی که در دل کردستان جای دارد.
1- "سیره "نوعی پرنده رنگین بال و خوش صدا ست
میتی مالیسم 4
هنوز برایت می نویسم
آفتاب تازه سر زده است. می آیی تا باز رو سریت را بر دارم و شب را تماشاکنم. این دشت تاریک هنوز آبیاری نورمی خواهد و تشنه ی ماهتاب! این یلدا که تو باشی ماندنی ست و آغاز روشنایی ! می گویند تولد نور.گفتی بنویسم - که می نویسی می دانم عشق را انکار نکرده ای.اینجا دو راه وجود دارد- انتخاب با تست. میمانی یا میروی.گذشته را اگر قطع نمی کردی- فاجعه ای سر راهت می نشست. این چشمه را که زاینده است - نمی توانی بخشکانی که خودتت را بی شکوفه کرده ای .برای اینکه بمانی باید کسی باشد که برایت بنویسد.و نوشتن عشق می خواهد و دیدار و در هر شرایطی ماندن. یک شب گفتی که دلت را در باغ دیگری گم کرده ای و من داستان را نا تمام دیدم.باید کسی باشد که بداند این پیچ چند ساعت تا قله راه دارد. این سبدگل یاس را که با خودتت آورده ای- اگر عاشق بمانی در قصه هایم خواهم کاشت.میدانی هر گل قصه ای می شود. تا از خشکسالی دورمان کندو شاید طرح تازه ای تا تو بتوانی حرف بزنی. و من .......
آفتاب تازه سر زده است. می آیی تا باز رو سریت را بر دارم و شب را تماشاکنم. این دشت تاریک هنوز آبیاری نورمی خواهد و تشنه ی ماهتاب! این یلدا که تو باشی ماندنی ست و آغاز روشنایی ! می گویند تولد نور.گفتی بنویسم - که می نویسی می دانم عشق را انکار نکرده ای.اینجا دو راه وجود دارد- انتخاب با تست. میمانی یا میروی.گذشته را اگر قطع نمی کردی- فاجعه ای سر راهت می نشست. این چشمه را که زاینده است - نمی توانی بخشکانی که خودتت را بی شکوفه کرده ای .برای اینکه بمانی باید کسی باشد که برایت بنویسد.و نوشتن عشق می خواهد و دیدار و در هر شرایطی ماندن. یک شب گفتی که دلت را در باغ دیگری گم کرده ای و من داستان را نا تمام دیدم.باید کسی باشد که بداند این پیچ چند ساعت تا قله راه دارد. این سبدگل یاس را که با خودتت آورده ای- اگر عاشق بمانی در قصه هایم خواهم کاشت.میدانی هر گل قصه ای می شود. تا از خشکسالی دورمان کندو شاید طرح تازه ای تا تو بتوانی حرف بزنی. و من .......
بودن یا نبودن
وقتی که نمی توانی باشی ! نگو هستم!!
و آنگاه که استاده ای و تقویم را جابجا می کنی نگو نیستم !!
عقربه های عمر همچون ساعت مچی به عقب بر نمی گردد و میماند تا تو چه کاشته ای برای سر سبزی باور هایت ! و تمام قصه از همین جا آغاز می شود و اینچنن است که کسی میماند و کسی میمرد.!!
و آنگاه که استاده ای و تقویم را جابجا می کنی نگو نیستم !!
عقربه های عمر همچون ساعت مچی به عقب بر نمی گردد و میماند تا تو چه کاشته ای برای سر سبزی باور هایت ! و تمام قصه از همین جا آغاز می شود و اینچنن است که کسی میماند و کسی میمرد.!!
غبار عشق
غزل 065
غبارعشق[1]
سید فیصل مجتوی
پیرعشقــــی زآن سبب نــــای بیانت مانده است
عکس وتصویـــــرصدایت تا قیامت مانده است
میل عشــق پـــرفــــروغت دیـــدم انــــدرآینـــــه
چــــون زلال جویباران روبه کامت مانده است
شکــــوه ای ازیارکـــــردی رفتنش دادی بـه باد
چشمـــی ازچشـــم بهاران پیش پایت مانده است
رفتن معشــــــوق دانـــــــم جزخیالی بیش نیست
چـــون کـــه درچنگ خیال تیزکامت مانده است
چشم تـــرکــن تا کــه آب آتش زدل راند به سیل
ورنــه با دل گــرد وخاکی با کسالت مانده است
دل بـــه دریایـــی زدی کــان بحـر را آتش فزود
زآن غبـارعشق اینجا چــون صدایت مانده است
آشنــــایـــــان آشنــــا را آشنــــایـــــی داده انـــــد
قصّه هـــای چشم زیبا زآن به یادت مـانده است
سیّدا مــــی گــــوعبادی,چشــــــم دل درکاررفت
زآن زهـورحسن باقی مـی به جامت مانده است
سنندج 21/9/1385 ه – ش
وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر : رمل مثمن محذوف
--------------------------------------------------------------------------------
[1] این غزل در پاسخ غزلی از جناب آقای ایرج عبادی سروده شده است.
غبارعشق[1]
سید فیصل مجتوی
پیرعشقــــی زآن سبب نــــای بیانت مانده است
عکس وتصویـــــرصدایت تا قیامت مانده است
میل عشــق پـــرفــــروغت دیـــدم انــــدرآینـــــه
چــــون زلال جویباران روبه کامت مانده است
شکــــوه ای ازیارکـــــردی رفتنش دادی بـه باد
چشمـــی ازچشـــم بهاران پیش پایت مانده است
رفتن معشــــــوق دانـــــــم جزخیالی بیش نیست
چـــون کـــه درچنگ خیال تیزکامت مانده است
چشم تـــرکــن تا کــه آب آتش زدل راند به سیل
ورنــه با دل گــرد وخاکی با کسالت مانده است
دل بـــه دریایـــی زدی کــان بحـر را آتش فزود
زآن غبـارعشق اینجا چــون صدایت مانده است
آشنــــایـــــان آشنــــا را آشنــــایـــــی داده انـــــد
قصّه هـــای چشم زیبا زآن به یادت مـانده است
سیّدا مــــی گــــوعبادی,چشــــــم دل درکاررفت
زآن زهـورحسن باقی مـی به جامت مانده است
سنندج 21/9/1385 ه – ش
وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر : رمل مثمن محذوف
--------------------------------------------------------------------------------
[1] این غزل در پاسخ غزلی از جناب آقای ایرج عبادی سروده شده است.
پیش بینی آینده ی کردستان عراق
> پیش بینی آینده ی کردستان عراق
پیش بینی آیند ه ی عراق
در صورت تجزیه ، فدراتیو عراق می ماند
مصاحبه با سفیر کبیر سابق آمریکا در عراق پیتر گال برایت
نویسنده : میشل یانگ سر دبیر نشریه ی دیلی استار
ترجمه از انگلیسی به فارسی : به نقل از سایت کردیش میدا _ سر دبیرسایت
همچنان که سیاست بوش در مورد عملیات نظامی در کشور عراق مورد شک قرار می گیرد، منقدین با بررسی نقاط ضعف قابل طرح حزب جمهوری خواه، یعنی حزب حاکم بر ایالات متحده ، به دنبال پیدا کردن راههایی برای شکستن بحران موجود و رها شدن از هرج و مرج در کشور عراق هستند. آنان همچنین در حال تعریف تازه ای در مورد نقش امریکایی ها در این کشورند. از سوی دمکرات ها ، پیتر گال برایت نقش بسیار مهمی را در تلاش برای شکل دادن گیر و گرفت های اوضاع داخلی و راضی کردن مردم آمریکا در مجموعه ی مقا له های خود در نشریه ی ( the new york review book) داشته است. او سفیر کبیر سابق آمریکا در کانادا ست که بعدها عمیقا" در مسئله ی تیمور شرقی در گیر شد.
گال برایت نقش تعین کننده ای در مسایل عراق بعنوان مشاور کمیته ی روابط خارجی سیاسی آمریکا پیدا کرد و در سالهای بین 1993-1979 این نقش را عهده دار بود. در طول آن سالها ، او گزارش های زیادی را در مورد جنگ ایران و عراق و جنایت های و حشیانه ی بعثی ها و عراقی ها علیه کردهای ستم کشیده ی کشور عراق به چاپ رسانید.
گال برایت در حال حاضر مشغول نوشتن کتابی مستند و تحلیلی در مورد رویدادهای عراق جاری است.
میشل یانگ : نظر شما در بار ه ی آینده ی عراق چیست و اوضاع را بعد از انتخابات در ماه دسامبر که بر پایه ی قانون اساسی جدید بر گزار شد چگونه ارزیابی می کنید ؟
پیتر گال : نتایج انتخابات دسامبر مانند ژانویه است . ملت های آن کشور به هویت و ارزش های خود رای دادند. تعدادکمی هم بعنوان عراقی در رای گیری شرکت کردند. کردها یکبار دیگر با قاطعیت با توجه به لیست نمایندگان کردستان رای خود را به صندوق ها ریختند. شیعه ها نیز به احزاب مذهبی خود تمایل نشان دادند. در انتخابات ژانویه سنی ها با اشتباه فاحشی در انتخابات شرکت نکردند اما در انتخابات دسامبر با شرکت تا حدی چشمگیر خود هویت و نظرات خود را اعلام نمودند. و به احزاب سنی و بویژه به عراقی هاییکه تا حدی به رژیم گذشته وابسته بودند رای دادند. در عین حال – سکو لا رها و نیروی چپ هم تا حدی با توجه به تمایلات ملی عرب ها صاحب رای شدند. این سازمان ها یا احزاب تنها جریان هایی بودند که توانستند در میان جدل و جدایی بین سنی ها و شیعه ها جایگاهی بیابند، البته از سوی کر دها حمایت نشدند.
میشل یانگ : بعنوان کسی که به نفع سه گروه عمده ی مردم در عراق یعنی کردها ، شیعه ها و سنی ها و اسقرار آزادی در آن کشور سخن بسیار و تلاش های زیادی داشته اید ، فکر می کنید به توجه به تمایلات متفاوت هر یک در مورد شیوه ی حکومتی و ساختار های آن در میان این سه گروه ، قانون اساسی جدید اجازه ی همکاری آنها را به طریق صلح آمیز خواهد داد؟ آیا تمایل متضاد در سه نیروی عمده ی عراق باعث هرج و مرج همچون آنچه که در بوسنی هرزه گوین اتفاق افتاد ، نمی شود؟
گال برایت : به نظر من عراق تکه تکه نمی شود ، چون قانون اساسی جدید حقوق تمامی گروها و اقشار مردم را به طور یکسان تعین کرده است. بعلاوه خود قانون اساسی تغیرات حکومتی دمکراتیک فدراتیو را مشخص نموده است.
آن قانون ساختاری عادلانه را برای ملت های امروزعراق مهیا ساخته است . فکر می کنم
قانون اساسی از ایجاد جنگ داخلی مانند آنچه که در بوسنی اتفاق افتاد جلوگیری می نماید، چون بسیاری از مسایل مورد اختلاف توسط همان قانون رفع شده است. که از آن میان می توان به مسایلی مانند کنترل نفت ، آیند ه ی کرکوک ، قدرت حکومت مرکزی و ..... که می توانست بلقوه عامل جنگ داخلی شود. ملت های عراق ارزش های مشترک خود را تقسیم نمی کنند و یا حتی آرزوی زیستن در یک فدرایتو واحد را ندارند. این قانون اساسی اجازه می دهد که کردها سکو لار باشند و با هویت شرقی خود زندگی نمایند. و اینکه شیعه ها در جنوب فدراتیوی با رژیم اسلامی داشته باشند. این تنها راهی ست که در یک کشور دمکراتیک از بار زیاد مشکلات قومی و فکری و عوامل تفرقه و جدایی می کاهد. اما اگر عراق تجزیه شود، قانون اساسی قدرت فدرالسیم خود را از دست خواهد داد. البته پروسه ی تحولات عراق را درد آور خواهد نمود.
میشل یانگ : تئوری های زیادی برای جلب اعتماد و جلوگیری از نا آرامی های سنی ها وجود دارد ، در حالیکه فضای تمرکز زدایی در کشور عراق رشد قابل توجه ای کرده است. ایا فکر می کنید که یک حکومت مرکزی قابلیت و توانایی آنرا خواهد داشت که مصممانه بر این جبهه ی هرج و مرج طلب تاثیر مثبت بگذارد؟
گال برایت : بی اعتمادی و نا آرامی سنی ها ، می تواند فقط توسط اعراب سنی شکست بخورد. قانون اساسی به آنها اجازه می دهد که ایالت خود را تشکیل دهند. و ارتش خود را داشته باشند. یعنی یک حکومت منطقه ای سنی عربی ، یک ارتش منطقه ای امکان حمایت جمعی و موفقیت بیشتری را خواهد داشت و می تواند بسیاری از نارامی ها را مهار نماید. یک ارتش ملی و وفادار عراقی در مقابل حکومت شیعه ی ایران ، که توسط شیعه ها – کردها و سنی های عراقی هدایت می شود ،مقاوم و نیرومند خواهد بود و هرگز مانند ارتش ناسیونالیستی سنی -عربی دوران صدام حسین و دیکتاتوری آن عمل نخواهد کرد.
میشل یانگ : در هفته های اخیر حرکت هایی در ایالات متحده برای تحمیل برنامه ی عقب نشینی آمریکا و دولت بوش مشاهده می شود. فشاری برای کاهش ارتش وحضور سر بازان در حال افزایش در عراق ، فکر می کنید ، این فشار از کدام جناح داخلی امریکا رهبری می شود. ؟ بویژه که ما انتخابات 2006 آمریکا را هم برای مجلسین و هم برای ریاست جمهوری پشت سر گذاشته ایم؟
گال برایت : مردم امریکا تا حدی اعتماد خود را به رییس جمهمور بوش و سیاست های او در جنگ عراق به دلایلی روشن از دست داده اند. اینکار عمدتا" در طول عمر من – سیاست های خارجی آمریکا را نا کارآمد می نماید. فشار برای عقب نشینی آمریکا و هم پیمانان آن در عراق ، باعث رشد تروریسم و احتمالا" گسترش امواج جزر و مد آن کشور خواهد شد.
میشل یانگ : ما مدت هاست نزدیک و مشاور کرد های عراقی شده ایم . هنگام صحبت پیرامون خود مختاری کردستان یا ایالت مستقل آن ، در مقابل گسترش عراقی متحد و گسترده ما را نگران می کند ، چگونه به این پاسخ جواب دهیم ؟
گال برایت : من سمپاتی زیادی نسبت به کردها دارم ، آنها رنج بسیار زیادی تحت حکومت بعثی عراق – عربی تحمل کرده اند ، اما تحلیل من بر اساس علایق استراتژیک ایالات متحد ه ی امریکا می باشد. هر کردی در کردستان عراق طرفدار استقلال است و نگهداری کردها در عراق علیرغم میلشان فرمولی برای پایان بخشیدن به هرج و مرج و نا آرامی های داخلی عراق نیست. یک عراق متحد ، ضعیف و دست نیافتنی می نماید. ضعیف کردن فدرالیسم از سوس شیعه ها و سنی ها امکان کار برد هایی برای استقلال کردها دارد ، و در این حالت ایالا ت متحده باید حامی جدایی صلح آمیز کر دها در منطقه باشد.
پیش بینی آیند ه ی عراق
در صورت تجزیه ، فدراتیو عراق می ماند
مصاحبه با سفیر کبیر سابق آمریکا در عراق پیتر گال برایت
نویسنده : میشل یانگ سر دبیر نشریه ی دیلی استار
ترجمه از انگلیسی به فارسی : به نقل از سایت کردیش میدا _ سر دبیرسایت
همچنان که سیاست بوش در مورد عملیات نظامی در کشور عراق مورد شک قرار می گیرد، منقدین با بررسی نقاط ضعف قابل طرح حزب جمهوری خواه، یعنی حزب حاکم بر ایالات متحده ، به دنبال پیدا کردن راههایی برای شکستن بحران موجود و رها شدن از هرج و مرج در کشور عراق هستند. آنان همچنین در حال تعریف تازه ای در مورد نقش امریکایی ها در این کشورند. از سوی دمکرات ها ، پیتر گال برایت نقش بسیار مهمی را در تلاش برای شکل دادن گیر و گرفت های اوضاع داخلی و راضی کردن مردم آمریکا در مجموعه ی مقا له های خود در نشریه ی ( the new york review book) داشته است. او سفیر کبیر سابق آمریکا در کانادا ست که بعدها عمیقا" در مسئله ی تیمور شرقی در گیر شد.
گال برایت نقش تعین کننده ای در مسایل عراق بعنوان مشاور کمیته ی روابط خارجی سیاسی آمریکا پیدا کرد و در سالهای بین 1993-1979 این نقش را عهده دار بود. در طول آن سالها ، او گزارش های زیادی را در مورد جنگ ایران و عراق و جنایت های و حشیانه ی بعثی ها و عراقی ها علیه کردهای ستم کشیده ی کشور عراق به چاپ رسانید.
گال برایت در حال حاضر مشغول نوشتن کتابی مستند و تحلیلی در مورد رویدادهای عراق جاری است.
میشل یانگ : نظر شما در بار ه ی آینده ی عراق چیست و اوضاع را بعد از انتخابات در ماه دسامبر که بر پایه ی قانون اساسی جدید بر گزار شد چگونه ارزیابی می کنید ؟
پیتر گال : نتایج انتخابات دسامبر مانند ژانویه است . ملت های آن کشور به هویت و ارزش های خود رای دادند. تعدادکمی هم بعنوان عراقی در رای گیری شرکت کردند. کردها یکبار دیگر با قاطعیت با توجه به لیست نمایندگان کردستان رای خود را به صندوق ها ریختند. شیعه ها نیز به احزاب مذهبی خود تمایل نشان دادند. در انتخابات ژانویه سنی ها با اشتباه فاحشی در انتخابات شرکت نکردند اما در انتخابات دسامبر با شرکت تا حدی چشمگیر خود هویت و نظرات خود را اعلام نمودند. و به احزاب سنی و بویژه به عراقی هاییکه تا حدی به رژیم گذشته وابسته بودند رای دادند. در عین حال – سکو لا رها و نیروی چپ هم تا حدی با توجه به تمایلات ملی عرب ها صاحب رای شدند. این سازمان ها یا احزاب تنها جریان هایی بودند که توانستند در میان جدل و جدایی بین سنی ها و شیعه ها جایگاهی بیابند، البته از سوی کر دها حمایت نشدند.
میشل یانگ : بعنوان کسی که به نفع سه گروه عمده ی مردم در عراق یعنی کردها ، شیعه ها و سنی ها و اسقرار آزادی در آن کشور سخن بسیار و تلاش های زیادی داشته اید ، فکر می کنید به توجه به تمایلات متفاوت هر یک در مورد شیوه ی حکومتی و ساختار های آن در میان این سه گروه ، قانون اساسی جدید اجازه ی همکاری آنها را به طریق صلح آمیز خواهد داد؟ آیا تمایل متضاد در سه نیروی عمده ی عراق باعث هرج و مرج همچون آنچه که در بوسنی هرزه گوین اتفاق افتاد ، نمی شود؟
گال برایت : به نظر من عراق تکه تکه نمی شود ، چون قانون اساسی جدید حقوق تمامی گروها و اقشار مردم را به طور یکسان تعین کرده است. بعلاوه خود قانون اساسی تغیرات حکومتی دمکراتیک فدراتیو را مشخص نموده است.
آن قانون ساختاری عادلانه را برای ملت های امروزعراق مهیا ساخته است . فکر می کنم
قانون اساسی از ایجاد جنگ داخلی مانند آنچه که در بوسنی اتفاق افتاد جلوگیری می نماید، چون بسیاری از مسایل مورد اختلاف توسط همان قانون رفع شده است. که از آن میان می توان به مسایلی مانند کنترل نفت ، آیند ه ی کرکوک ، قدرت حکومت مرکزی و ..... که می توانست بلقوه عامل جنگ داخلی شود. ملت های عراق ارزش های مشترک خود را تقسیم نمی کنند و یا حتی آرزوی زیستن در یک فدرایتو واحد را ندارند. این قانون اساسی اجازه می دهد که کردها سکو لار باشند و با هویت شرقی خود زندگی نمایند. و اینکه شیعه ها در جنوب فدراتیوی با رژیم اسلامی داشته باشند. این تنها راهی ست که در یک کشور دمکراتیک از بار زیاد مشکلات قومی و فکری و عوامل تفرقه و جدایی می کاهد. اما اگر عراق تجزیه شود، قانون اساسی قدرت فدرالسیم خود را از دست خواهد داد. البته پروسه ی تحولات عراق را درد آور خواهد نمود.
میشل یانگ : تئوری های زیادی برای جلب اعتماد و جلوگیری از نا آرامی های سنی ها وجود دارد ، در حالیکه فضای تمرکز زدایی در کشور عراق رشد قابل توجه ای کرده است. ایا فکر می کنید که یک حکومت مرکزی قابلیت و توانایی آنرا خواهد داشت که مصممانه بر این جبهه ی هرج و مرج طلب تاثیر مثبت بگذارد؟
گال برایت : بی اعتمادی و نا آرامی سنی ها ، می تواند فقط توسط اعراب سنی شکست بخورد. قانون اساسی به آنها اجازه می دهد که ایالت خود را تشکیل دهند. و ارتش خود را داشته باشند. یعنی یک حکومت منطقه ای سنی عربی ، یک ارتش منطقه ای امکان حمایت جمعی و موفقیت بیشتری را خواهد داشت و می تواند بسیاری از نارامی ها را مهار نماید. یک ارتش ملی و وفادار عراقی در مقابل حکومت شیعه ی ایران ، که توسط شیعه ها – کردها و سنی های عراقی هدایت می شود ،مقاوم و نیرومند خواهد بود و هرگز مانند ارتش ناسیونالیستی سنی -عربی دوران صدام حسین و دیکتاتوری آن عمل نخواهد کرد.
میشل یانگ : در هفته های اخیر حرکت هایی در ایالات متحده برای تحمیل برنامه ی عقب نشینی آمریکا و دولت بوش مشاهده می شود. فشاری برای کاهش ارتش وحضور سر بازان در حال افزایش در عراق ، فکر می کنید ، این فشار از کدام جناح داخلی امریکا رهبری می شود. ؟ بویژه که ما انتخابات 2006 آمریکا را هم برای مجلسین و هم برای ریاست جمهوری پشت سر گذاشته ایم؟
گال برایت : مردم امریکا تا حدی اعتماد خود را به رییس جمهمور بوش و سیاست های او در جنگ عراق به دلایلی روشن از دست داده اند. اینکار عمدتا" در طول عمر من – سیاست های خارجی آمریکا را نا کارآمد می نماید. فشار برای عقب نشینی آمریکا و هم پیمانان آن در عراق ، باعث رشد تروریسم و احتمالا" گسترش امواج جزر و مد آن کشور خواهد شد.
میشل یانگ : ما مدت هاست نزدیک و مشاور کرد های عراقی شده ایم . هنگام صحبت پیرامون خود مختاری کردستان یا ایالت مستقل آن ، در مقابل گسترش عراقی متحد و گسترده ما را نگران می کند ، چگونه به این پاسخ جواب دهیم ؟
گال برایت : من سمپاتی زیادی نسبت به کردها دارم ، آنها رنج بسیار زیادی تحت حکومت بعثی عراق – عربی تحمل کرده اند ، اما تحلیل من بر اساس علایق استراتژیک ایالات متحد ه ی امریکا می باشد. هر کردی در کردستان عراق طرفدار استقلال است و نگهداری کردها در عراق علیرغم میلشان فرمولی برای پایان بخشیدن به هرج و مرج و نا آرامی های داخلی عراق نیست. یک عراق متحد ، ضعیف و دست نیافتنی می نماید. ضعیف کردن فدرالیسم از سوس شیعه ها و سنی ها امکان کار برد هایی برای استقلال کردها دارد ، و در این حالت ایالا ت متحده باید حامی جدایی صلح آمیز کر دها در منطقه باشد.
فرازهایی ازقانون سندیکای روزنامه نگاران کردستان عراق
روزنامه نگاری در ایران
فراز هایی از قانون سندیکای روزنامه نگاران کردستان عراق
ترجمه از کردی : ایرج عبادی
ماده ی چهارم
سندیکای روزنانه نگاران کردستان برای بدست آوردن حقوق صنفی
خود در راستای خدمات مطبوعاتی بشرح زیر تلاش می نماید :
1- احترام و رعایت آزادی روزنامه نگاران – آزادی عقیده و انتشار آن ،
حمایت ازحقوق روزنامه نگاران و حفظ چهارچوب های آن قانون
2- ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب برای هر چه بیشتر و به قوت کردن
امر اطلاع رسانی روزنامه نگاران و مطبوعات
3- ایجاد ارتباط با اتحادیه ی روزنامه نگاران جهان و استفاده
از تجارب آنها
4- متحد کردن روزنامه نگاران در راستای حقوق صنفی با استفاده
از شیوه ها وتجارب نوین جهانی
5- پشتیبانی و حمایت از روزنامه نگاران در شرایط ضروری
6- بر جسته کردن ویژه گهای دمکراتیک رژیم فدراتیو و یا آنچه
که ملت کردخواهان آنست
7- پیروی از بیانیه های حقوق بشر و آزادیهای اساسی جهانی برای گسترش
دمکراسی در میان مردم مناطق کردستان و کرد نشین
8- پشتیبانی از مبارزات ملت کرد در چار چوب سازمان ملل متحد و
حقوق بشر و ازمیان بردن گیر و گرفت های احتمالی سا نسورو ایجاد
شرایط برابر برای تمامی ادیان ،و مکاتب سیاسی در مطبوعات کردستان.
9- مشارکت در ایجاد حکومتی قانونمند و توان دادن به مراکز تعدیل قدرت
حکومتی یک سونگر
10- حفظ و تکریم سیادت قانون و استقلال قاضی
11- حفظ و گسترش اندیشه و افکار ملی بر اساس فرهنگ و تاریخ کرد ها
فصل چهارم
حقوق و اعتقادات
اول – حقوق
ماده ی نوزده :
1- روزنامه نویس همچون کارمندی تلقی می گردد و از تمامی حقوق یک کارمند بر
خوردار است
2- هنگام تغیرات اشل حقوق کارمندان تمامی مزایا همچون احراز گروه ، پایه ، حق
اجار ه ی مسکن، و امتیازات کارمندی به یک روزنامه نویس تعلق می گیرد
3- چنانچه هنگام کار یا در حین اجرای و ظیفه برای روزنامه نگاری گرفتاری ایجاد
گردد موسسه ایکه او در آنجا کار می کند باید در رفع گرفتاریهای وی بکوشد و
حقوق از کار افتادگی و بازنشستگی او را تضمین نماید
4- ر.زنامه نگار بازنشسته در چها رچوب قانون می تواند در سایر ادارات کار نماید
5- چنانچه علیه روزنامه نگاری به دادگاه شکایت شود ، باید سندیکا روزنامه نگاران
با خبر گردد، هیچگونه پرسش و یا اقدام تجسسی از خبر نگاران و روز نامه نگاران
بدون اطلاع سندیکای روز نامه نگاران ، از سوی هیچ مقامی جایز نیست و پیگرد
قانونی دارد
6- هر گونه تجاوز به حریم روزنامه نگاران مجازانی همچون تجاوز به حقوق کارمندان
هنگام اجرای وظایف اداری خواهد داشت
7- اگر روزنامه نگاری هنگام اجرای ماموریت مطبوعاتی خود در گذشت . بنا به
دستور انجمن وزیران اقلیم کردستان در گذشته ( فدراتیو کردستان ) فعلی با نام
عضو " شرفی " سندیکا محسوب خواهد شد.
فراز هایی از قانون سندیکای روزنامه نگاران کردستان عراق
ترجمه از کردی : ایرج عبادی
ماده ی چهارم
سندیکای روزنانه نگاران کردستان برای بدست آوردن حقوق صنفی
خود در راستای خدمات مطبوعاتی بشرح زیر تلاش می نماید :
1- احترام و رعایت آزادی روزنامه نگاران – آزادی عقیده و انتشار آن ،
حمایت ازحقوق روزنامه نگاران و حفظ چهارچوب های آن قانون
2- ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب برای هر چه بیشتر و به قوت کردن
امر اطلاع رسانی روزنامه نگاران و مطبوعات
3- ایجاد ارتباط با اتحادیه ی روزنامه نگاران جهان و استفاده
از تجارب آنها
4- متحد کردن روزنامه نگاران در راستای حقوق صنفی با استفاده
از شیوه ها وتجارب نوین جهانی
5- پشتیبانی و حمایت از روزنامه نگاران در شرایط ضروری
6- بر جسته کردن ویژه گهای دمکراتیک رژیم فدراتیو و یا آنچه
که ملت کردخواهان آنست
7- پیروی از بیانیه های حقوق بشر و آزادیهای اساسی جهانی برای گسترش
دمکراسی در میان مردم مناطق کردستان و کرد نشین
8- پشتیبانی از مبارزات ملت کرد در چار چوب سازمان ملل متحد و
حقوق بشر و ازمیان بردن گیر و گرفت های احتمالی سا نسورو ایجاد
شرایط برابر برای تمامی ادیان ،و مکاتب سیاسی در مطبوعات کردستان.
9- مشارکت در ایجاد حکومتی قانونمند و توان دادن به مراکز تعدیل قدرت
حکومتی یک سونگر
10- حفظ و تکریم سیادت قانون و استقلال قاضی
11- حفظ و گسترش اندیشه و افکار ملی بر اساس فرهنگ و تاریخ کرد ها
فصل چهارم
حقوق و اعتقادات
اول – حقوق
ماده ی نوزده :
1- روزنامه نویس همچون کارمندی تلقی می گردد و از تمامی حقوق یک کارمند بر
خوردار است
2- هنگام تغیرات اشل حقوق کارمندان تمامی مزایا همچون احراز گروه ، پایه ، حق
اجار ه ی مسکن، و امتیازات کارمندی به یک روزنامه نویس تعلق می گیرد
3- چنانچه هنگام کار یا در حین اجرای و ظیفه برای روزنامه نگاری گرفتاری ایجاد
گردد موسسه ایکه او در آنجا کار می کند باید در رفع گرفتاریهای وی بکوشد و
حقوق از کار افتادگی و بازنشستگی او را تضمین نماید
4- ر.زنامه نگار بازنشسته در چها رچوب قانون می تواند در سایر ادارات کار نماید
5- چنانچه علیه روزنامه نگاری به دادگاه شکایت شود ، باید سندیکا روزنامه نگاران
با خبر گردد، هیچگونه پرسش و یا اقدام تجسسی از خبر نگاران و روز نامه نگاران
بدون اطلاع سندیکای روز نامه نگاران ، از سوی هیچ مقامی جایز نیست و پیگرد
قانونی دارد
6- هر گونه تجاوز به حریم روزنامه نگاران مجازانی همچون تجاوز به حقوق کارمندان
هنگام اجرای وظایف اداری خواهد داشت
7- اگر روزنامه نگاری هنگام اجرای ماموریت مطبوعاتی خود در گذشت . بنا به
دستور انجمن وزیران اقلیم کردستان در گذشته ( فدراتیو کردستان ) فعلی با نام
عضو " شرفی " سندیکا محسوب خواهد شد.
Thursday, January 04, 2007
ارزش ها گاه فرو می ریزند
مهم نیست کجای قصه نشسته ای یا می خواهی کجا بیایستی؟
مهم آن است که خود قهرمان این قصه باشی!
می خواهی صدایم کنی تا بگویم هستم ولی من نگاهت می کنم
تا بدانی که حرفت را شنیده ام.
به تو گفته اند خودت را مخفی کن تا آفتاب نبیندت!
پاکی این نیست که پرد ه های پشت پنجره ات را بیاندازی
پاکی این است که کهنگی را از خودت دور کنی
تا نجات یابی و تن به آب تنی درروز بسپاری!
ولی نمی دانستند که تو به نور و به هوا و به عشق
نیاز داری تا خود را بسازی تا آینده ات را با دیگران!
تجربه اگر نکنی کم می آوری و هشیار اگر نباشی پر پرت می کنند.
ارزش این نیست که دور از چشم کسان بپوسی
ارزش اینستکه با کسان
مهر بانی را یاد بگیری.
گاه ارزش ها ی کهنه کم می آورند و بد جوری فرو می ریزند.
مهم آن است که خود قهرمان این قصه باشی!
می خواهی صدایم کنی تا بگویم هستم ولی من نگاهت می کنم
تا بدانی که حرفت را شنیده ام.
به تو گفته اند خودت را مخفی کن تا آفتاب نبیندت!
پاکی این نیست که پرد ه های پشت پنجره ات را بیاندازی
پاکی این است که کهنگی را از خودت دور کنی
تا نجات یابی و تن به آب تنی درروز بسپاری!
ولی نمی دانستند که تو به نور و به هوا و به عشق
نیاز داری تا خود را بسازی تا آینده ات را با دیگران!
تجربه اگر نکنی کم می آوری و هشیار اگر نباشی پر پرت می کنند.
ارزش این نیست که دور از چشم کسان بپوسی
ارزش اینستکه با کسان
مهر بانی را یاد بگیری.
گاه ارزش ها ی کهنه کم می آورند و بد جوری فرو می ریزند.
Thursday, December 07, 2006
توجه توجه توجه

توجه توجه توجه
انتخابات نزدیک است
من به مشهدی جعفر کردستانی
از جناح حرافان رای می دهم
الف – طناز
پیش زمینه ی لیته جات
جونم براتون بگه که من و چند نفر از دوستان جون جونی که گاهی ناخونکی به ترشی جات می رنیم – خرید و پرید تمامی ترش آلات و ترشی جات منزل را از مفازه ی مشهدی جعفر کردستانی واقع در ناف خیابان سیروس سنندج مرکز کار وکاسبی و بیکاری به عهده داریم.
اصلاتا" حعفر آفا مشهدیست و تو اون بحبوحه های مسایل کردستان آمد بود برای جنگ با اشرار و بعد هم گلویش گیر کرد به یک خانم گرفتار کرد و از همه جا بی خبر و با ما کرد ها وصلت کرد. دو بچه نیم قد و تمام قد بنام های جیران و سوران دارد. الیته بچه های دو رگه تا حدی به زبان کردی هم آشنایی پیدا کرده اند. و ........ خودش هم کردی اردلانی را خوب یاد گرفته است. !
داخل پرانتز - این آقا جعفر گاهی از کرد هم کرد تر می شود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
این آقا از دیرو دور هم با حضرات بالای ادرات مکرمه رفت و آمد های نه مشکوک بلکه علنی دارد. گاهی برای از ما بهتران هم رمالی می کند. و می شود عامل سرگرمی خلق اله بیکار و فقیر آن حوالی- بین خودمان باشد. حعفر آقا گاهی حرف های درون سازمانی را هم لو می دهد. حلا به عمد یا به سهو بماند. ولی برای من طناز می شود خوراک نوشتن. تا ....... با شما درد دلی کنم !
-------------------------
آنروز که رفته بودم برای خرید ترشی – حال و هوای گذسته را نداشت و حرف های دیگری می زد. دیدم جناحی تشکیل داده است به نام " جناح حرافان "
گفت : حاج آقا طناز- راستش دنیا – دنیای جناحه- حداقل تو کشور خودمون.. جناح محافظه کاران. جناح معتلفه ی اسلامی- جناح اصلاج طلبان کرد – فارس و .... جناح ترشی جات- جناح صرافان- جناح بیکاران و روزنامه جات – آباد گران و اصولگریان. خراپ گرایان و عیره ..... وحالا جناح تازه ی حرفان!!؟؟
مشهدی جعفر بعد ازاعلام عدم مصلحت حضرات بالا برای مجلس شورای اسلامی - اینبار هوای شورای شهر به سرش زده است. یعنی به او وچند نفر دیگر گفته اند به پیش!
او خبره شده. در انتخابات قبلی یاد گرفت که با شعار 50 هزار تومان ماهانه برای هر خانواده می تواند رای جمع کند. حالا اعتلاف او شعار بنزین ریگان را برای کردستان سر می دهد.
مشهدی حعفرخیلی زیرک است – می بیندفروش بنزین دارد هوشمند می شود. یعنی کارتی و کارتی هم که می دانی یعنی چه ........ ؟ خود حساب در آمد های آنچنانی شورا را هم دارد و یعد زکاتش راهم که می دهد. آش اینجا – لواش اینجا!
دکانش شده بود دفتر انتخابات پر از عکس های آنچنانی با ژست های آتچنانی ..
و شعار و شعارو برنامه ی عریض و طویل پیش رو. : بخوانید :
اعتلاف بزرگ حناج حرافان :
کردستان بهشت ایران خواهد شد!
همشریان درد مند سنندجی – کردستانی
مردم غیور و شرافتمند کردستان! با یاوری ایزد توانا و شما مردم آگاه بر آنیم تا کردستان را بهشت سازیم ! پروژه ی 10 ماده ای ما برای آبادی کردستان به شرح زیر اعلا م می گردد:!!!
1.- مجانی کردن بنزین سهمیه ای فعلی در استان کردستان
2.ایجاد د ه ها پارک تازه و بزرگ
3-. ایحاد ده ها شیرخوارگاه مدرن برای کودکان گرسنه ی سنندجی در کنار کار خانه های سر به فلک کشیده
4- رفع بیکاری تورم و گرانی برای شهروندان و جوانان تحصیل کرده ی کرد
5- ایجاد و تقویت تشکل های صنفی و عیر دولتی( n.g.o ) های مدرن در جامعه ی مدنی امروزی ایران
6.رفع تبعیض از حقوق زنان
7- صدور مجوز برای روزنامه های تازه و رفع توقیف از بازداشت
روزنامه نگاران کرد و نشریات کردستان
8- اسفالت مجد د تمامی خیابان های زوار در رفته ی شهر سنندج و در نهایت کردستان
9-انتخاب یک شهر دار متخصص برای آباد کردن خرابی های چندین ساله ی کردستان و بویژه شهر سنندج
10- مبارزه با زمین خواران و بند و بست های پشت پرده برای از حالت فروش ملکی خارج کردن اراضی پارک ها
بما رای دهید !!!!!!!
اعتلاف نیرومند حناح حرافان:
شورای اسلامی شهر سنندج
1- مشهدی حعفر کردستانی
نماینده ی کلیه ترشیجات سنندج
2 . دکترابراهیم سیاه رعفرانی
متخصص امراض عفونی
3 . تقی موش آبادی
کار شناس ارشد تغذیه
4. محمود همیشه بیدار
تکنیسین مجاری فاضلاب
5. شادیه ی کردستانی
خانه دار
6- مهندس ایوب شهری
متحصص سوله های بزرگ
7- منصور بابان کان مشکان
بیکار تحصیل کرده
8- اکبر کانی سانان
کشاورز دیمی
9- فاطمه ی گودرز دانه
مهندس خیابان
2- حاج آقا ثقته الاسلام نظیف سنندجی مجلس خبرگان
3- مولود ناب کامیارانی میان دوره ای مجلس شورای اسلامی
مشهدی منو که دید گفت : بیا بیا -حاجی آقا طناز خوش آمدی که منتظرت بودیم. اعتلاف ما را معرفی میکنی؟ گفتم به چشم- اما با بر داشت خودم. گفت عیبی ندارد تو بنویس !
گفتم اما چند سئوال : صافی شورای نگهبان را چه کردی؟
گفت : ولا من زاکاتم را مرتب می دهم واون بالا دم حضرات را دیدن و قضیه حل شده!
گفتم تو شهر بین کاندیداها چند چهره ی ظاهرا" اصلاح طلب هم دیده میشه!
گفت آنهایی که به حساب می آمدند- صلحیتشان ردشده و بقیه هم برای جوری جنسه! که رای جمع کنند. برای ازیاد شرکت کننده در انتخابات. حلا تو شوراهم که بیایند تو چنگ خودمونند ؟ نه؟
آخر این بار قضیه مجلس خبرگان خیلی مهمه! اختلاف هم بین جناحهای رفسنحانی و مصباح یزدی و کنی خیلی زیاده. جناح های اون بالا می حوان حتما" از آیت اله های مدرسه ی حقانی برن اون تو . مخالفت هم نکنند! تو دست و بال خودشون باشند و حناحی مثل محمود احمدی نژاد یاشه یک دست یک دست!. حالا اسمشو هر چی دلت مبخواد بزار- آباد گران – اصولگریان یا حرافان په فرقی می کنه ؟ کار ها بایستی پیش بره و امورات مملکت بگرده. تو سنندج هم باید کسی که میره خبرگان تو دست وبال خودمون باشه! درست مانند اون حاجی آقای قبلی !
بعد اضافه کرد که خط اینه که از عوامل نفوذی غرب و بیگانه گان جلوگیری بشه! گفتم یعنی هر کسی انتقاد بکنه و اهل خط و خط بازی نباشه وابسته به جناح بیگانه س و جاسوسه؟
گفتم : آخر این شورا که قدرتی نداره بابا فورمه – میشه به به گوی و چه چه زن آن فرماندار یا این استاندار یا بعضی از مدیرانی که افتد و دانی ! . شهر دارش هم فاقد قدرت اجراییه. اون 30 و چند ماده هم که آمده . قدرت اجرایی به نمایندگان نمیده. عیب و ایراد این شورا یکی دو تا نیست!
گفتم :چرا برای مجلس خودتتو جلو نیانداختی؟ گفت اینبار مسئله ی تعداد رای خیلی مهمه خوب منهم نفوذ هایی دارم تو ارگان ها! همون 5 تا 10 در صد خودمو ن که رای بدن من میرم تو شورا و ..... گفتم ولی رای اکثریت ... هن.ز حرفو تام نشده بود....
گفت : تو دیگه قرار نیست که پشت پرده رو لو بدی ! اومدی که نسازی! برو طنزتو بنویس!
دیدم مشهدی حعفر کردستانی دارد خودش را به کوچه ی علی چپ میزنه. منهم نیم کیلو از آن لیته های 20 وچند ساله رو خریدم و زدم به خیابان برای تماشای شهر شلوغ و مردم زرنگ و هشیار ! و تواین فکر بودم که جبهه خوبه یا جناح؟
Saturday, October 21, 2006
از گفتگو ها
اپوزیسیون کرد درسوریه و آینده ی د مکراسی
در آن کشور
گفتگوی اختصاصی با 4 گروه کرد سوری در سلیمانیه
توجه
گفتگوی اختصاصی با 4 گروه کرد سوری در سلیمانیه
توجه
این گفتگو در ابتدا به زبان کرمانجی صورت گرفت که بعدها به کمک تنی چند از دوستان مترجم کردم که آگاه به دو زبان کرمانجی و سورانی بودند از روی نوار به سورانی و سپس توسط اینجانب به فارسی ترجمه گردید. این مصاحبه درزمان سر دبیری اینجانب در هفته نامه ی کرفتو انجام شد که بعد از کود تای نا جوانمردانه ی مدیر مسئول آن نشریه و یکی دوشیر پاک خوردهی دیگر-علیه من امکان چاپ نیافت و اکنون جهت اطلاع ملت شریف کردستان آنرا در سایت شخصی خود درج می نمایم. .
پیش گفتار
رژیم سوریه بعد از کشتن نخست وزیر پیشین لبنان " رفیق حریری " و باز تاب سیاسی گزارش میلیس دچارگیر و گرفت های دشوار سیاسی شده است. جدای ازین مقوله نیروی نظامی آن کشور با 30 هزار نفر سرباز و توپ و تانگ بعد از 30 سال اشغال لبنان نا چار به عقب نشینی شد . بعد از انعکاس سیاسی گزارش میلیس ( نماینده ی سازمان اتحادیه ی اروپا ) و متهم کردن سران حزب بعث به دخالت در کشتن رفیق حریری و فرار عبدوالحلیم خدام به فرانسه به عنوان نفر دوم حزب بعث سوریه و جانشین بشار اسد رییس جمهور آن کشور – مشکلات حکومتی و سیاسی دولت تک حزبی و دیکتاتوری بعث را بیش از بیش گسترده تر کرده است. در این راستا گروهای عرب و کرد اپوزیسیون سوریه جنب و جوش ها و حرکت های سیاسی خود را بیشتر کرده اند. از سویی گروهای عرب و کرد های تبعیدی دوراز دمشق در پارلمان اروپا کنفرانسی را ترتیب دادند و متعاقبا" نیز همانند آن کنفرانس در واشنگتون بر پا شد. که نیروهای اپوزیسیون دولت بعث سوریه در آن زنجیره نشست ها - فعالیت چشمگیری را به منصه ظهور رسانیدند که ظاهرا" در آینده ای نزدیک در بروکسل مهمان عبدالحلیم خدام و 22 گروه ضد بعثی آن کشور خواهند بود . به پیشنهاد خدام بعد از توافق واشنگتون - قراراست تشکیل جبهه ی متحد آزادی سوریه – دولت موقت و شورای رهبری جزو مهمترین بر نامه های گروهای مختلف ضد دولت سوریه در مذاکرات آینده ی
قرار گیرد. عدم آگاهی کامل و درست ما از شرایط اختناق در سوریه بویژه زندگی
و مشکلات و ستم های وارده بر ملت کرد در آن کشور من را بر آن داشت که برای اطلاع بیشتر خوانندگان خود این گفتگو را آماده نمایم.
14 گروه و حزب سیاسی در کردستان سوریه فعالیت سیاسی نیمه مخفی و نیمه آزاد دارند. مبارزه ی آنها مبارزه ای دشوار است و مجوز قانونی و رسمی هم ندارند. بهر حال در پهن دشت سوریه آنها با دیکتاتوری بعثی می جنگند. رژیم سوریه از نظر امنیتی ضمن کنترول حرکت های سیاسی گروهای مخالف تا حدی از جنب و جوش های اپوزیسیون با توجه به فضای بین الملی علیه خود چشم پوشی می کند. بی شک غرب کردستان سوریه مانند کردستان عراق و ترکیه وایران دست خوش هجو مهای سنگین تاریخی ضد کرد نبوده است. و اگر جنبش و نهضت ئا دار 2004 قامیشلی را کنار بگذاریم مبارزه ی کرد ها در آن کشور به شیوه ه ایآرام و مدنی ادامه داشته است. هر چند کرد ها همواره مورد هجوم و تهدید به زندان قرارداشته اند و بیش از نیمی از آنها هنوز فاقد شناسنامه و حق هویت و سکونت در کشور سوریه می باشند. بهمین دلیل هم رژیم شوریه جدای از دستگیری و محکوم به اعدام کردن ( شیخ محمد معشوق خزنه وی ) به کردستان سوریه لشکر کشی نکرده است. ار سوی دیگر کردستان سوریه بر خلاف بخش های کرد نشین تر کیه – ایران و عراق اپوزیسیونی نیرومند را تا کنون به جهان معرفی نکرده است. سه حزب اساس کردستان تر کیه و عراق( شما ل کردستان ) یعنی حزب پ-ک-ک( pkk) در
تر کیه و حزب دمکرات ( pdk) و اتحادیه ی میهنی درکردستان عراق ( puk ) در دگرگونیها و تغیرات مبارزاتی کردهای سوریه ( غرب کردستان ) نقش داشته اند.
از گذشته ی نزدیکی مبارزات احزاب داخلی سوریه رنگ و بوی تازه ای گرفته است . و تشکیل جبهه یی متحد در سر لوحه ی این حرکت های نوین سیاسی قرار دارد که از میان می توان به : (PDK S ) ( جبهه ی دمکراتیک کرد سوریه ) اشاره نمود. روشن است که حزب دمکراتیک کرد ( الپارتی ) به رهبری عزیز مصطفی از این حبهه حمایت می نماید.بهمن طریق 4 تشکیلات نزدیک بهم نیزاتحاد مهینی کردستان سوریه را شکل داده اند. ( YNK (حزب دموکرات پیشرو کرد سوریه – به رهبری حا جی درویش یکی دیگر از نیروهای اپوزیسیون کردهای سوریه ست که از ( پ-ک-ک ) جدا شده است.
این نیروها به دنبال نشست و گفت وگو های فراوان با همتایان ملی عرب خود به جبهه ی مشترک یا ( اعلان دمشق ) پیوستند و بیان نامه ی سیاسی اپوزیسیون سوریه را منتشر کردند. که این کار خون گرم و تازه ای به مبارزات اصلاح طلبانه و رفرم خواهی آزایخواهان کرد و عرب سوریه ریخت. از میان 14 گروه مخالف دولت سوریه 8 گروه از آنها به توافق و هم پیمانی رسیدند. دوگروه دیگر به نام " وفاق دمکراتیک کرد وراه آینده ی کردستان " هر چند عضو اعلان دمشق و همپیمانی با آن نیستند ولی آن اعلان را امضا کرده و بر اصول آن توافق دارند. در واقع اکنون 10 حزب در توافق با اعلان دمشق علیه دولت سوری و استقرار دمکراسی در آن کشور هم پیمان و بایکدیگر هم صدا مبارزه می کنند. در مورد روش مبارزاتی و تفکرات اپوزیسیون سوریه بر آن شدم که با نمایندگان 4 گروه کرد سوریه در نشستی دوستانه به گفت و گو بنشینم . که می توان به حضور : آقای عبدوالباقی یوسف عضو مکتی سیاسی حزب اتحاد کرد و آقای شلال گه دوو عضو شورای رهبری و نماینده ی حزب دموکراتیک پیشرو کردستان و حاجی عفرینی عضو شورای رهبری حزب وفاق دمکرات کردستان و فتح اله حسینی نماینده ی حزب چپ کرد اشاره نمود که دعوت من را پذیرفتندو در این گفتگو شرکت نمودند.
عبادی : دوستان عزیزم قبل ازهر چیز ازاینکه به دعوت من پاسخ مثبت دادید و در این گفتگو شرکت نمودید تشکر می کنم. ! بعد از کشتن رفیق حریری و نهضت استقلال طلبی مردم لبنان و وادار کردن ارتش اشغال گر سوری به عقب نشینی و گزارش میلیس که گیرو گرفت های زیادی را برای حکومت بعث سوریه پیش رو نهاده است . خود کشی شک بر انگیز قاضی کنحانی وزیرکشور سوریه و فراروگریزعبدالحیلم خدام از آن کشور به غرب ( فرانسه ) و ...... همه حاکی از بی ثباتی و آشفتگی درین کشور است – شما به عنوان بخشی از نیروهای اپوزیسیون - شرایط حکومت سوریه را چگونه ارزیابی می کنید ؟
عبدالباقی یوسف : براستی تحولات و تغیراتی مهم در خاور میانه در شرف تکوین است که متاسفانه رژیم سوریه تا کنون نتوانسته است در ین راستا گام بر دارد. و علت آنهم به ایدئولوژی توتالیتری حزب بعث منوط می گردد و تا حدی هم به نا هماهنگی میان سیستم حکومتی و مردم .
رژیم بعث سوری به هر شیوه یی متوسل می شود تا مردم را بترساند و در قید و زنجیر قرار دهد. این رژیم حدود 40 سال است که از این شیوه و متد استفاده می کند و بر آن نیست که تحولی در تفکروزندگی دیکتاتور مابانه ی خود ایجاد نماید.
دولت فقط قدرت را می بیند و مردم را در امور جاری حکومت شریک و سهیم نمی کند- بهمین دلیل مردم از دولت بعثی روی گردان شده اند.و دور هم نیست که تمامی دستگاه های دولتی مواجه به از هم پاشید گی شوند. 90% در آمد نفت از طرف ایادی اطلاعاتی سوریه که شامل سران حزب بعث و خانواده ی اسد می شود - ضبط می گردد و 10 % باقیمانده هم باز در چنگ سران رژیم بعث ست که باید صرف زندگی و عمران مردم شود که به آنها هم اجازه ی چنان تغیرات ریشه ای و اصلاحاتی داده نمی شود. در واقع تضادی در سیاست دولت سوریه مشهود است. از سویی این دولت می کوشد که وانمود نماید که پایگاه و قدرت فراوان در میان مردم دارد و کارهای زیادی ر ادر پیش رو نهاده و از سوی دیگرهمین ادعا ها بلای جان خودش گردیده است. بعنوان نمونه پیمان سوریه با یکی دو کشور شناخته شده و منزوی جهانی و حمایت از گروهای تیروریستی تند و تیز حماس و جهاد اسلامی نا کامیهای زیادی را برای رژیم سوریه به دنبال داشته است. بویژه کشتن حریری شانس ماندن این رژیم راازوی گرفت- بدانگونه که باعث اخطار جهانی به دولت بعثی و دیکتاتوری حاکم بر سوریه گردید. از سوی دیگر دولت بعث سوریه ادعای اتحاد اقوام ساکن آن کشور را دارد و فکر می کند می تواند با دورغ نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور را به طرف خود و وعده های تو خالیش جلب نماید.
کاملا " واضح است که رژیمی دیکتاتوری شایستگی و توان اتحاد ملی و دولت آشتی ملی را ندارد. بحران رژیم سوریه تنها سیاسی نیست بلکه بحران اقتصادی هم هست. خدام این راستی را پذیرفت که 95% ملت سوریه و ساکنان آن کشور فقیرند.
و 5% آنها زندگی نسبتا" مرفهی دارند. کردستان سوریه فقیرترین بخش این کشور است. در هر صورت این رژیم با متدی قدیمی حکومت وحشت خود را پی ریزی کرده است. بعد از 11 سپتامبر حلقه ی محاصره به دور رژیم های دیکتاتوری تنگ تر شده است. ریرا آنها بوجود آورنده ی تیروریزم و اسلحه های کشتار جمعی هستند. شیوه ی حکومت بعث سوریه – بی شک به دنبال تحولات در عراق – سرنوشتی محتوم همچنان آن کشور خواهد داشت. این رژیم توانایی اصلاحات و گسترش آزادی و دمکراسی را ندارد و بهمین دلیل بسیار زود دستخوش تحول و دگر گونی خواهد شد.
حاجی عفرینی : از این دیدار و دعوت منهم به سهم خود تشکر می نمایم! رژیم سوریه فرو خواهد ریخت – چونکه این اخطار وخواست جامعه ی جهانی و مردم سوریه ست. در قرن بیستم هیچ رژیم توتالیتری مورد قبول مردم آن کشور ها نیست. مردم سوریه هم هماهنگ با فشار های جهانی در آستانه ی تغیر و اصلاح رژیم دیکتاتوری خود می باشند. زیرا فرو پاشی سرنوشت محتوم چنین رژیم هاییست. از سوی دیگر گفتم که جامعه ی جهانی نظر خود را برای تغیر چنین رژیم هایی اعلام کرده است .
بعنوان نمونه امریکا در راستای دموکراتیزه کردن خاورمیانه – بر آنست که متد حکومت لیبرال دمکراسی را دراین منطقه تقویت نماید. و رژیم های توتالیتر را که بزور اسلحه بر مردمشان حکومت می کنند تغیردهد. برهمین اساس تاکید برازمیان بردن شیوه های حکومتی و باورهای فندامنتالیستی( بنیاد گرایی ) و دار
ودسته ی آنها دارد. بیگمان حزب بعث سوریه حزبی نژاد پرست و ضد مردمی ست.
شیوه و سیستمی این چنین برای مدنیت امروز جهان بسیار خطر ناک است. بهمین خاطر است که امریکا در تلاش فرو پاشی این رژیم ضد مردمی ست. آشکار می باشد که رژیم بشار اسد بسیار آشفته و نا توان شده است و نمی تواند در برابراراده ی جهانی و مردم خود پایداری نماید. بعنوان مثال می توان به قطع نامه ی شورای امنیت بعد از جنبش اعتراضی مردم لبنان علیه سوریه در مورد عقب نشینی آن کشور اشاره نمود. در مقابل گزارش میلیس نماینده ی اتحادیه ی اروپا که نقش سوریه در مورد عقب نشینی از لبنان و نقش آن کشور را در قتل رفیق حریری آشکار می کند – رژیم بعثی بشار اسد دست پاچه وهراسان شده است.
در واقع می توان گفت : که رژیم بعث سوریه سرانجام خود را خواهد دید. بقدرت رسیدن اخوان المسلیمن در مصر و حماس در فلسطین تا حدی هماهنگی نیروهای صلح طلب وآزادیخواه را در منطقه تغیر می دهد. و عمر این رژیم ها را کمی بیشتر خواهد کرد . بهر حال در آینده ی نزدیک رژیم سوریه فرو پاشی خواهد داشت. در مورد حلیم خدام هم باید آگاه باشیم که این فرد نفر دوم سیستم بعث سوریه بوده است ودراجرای امورو استقرار دیکتاتوری این رژیم در گذشته و حال سهیم بوده است. هر چند گریز و فراروی از دوزخ بعثی ها گامی مثبت تلقی می گردد و این خود تا حدی گذشته ی او را تعد یل می نماید. این سخن هم درست است که در مورد کردها تاکنون واکنش مثبتی از او ندیده ایم هر چند شعار جبهه ی متحد کرد وعرب را سر می دهد. اعتقاد من بر اینست که او نمی تواند اپوزیسیونی نیرومند را بنا نهد و اینکار ازاو بر نمی آید. زیرا مردم ما می دانند که او یکی از بنیان گذاران رژیم بعث سوریه می باشد. شاید بعضی از کشور ها ازاو واطلاعات ضد بعثیش حمایت کنند وازآن در سطح جهانی استفاده نمایند ولی باور ندارم که او نقش گران سنگی در آینده ی تحولات سوریه داشته باشد.
شه لال گه دوو: جناب عبادی ! از شما که بانی نشستمان شده اید - تشکر می کنم. اعتقاد ما براینست که از چند جهت شیوه ی ادره ی امور توسط رژیم بعث سوریه ضد انسانی و غیر معقول است. هم کر دها و هم عرب ها ازاین رژیم و عملکردش نا راضی هستند. بی شک برخورد آنها با کرد ها بسیار دردناک تر بوده است. کردها از نظر ملی و شهروند بودن در سوریه دچار ستم مضاعف شده اند. بگونه ایکه ما شاهد اجرای پروژهای نژاد پرستانه ی عرب ها علیه ملت کرد بوده ایم.
بعنوان نمونه در منطقه ی جزیره 37 روستای عربی را به مناطق کرد نشیتن کوچ داده اند و کرد ها را از خانه و محل زندگی خود تارانده اند. این کار تعریب کردن مناطق کرد نشین است.
ضمنا" در دوران عبدالتاصر در سال 1962 در سوریه - سر شماری بعمل آمد که پیامد و نتایجی آن - تعداد کر دها را250 هزار نفر بر آورد کردند – براستی چنین دورغی و چنین شیوه ی نژاد پرستانه ای در سر شماری در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد.
این ستم نیست که رژیمی یباید حق شهروندی راازمردمی که در ان کشور زندگی میکنند. سلب نماید و به آنها شناسنامه ندهد؟ این کار عیر انسانی ترین شیوه ی سر کوب ساده ترین اصول آزادی انسان است.
همانگونه که همکاران من گفتند اگر رژیم سوریه خود را تغیر ندهد و در تکاپوی ایجاد دمکراسی نکوشد فروخواهد ریخت. امروز که اکثر گرو ه های اپوزیسیون
( چه کرد و چه عرب ) خواهان ایجاد گنگره ای از سوی رژیم سوریه شده اند تا حقوق همه را برسمیت بشناسد و آزادی های اساسی را پاس دارد – فرصتی ست برای رژیم سوریه که اگر غیرازآن درخواست ها عمل نماید سر انجام شومی را تجربه خواهد کرد.
فتح اله حسینی : شیوه ی حکومتی رژیم بعث ویران است که گویا در خون خودش غلط می خورد. شورش و نهضت ئادار در کردستان سوریه – رژیم بعث را شوکه کرد. و این حقیقت را آشکار نمود که کردها پتانسیلی نیرومند هستند. و در هیچ شرایطی این رژیم را نمی خواهند. با توجه به فشار های بین المللی سوریه کشوریست که بسوی دگرگونی و فرو پاشی حزب بعث پیش می رود. من زیاد خوشبین نیستم که بعد ازفروپاشی رژیم نژاد پرست بعث سوریه – کرد ها بتوانند از این دگرگونی به حقوق حقه ی ملی خودشان برسند. زیرا کرد ها تا کنون برای تغیر جدی رژیم بر نخاسته اند. و در میان خود نیز نیروهای مخالف رژیم به وحد تی نیرومند دست نیافته اند- اما باورم اینست که این رژیم صد در صد فرو خواهد ریخت . خدام گناهکار و نفر دوم رژیم سوریه بوده است. که در ایجاد و استمرار و گذشته سیاهش سهیم می باشد. او در درون و میان مردم تاثیر بسزایی نخواهد داشت اما نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور می توانند باهمکاری اوسقوط رژیم را نزدیکتر کنند.
عبدوالباقی یوسف : من برای سخنان جناب شه لال گه دوو احترام قایل هستم – ایشان گفتند که کردها هیچ حقوقی ندارند – حرف ایشان را می پذیرم ولی من با اعلان دمشق و محتوی آن بیانیه همراه نیستم – زیرا در آن بیانیه بعض از گرو ه های اپوزیسیون کرد و عرب از رژیم سوریه در خواست کرده اند که رژیم سوریه کنفرانسی تر تیب دهد که نیروهای اپوزیسیون درآن شرکت نمایند و در آنجا به سازش برسند - به باور من این نقطه نظر عقلانی نیست و مشکلات معاصر ملت ما را حل نخواهد کرد. رژیم ضد مردمی بعث سوریه بطور قطع قادر نیست تقش مثبتی در این کنگره بازی کند زیرا که صد در صد رهبری و کا روبار گنگره رادر چنگ خود خواهد داشت . این گنگره قرار است در دمشق تشکیل گردد.. ار سوی دیگر این کار فقط شامل اپوزیسیون درون کشور خواهد شد و نیروهای خارج از کشورامکان مشارکت در آن کنگره را نخواهند داشت. و رژیم اصلا" بفکر حضور احزاب و نیروهای مخالف خود درآن گنگره نیست و تحمل آترا نخواهد کرد.
شه لال گه دوو : اعتقاد من بر اینست که سنگ بزرگ علامت نزدن است. بگذارید جناب عبدوالباقی و حزبش بدانند که تمامی کردهای سوریه آماده ی گفتگو با رژیم سوریه هستند و هیچ گروه سیاسی تا کنون خواهان فروپاشی رژیم و مسلح شدن اعضا ی خود علیه حزب بعث نشده است. نظریه ی حزب متحد کرد که جناب عبدوالباقی درآن مبارزه می کند شعارش
" جبهه " و هم پیمانی ست و بر آنست که با رژیم بشار اسد گفتگو نکند- اما تلقی این حزب از مسایل در درون کشور و خارج ازآن یکی نیست در حالیکه حزب ما هم در درون و هم در برون نظریه ای یکسان دارد. ما از نظریات خود و ابراز آن شرمنده نیستیم – بعنوان مثال – من در اینجا می توانم سخنان بهتر و دلچسب تری بزنم اما فکر می کنم سنگ بزرگ علامت نزدن است.
عبادی : شیوه ی مبارزه ی اپوزیسیون حکومت سوریه در مجموع و بویژه کرد ها چگونه ست؟ ایا اعلان دمشق می تواند نقطه ی مشترک پیوند و تغیری اساسی برای مبارزه ی کردها باشد؟
عبدوالباقی یوسف : دگرگونیهای جهانی و تحولات خاور میانه – عوامل و نظریات تازه ای را در منطقه بهمراه آورده اند – اما تا کنون اپوزیسیون سوریه تغیراتی اساسی در مشی مبارزاتی خود نداده است. بهمین دلیل می توان گفت که اپوزیسیون دولت سوریه سر در گم است.
از سویی رژیم سوریه رژیمی دیکتاتوریست ولی در سوریه هم هیچ مقابله ای مسلحانه از سوی نیروهای مخالف رژیم بعث صورت نگرفته است – نه نیروهای کرد و نه نیروهای ملی عرب علیه حکومت بعثی مبارزه ای مسلحانه را شکل نداده اند. جغرافیای بیابانی و کویری کردها ی سوریه امکان این حرکت را به کرد ها نداده است. بی شک این منطقه ی جغرافیایی – با شرایط زندگی کرد های ایران – تر کیه و عراق متفاوت است. از سوی دیگر قدرت و تسلط رژیم دیکتاتوری بعثی سوریه اجازه ی مبارزه ای مدنی و دمکراتیک را نمی دهد و یا اگر هم چشم پوشی کند - میداند که کاری از این طریق صورت نخواهد پذریرفت. رژیمی مانند سوریه به خوبی میداند چگونه از اوضاع و احوال جنگ سرد بهرهمند شود. و بهمین دلیل هم در ناتوان کردن احزاب اپوزیسیون مخالف خود موفق شده است. از سوی دیگر حدود 50 سال است که مسئله ی نژاد عرب و کرد درآن کشور مطرح است. این گفتگو تفکری را در نزد اعراب تقویت کرد که گویا کردهای سوری( روژئاوای کردستان ) ضد عرب و ضد اسلامند و این باور نیز بوجود آمده که کرد ها نمی توانند خود را از دست عرب ها رها سازند. خود اپوزیسیون هم شعارهایی داده است که رژیم زیاد کاری به کارشان ندارد. رژیم بعث دیگر صحبتی از مبارزه ی ضد امپریالیستی و صهیونیستی و ضد ارتجاعی نمی کند . نظریات گروهای مخالف بر آنست که رژیم می خواهد با امریکا و اسراییل سر میز مذاکره بنشیتد. این سخن گرو های تجمع وطنی و دموکراتیک است که چنین نظریه ای را اعلام میکنند- که به نظر من تفکری قومی – شونیستی ست. بعنوان مثال شخصیتی مانند ریاز تورک که از رهبران جناح چپ است گفته که کردها هیچ حقوقی ندارند -باید ماهیت این سخنان بررسی شود. واضح است که این حضرات تفکرات تازه را نپذیرفته اند – اینست که مکانیزمی نیرومند برای مبارزه با دیکتاتوری هنوز شکل نگرفته است. اگر ما راهپیمایی راه بیاندازیم به نوکری بیگانه متهم می شویم. خوب این تفکرات چگونه می تواند موفق باشد. چندین جناح و شیوه ی مدرن مبارزه با دیکتاتوری شکل گرفته اند که درآینده ی سوریه نقشی کار ساز خواهند داشت- مانند سازمان های اجتماعی مدنی و سازمان های حقوق بشر و غیره ........
البته رژیم بعث بشدت با آنها مخالفت می کند . گروهای اپوزیسیون خارج از سوریه مدرنترین مطالبات لیبرالی وآزایخواهانه ی خود را دارند. افسوس رژیم مجال پیوند نیروهای درون وخارج را تا کنون نداده است.
در مورد اپوزیسیون کر دها می توانم بگویم که دوگانگی و چند دستگی بر تفکرات آنها حاکم است. جنا حی وجود دارد که می خواهد با رژیم بعث سوریه به توافق برسد و در کنفرانس قدرت مشارکت نماید. به معنای دیگر اینکه به تحولات دردرون رژیم امید بسته است. اما چند گروه کرد مخالف و ضد بعثی هستند که نظریالات و شعارهای متفاوتی دارند. آنها شعار فروپاشی رژیم را سر می دهند. بال ضد گفتگوی اپوزیسیون کرد - ضد مبارزه ی دمکراتیک است و متدی تند تری را در مد نظر دارد. بی شک چشم انداز کردها در استرتژی مبارزاتیشان با یکدیگر متفاوت است. بعضی از نیروهای کرد - مسئله ی کردستان را در حل حقوق شهروندی یکسان – خاتمه یافته تلقی می کنند. در حالیکه جناح دیگری از کردها حل مشکلات و مسایل کردها را در چار چوب خاک و مطالبات ملی کرد ها ارزیابی می نمایند. .اینجا جای اپوزیسیونی توانا و نوگراخالی ست.
عبادی : جناب عبدوالباقی شما نظرتان در مورد بیانیه ی اعلان دمشق چیست ؟ آنگونه که از محتوی آن بیانیه بر می آید واشاره های امروز شما و شرکت کنندگان در این نشست - اعلا ن تا حدی محتوا وفورمیشنی دمکرایتک را در مد نظر دارد - اینطور نیست ؟
عبدوالباقی یوسف : این کاری ارزشمند است که اپوزیسیون باهم مشارکت نمایند و متحد شوند. بویژه مشارکت کردها وعرب ها ی ضد رژیم فاشیستی بعث ستودنی ست. اعلا ن د مشق نکاتی مثبت و منفی دارد! به عنوان نمونه – انجا که سوریه را بخشی از وطن عربی می داند – نقش اقوام و ملیت های ساکن سوریه از جمله کردها را نفی می کند. و همچنان مدنیت اسلامی را برای حل معظلات ریشه ای و اسا سی سوریه در مد نظر قرار داده است.و اشاره ای به جدایی دین از سیاست نمی کند ووظایف دولت را مشخص تتموده و نظریاتشان نسبت به کردها نظریه ی واپس گراست و کر دها را ملتی با تمدنی طولانی برسمیت نشناخته است.
ار سویی اعلان دمشق اشاره به تغیر قانون اساسی ندارد و اگر اینکار صورت نگیرد ابدا رژیم سوریه متحول و دگرگون نخواهد نشد. اگر نیروهای اپوزیسیون با نیروهای جهانی و مدافع حقوق بشر ارتباط ندشته باشند – این اعلان تاثیر خود را درآینده از دست خواهد داد.
حاجی عفرینی : از تشکیل جمهوری سوریه تا کودتای بعثی ها در این کشور تغیرات زیادی روی داده است.با آمدن حافظ اسد در سال 1970 شیوه ی تازه ای در حکومت سوریه شکل گرفت. خشونت و استبداد بعثی ها عملا" اپوزیسیون را کنار گذاشت. در تاریخ سوریه تنها یک جناح مسلح وجود داشته است و آنهم اخوان المسلمین بوده- این تشکیلات در حلب و حما و حمس حرکت های چشمگیری را نشان دادند که رژیم بعث با استفاده از نیروی زمینی وارتش و نیروی هوایی این جناح را سرکوب کرد – که از آن زمان جدایی و تغیری چشمگیری در محتوی و شیوه مبارزه در سوریه به چشم می خورد. که آنهم در جبهه ی میهنی پیشرفته عملا" خنثی شد. نقش این جبهه در چال کردن اپوریسیون بود. در تما م دنیا اخوان المسلمین به عنوان ضعیف ترین جناخ مخالف شناخته شده است. از اینها گذشته گروهای دیگرموجود - پایگاه مردمی ندارند. حزب شیوعی ( کمونیست ) تا حدی چایگاه مردمی داشت اما بعدا" این پایگاه را از دست داد. بعد از اخوان المسلمین با نیروی دوم یعنی کرد ها مواجه می شویم که در مقایسه با گروه های عرب سازمان یافته ترند.
عبادی : گفتید که گروه های عربی پایگاه مردمی ندارند در این حال شما به نیروی اخوان المسلمین به عنوان یک نیروی عرب در سوریه اشاره کردید.آیا اینجا تناقضی پیش نمیآید ؟ ضمنا" نظر شما در باره ی حزب اصلاح طلب فرید قادری چیست ؟
حاجی عفرینی : این گروه در امریکا تشکیل شد ه است و درارتباط سیاسی هم با جناح ها دیگر خوب عمل کرده است. ولی پایگاه مردمی در داخل کشور ندارد. درعراق هم افرادی این چنین را مطرح میکنند و بعد آنها را بصورت نیرویی مطرح شده - به بازی های سیاسی کشانیدند که می توان چلبی را در زمره ی این دسته نام برد. طولی نخواهد کشید که رفعت اسد و عبدوالحلیم خدام نیز شامل همین مورد خواهد شد. زیرا مسایل پنهانی بعد ها آشکار می شود.
جدایی گروهای مبارز کردهم مربوط به هنگام تشکیل حزب دمکرات کرد در سال 1975می شود – در واقع جدایی احزاب از همان زمان بصورت میراثی در سوریه خود نمایی کرده است. بی شک دست نیروهای امنیتی سوریه در این دگرگونی و جدایی دخالت داشته است. اما امروز شیوه های مبارزه دگرگون شده و تغیرات آن محسوس است زیزا تمامی گروه ها یکدیگر را تحمل می کنند – در مورد اعلان دمشق هم در محتوی خود بد نیست. بدن معنا که بیانیه یی سیاسی ست . این اعلان برآنست که در چارچوب مبارزه ای مدنی به گونه ای دمکراتیک تمامی گروها را در خود جای دهد. بیگومان اعلان دمشق نیروی کرد را مانند شهروند سوریه مشخص کرده است
و اشاره به یک ملت ووطن کردی نمی کند. هر چند ما به آن انتقاد نداریم اما به خاطر هماهنگی میان نیروهای مخالف کرد و عرب و اپوزیسیون رژیم بعث سوریه آنرا امضا کرده ایم.
شه لال گه دوو : اپوزیسیون سوریه ضعیف و آشفته است اما بعداز بیانیه ی دمشق شیوه ی مبارزه دچار تغیر شده است. این نخستین بار در سوریه می باشد که کردها مطالبات ملی خود را به پایتخت می برند.
بی شک کر دها نا چارند با عرب ها زندگی کنند. تا کنون هیچ نبرو و حزب کردی مخالف سوریه بحث جدا شدن از کشور سوریه وتجزیه طلبی کردها را مطرح نکرده است. ایکاش این اتحاد زودتر اتفاق می افتاد بی گمان دست آوردهای بیشتری را به دنبال داشت. اپوزیسیون کرد امروز در دو جبهه مبارزه می کند . چهار گروه دریک جبهه قرار گرقته اند و چهار گروه دیگر بصورت هم پیمان با یکدیگر همکاری و مبارزه می نمایند. سی یا چهار گروه دیگر هم دردرون سوریه مانند وفاق دمکراتیک کردو حزب اتحاد کرد و حزب اتحاد دمکراتیک کرد متمایل
به پ-ک-ک- و حزب دمکرات کرد سوریه به فعالیت مشغولند.
عبادی : گفته می شود که جبهه - متمایل به حزب دمکرات کردستان عراق است و هم پیمانان متمایل به اتحاد میهنی – آیا این تقسیم بندی درست است ؟
شه لال گه دوو : شاید این تقسیم بندی درست باشد- اگر هم چنین باشد مشکلی را پیش نخواهد آورد. پیوند با احزاب کردی امری طبیعی ست. هر چند به نظر من صد در صد اینگونه نیست که گفته شده است. احزاب سیاسی کرد سوریه بسوی اتحاد حرکت می کنند. از میان 12-13 گروه سیاسی کرد مخالف رژیم سوریه – خواست همگی آنها اتحاد است. دو تشکیلات دیگر هم بیانیه ی دمشق را ( اعلان دمشق ) امضا کرده اند که بدین طریق 10 گروه سیاسی کرد همراه هم مبارزه و حرکت می کنند. این کار نمانگر این حقیقت است که اکثریت گروه های کرد بیانیه ی دمشق را پذیرفته اند.
فتح اله حسینی : اپوزیسیون سوریه بسیار ضعیف عمل می کندو هیچ وسیله ی تبلیغاتی مدرنی در اختیار ندارد. که این خود ناتوانی اپوزیسیون را می رساند. ضعف مبارزه و موفقیت شیوه ی کار اسلام گراها در اقلیم ما مانند حماس – موازنه ی نیروها رابهم زده است. تشکل مبارزه ی کرد ها ازهم گسسته می نماید. بعضی از آنها سخن از کردستان سوریه می گویند – گویا این احزاب به تازگی این اسم را شناخته اند در حالیکه بسیاری از نیرو های مخالف رژیم بعث از ابتدی تشکیل ومبارزه خود را هچون کرد سوریه - در مد نظر داشته اند. از سوی دیگر نیروهای مخالف رژیم بعث جنا حی همچون حزب اصلاح طلب فرید قادری دارند که صد در صد مرتبط به از هم گسستگی آینده ی کردها در سوریه می باشد. ومشغول آماده سازی و ساز و برگ تشکیلات خویش است. آمادگی ما برای بدست گر فتن قدرت حکومتی بسیار کم است وامکان دارد که بعد ازفرو پاشی رژیم بعث - اخوان المسلمین قدرت حکومتی را بدست بگیرد. جای تعجب است که دوستان ما از بیانیه ی دمشق انتقاد می کنند. در حالیکه این اولین بیانیه ی ست که پروژه ی کرد بودن ما را اززیر زمین بیرون کشیده است. و مطالبات ما را به پایتخت کشانیده است. این بیانیه براستی گامی مترقیانه می باشد که در خواست و مطالبات کردها را در خود آشکار کرده است. ما به کرات سخن از حقوق ملی خود می کنیم در حالیکه هیچگاه آن حقوق را فرمول بندی و مشخص نکرده ایم. شرایط جغرافیایی ما مانند هیچیک از سه بخش کردستان دیگر کشور های همسایه ما در ترکیه – ایران و عراق نیست. اوضاع زندگی ما بسیار درهم است.
عبادی : راه حل و آلترناتیوی نیرومند برای گشودن مشکلات مبارزاتی اپوزیسیون سوریه در شرایط فعلی بزعم شما چگونه باید باشد- یابه بیانی دیگر استراتژی و تاکتیک های آن چه خواهد بود ؟
عبدوالباقی یوسف : سئوالی مطرح شده است که باید آنرا پاسخ گویم – زمانی که در سال 1957 حزب دمکرات کردستان سوریه تشکیل شد – شعار آزادی واتحاد کرد ها را درکردستان اعلام نمود. این حزب درسال 1964-65 انشعاب داد و هر دوی این انشعاب – این شعار را کنار گذاشتند. از سال 2000 به این سو برای دومین بار- این حزب اتحاد ملی بود که این شعار و تفکر سیاسی را مطرح نمود. بیگمان بسیار ضرورت دارد که نهضت مبارزاتی کرد خود را به حرکت های ملی عرب ها و نیروها ی مبارزو آزادیخواه جهانی نزدیک نماید. اما ملت کرداز طریق بیانیه ی دمشق حمایتی جهانی را جلب نکرده است - بلکه در سال 2002 تظاهرات شام آن حمایت را سبب شد. در سال 1992 دستگیری دسته جمعی کادر های مبارز کرد حرکتی تازه را پیش رونهاد. در سال 2002 گروهی از نمایندگان نیروهای مخالف رژیم سوریه از گروه هایی از جوانان کرد استقبال کردند- آیا اینکار درپایتخت صورت نگرفت ؟ ازسوی دیگر برادران من نسبت به نهضت ئاداروعظمت آن شورش کم لطفی نمودند- این نهضت ملت کرد را زنده کرد و مبارزه ی آنها را به جهان شناساند که این کارازاعلان دمشق برنیامد. رژیم دیکتاتوری سوریه دیر یا زود تغیر می کند و اپوزیسیون شایسته است گه دیدگاه های خود را امروزی نماید. و با شفافیت بدون چشم پوشی مسئله ی ملی و سرزمین کردستان را آشکار نماید.این کارزمینه را برای تشکیل جبهه ای از کرد ها آماده حواهد ساخت. اگر کردها دست از در خواست حقوق شهر وندی برابر با عرب ها بردارند و مطالبات ملی و جغرافیایی خود را مطرح کنند موفق تر خواهند بود. همچنین کرد ها باید ارتباط های جهانی خود را گسترش دهند. کنفرانس های اروپا و امریکا پیامد هایی نیکو خواهد داشت. بازدید گروهی از مبارزان کرد از امریکا سر چشمه ی حرکتی نوین ازپیوند های جهانی کردها با خارج از سوریه می باشد.
حاجی عفرینی : استاد عبدوالباقی سخن درستی را بیان نمود که درخواست و نظر کرد ها در درون و بیرون از سوریه یکی نیست. براستی این چنین است- شایسته است که نقطه نظرها با شفافیت بیان گردد. گرو ه ها توجهی به مردم و در خواست های آنها ندارند و به تنهایی عمل می کنند. رهبری متشکل سیاسی نیست تا کرد های سوریه از آن حمایت نمایند. گرفتاری ما اینست که اعلان دمشق در درون مایه ی خود نمونه ای زنده برای مبارزات موفقیت آمیز ما تلقی نمی شود- پیشنهاد ما این می باشد که کنفرانسی ملی تشکیل گردد - تا تمامی احزاب و تشکیلات سیاسی سوریه در آن مشارکت نمایند. در آن کنفرانس باید مسئله ی ملی کرد از کسب حقوق یکسان شهروندی به مسئله ی حقوق ملی و خاک کردستان تغیر یابد. دو باره تاکید می کنم که ضرورت دارد کنفرانسی تشکیل گردد که درآن مرجعیتی سیاسی برای کردها مشخص شود.
شه لال گه دوو : مبارزه ی راهایی بخش کرد ها - عرب ها را دشمن تلقی نمی کند – مسئله ی ما مسئله ی کرد با رژیمی نژاد پرست عرب می باشد. جالب اینجاست که هیچ حزب یا گروه مخالف رژیم سوریه شعارفروپاشی را سر نمی دهند و تمامی آنها خواهان گفتگو و دیالوگ با رژیم حزب بعث هستند. تمامی آنها - مشکل کردها را درحل مسئله ی حقوق ملی و جغرافیای کرد ستان می بینند. هیچیک از آنها از مسئله ی خاک کرد ستان عدول نمی کند. اما کردستان سوریه جداشده از کردستان تر کیه ست – در میان مناطق کرد نشین – مناطق عرب نشین هم قرار دارد که کسی آنها را بدان جا کوچ نداده است. این چنین ست که جغرافیای سوریه یک پارچه نیست و قسمت قسمت می باشد. برای حل گیر و گرفت های اپوزیسیون کرد بهتر آنست که ارتباط های سیاسی خود را با گروه های ملی عرب گسترده ترکنیم و درارتباط جهانی دیپلماسی نوینی را بکار بندیم. اگر گروه های خارج از جبهه و همپیمانان به این دو جبهه نزدیک شوند شرایط بسیار موفق آمیزترخواهد شد. اگر این دو گروه هم متحد شوند درآن صورت مطالبات سیاسی کرد ها یکصدا و هم آهنگ مطرح خواهد شد.
فتح اله حسینی : اپوزیسیون کرد قدیمی ترین نیروی اپوزیسیون سوریه ست و تنها راه حل اتحاد در جهت مطالبات کردهاست. مبارزه ی کرد ها باید خارج از سوریه دستآاورد های بهتری را ارایه دهد. و صدای مظلومیت کردها را به گوش جهانیان و رسانه های فراگیرآنها برساند- همچنین بسیار ضروری ست در شرایطی که نیروهای ستمگر بعثی به جان هم افتاده اند کردها با استراتژی هماهنگی برای کسب مطالبات سیاسی و ملی خود فورمیشن تازه ای را ارایه نمایند.
در مورد شورای رهبری مشارکت همگانی کرد ها ضروریست که این کار خود همان مرجعیت یا رهبری سیا سی کردها را نیز شامل می شود که دوستان در این نشست به آن اشاره نمودند.
14 گروه و حزب سیاسی در کردستان سوریه فعالیت سیاسی نیمه مخفی و نیمه آزاد دارند. مبارزه ی آنها مبارزه ای دشوار است و مجوز قانونی و رسمی هم ندارند. بهر حال در پهن دشت سوریه آنها با دیکتاتوری بعثی می جنگند. رژیم سوریه از نظر امنیتی ضمن کنترول حرکت های سیاسی گروهای مخالف تا حدی از جنب و جوش های اپوزیسیون با توجه به فضای بین الملی علیه خود چشم پوشی می کند. بی شک غرب کردستان سوریه مانند کردستان عراق و ترکیه وایران دست خوش هجو مهای سنگین تاریخی ضد کرد نبوده است. و اگر جنبش و نهضت ئا دار 2004 قامیشلی را کنار بگذاریم مبارزه ی کرد ها در آن کشور به شیوه ه ایآرام و مدنی ادامه داشته است. هر چند کرد ها همواره مورد هجوم و تهدید به زندان قرارداشته اند و بیش از نیمی از آنها هنوز فاقد شناسنامه و حق هویت و سکونت در کشور سوریه می باشند. بهمین دلیل هم رژیم شوریه جدای از دستگیری و محکوم به اعدام کردن ( شیخ محمد معشوق خزنه وی ) به کردستان سوریه لشکر کشی نکرده است. ار سوی دیگر کردستان سوریه بر خلاف بخش های کرد نشین تر کیه – ایران و عراق اپوزیسیونی نیرومند را تا کنون به جهان معرفی نکرده است. سه حزب اساس کردستان تر کیه و عراق( شما ل کردستان ) یعنی حزب پ-ک-ک( pkk) در
تر کیه و حزب دمکرات ( pdk) و اتحادیه ی میهنی درکردستان عراق ( puk ) در دگرگونیها و تغیرات مبارزاتی کردهای سوریه ( غرب کردستان ) نقش داشته اند.
از گذشته ی نزدیکی مبارزات احزاب داخلی سوریه رنگ و بوی تازه ای گرفته است . و تشکیل جبهه یی متحد در سر لوحه ی این حرکت های نوین سیاسی قرار دارد که از میان می توان به : (PDK S ) ( جبهه ی دمکراتیک کرد سوریه ) اشاره نمود. روشن است که حزب دمکراتیک کرد ( الپارتی ) به رهبری عزیز مصطفی از این حبهه حمایت می نماید.بهمن طریق 4 تشکیلات نزدیک بهم نیزاتحاد مهینی کردستان سوریه را شکل داده اند. ( YNK (حزب دموکرات پیشرو کرد سوریه – به رهبری حا جی درویش یکی دیگر از نیروهای اپوزیسیون کردهای سوریه ست که از ( پ-ک-ک ) جدا شده است.
این نیروها به دنبال نشست و گفت وگو های فراوان با همتایان ملی عرب خود به جبهه ی مشترک یا ( اعلان دمشق ) پیوستند و بیان نامه ی سیاسی اپوزیسیون سوریه را منتشر کردند. که این کار خون گرم و تازه ای به مبارزات اصلاح طلبانه و رفرم خواهی آزایخواهان کرد و عرب سوریه ریخت. از میان 14 گروه مخالف دولت سوریه 8 گروه از آنها به توافق و هم پیمانی رسیدند. دوگروه دیگر به نام " وفاق دمکراتیک کرد وراه آینده ی کردستان " هر چند عضو اعلان دمشق و همپیمانی با آن نیستند ولی آن اعلان را امضا کرده و بر اصول آن توافق دارند. در واقع اکنون 10 حزب در توافق با اعلان دمشق علیه دولت سوری و استقرار دمکراسی در آن کشور هم پیمان و بایکدیگر هم صدا مبارزه می کنند. در مورد روش مبارزاتی و تفکرات اپوزیسیون سوریه بر آن شدم که با نمایندگان 4 گروه کرد سوریه در نشستی دوستانه به گفت و گو بنشینم . که می توان به حضور : آقای عبدوالباقی یوسف عضو مکتی سیاسی حزب اتحاد کرد و آقای شلال گه دوو عضو شورای رهبری و نماینده ی حزب دموکراتیک پیشرو کردستان و حاجی عفرینی عضو شورای رهبری حزب وفاق دمکرات کردستان و فتح اله حسینی نماینده ی حزب چپ کرد اشاره نمود که دعوت من را پذیرفتندو در این گفتگو شرکت نمودند.
عبادی : دوستان عزیزم قبل ازهر چیز ازاینکه به دعوت من پاسخ مثبت دادید و در این گفتگو شرکت نمودید تشکر می کنم. ! بعد از کشتن رفیق حریری و نهضت استقلال طلبی مردم لبنان و وادار کردن ارتش اشغال گر سوری به عقب نشینی و گزارش میلیس که گیرو گرفت های زیادی را برای حکومت بعث سوریه پیش رو نهاده است . خود کشی شک بر انگیز قاضی کنحانی وزیرکشور سوریه و فراروگریزعبدالحیلم خدام از آن کشور به غرب ( فرانسه ) و ...... همه حاکی از بی ثباتی و آشفتگی درین کشور است – شما به عنوان بخشی از نیروهای اپوزیسیون - شرایط حکومت سوریه را چگونه ارزیابی می کنید ؟
عبدالباقی یوسف : براستی تحولات و تغیراتی مهم در خاور میانه در شرف تکوین است که متاسفانه رژیم سوریه تا کنون نتوانسته است در ین راستا گام بر دارد. و علت آنهم به ایدئولوژی توتالیتری حزب بعث منوط می گردد و تا حدی هم به نا هماهنگی میان سیستم حکومتی و مردم .
رژیم بعث سوری به هر شیوه یی متوسل می شود تا مردم را بترساند و در قید و زنجیر قرار دهد. این رژیم حدود 40 سال است که از این شیوه و متد استفاده می کند و بر آن نیست که تحولی در تفکروزندگی دیکتاتور مابانه ی خود ایجاد نماید.
دولت فقط قدرت را می بیند و مردم را در امور جاری حکومت شریک و سهیم نمی کند- بهمین دلیل مردم از دولت بعثی روی گردان شده اند.و دور هم نیست که تمامی دستگاه های دولتی مواجه به از هم پاشید گی شوند. 90% در آمد نفت از طرف ایادی اطلاعاتی سوریه که شامل سران حزب بعث و خانواده ی اسد می شود - ضبط می گردد و 10 % باقیمانده هم باز در چنگ سران رژیم بعث ست که باید صرف زندگی و عمران مردم شود که به آنها هم اجازه ی چنان تغیرات ریشه ای و اصلاحاتی داده نمی شود. در واقع تضادی در سیاست دولت سوریه مشهود است. از سویی این دولت می کوشد که وانمود نماید که پایگاه و قدرت فراوان در میان مردم دارد و کارهای زیادی ر ادر پیش رو نهاده و از سوی دیگرهمین ادعا ها بلای جان خودش گردیده است. بعنوان نمونه پیمان سوریه با یکی دو کشور شناخته شده و منزوی جهانی و حمایت از گروهای تیروریستی تند و تیز حماس و جهاد اسلامی نا کامیهای زیادی را برای رژیم سوریه به دنبال داشته است. بویژه کشتن حریری شانس ماندن این رژیم راازوی گرفت- بدانگونه که باعث اخطار جهانی به دولت بعثی و دیکتاتوری حاکم بر سوریه گردید. از سوی دیگر دولت بعث سوریه ادعای اتحاد اقوام ساکن آن کشور را دارد و فکر می کند می تواند با دورغ نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور را به طرف خود و وعده های تو خالیش جلب نماید.
کاملا " واضح است که رژیمی دیکتاتوری شایستگی و توان اتحاد ملی و دولت آشتی ملی را ندارد. بحران رژیم سوریه تنها سیاسی نیست بلکه بحران اقتصادی هم هست. خدام این راستی را پذیرفت که 95% ملت سوریه و ساکنان آن کشور فقیرند.
و 5% آنها زندگی نسبتا" مرفهی دارند. کردستان سوریه فقیرترین بخش این کشور است. در هر صورت این رژیم با متدی قدیمی حکومت وحشت خود را پی ریزی کرده است. بعد از 11 سپتامبر حلقه ی محاصره به دور رژیم های دیکتاتوری تنگ تر شده است. ریرا آنها بوجود آورنده ی تیروریزم و اسلحه های کشتار جمعی هستند. شیوه ی حکومت بعث سوریه – بی شک به دنبال تحولات در عراق – سرنوشتی محتوم همچنان آن کشور خواهد داشت. این رژیم توانایی اصلاحات و گسترش آزادی و دمکراسی را ندارد و بهمین دلیل بسیار زود دستخوش تحول و دگر گونی خواهد شد.
حاجی عفرینی : از این دیدار و دعوت منهم به سهم خود تشکر می نمایم! رژیم سوریه فرو خواهد ریخت – چونکه این اخطار وخواست جامعه ی جهانی و مردم سوریه ست. در قرن بیستم هیچ رژیم توتالیتری مورد قبول مردم آن کشور ها نیست. مردم سوریه هم هماهنگ با فشار های جهانی در آستانه ی تغیر و اصلاح رژیم دیکتاتوری خود می باشند. زیرا فرو پاشی سرنوشت محتوم چنین رژیم هاییست. از سوی دیگر گفتم که جامعه ی جهانی نظر خود را برای تغیر چنین رژیم هایی اعلام کرده است .
بعنوان نمونه امریکا در راستای دموکراتیزه کردن خاورمیانه – بر آنست که متد حکومت لیبرال دمکراسی را دراین منطقه تقویت نماید. و رژیم های توتالیتر را که بزور اسلحه بر مردمشان حکومت می کنند تغیردهد. برهمین اساس تاکید برازمیان بردن شیوه های حکومتی و باورهای فندامنتالیستی( بنیاد گرایی ) و دار
ودسته ی آنها دارد. بیگمان حزب بعث سوریه حزبی نژاد پرست و ضد مردمی ست.
شیوه و سیستمی این چنین برای مدنیت امروز جهان بسیار خطر ناک است. بهمین خاطر است که امریکا در تلاش فرو پاشی این رژیم ضد مردمی ست. آشکار می باشد که رژیم بشار اسد بسیار آشفته و نا توان شده است و نمی تواند در برابراراده ی جهانی و مردم خود پایداری نماید. بعنوان مثال می توان به قطع نامه ی شورای امنیت بعد از جنبش اعتراضی مردم لبنان علیه سوریه در مورد عقب نشینی آن کشور اشاره نمود. در مقابل گزارش میلیس نماینده ی اتحادیه ی اروپا که نقش سوریه در مورد عقب نشینی از لبنان و نقش آن کشور را در قتل رفیق حریری آشکار می کند – رژیم بعثی بشار اسد دست پاچه وهراسان شده است.
در واقع می توان گفت : که رژیم بعث سوریه سرانجام خود را خواهد دید. بقدرت رسیدن اخوان المسلیمن در مصر و حماس در فلسطین تا حدی هماهنگی نیروهای صلح طلب وآزادیخواه را در منطقه تغیر می دهد. و عمر این رژیم ها را کمی بیشتر خواهد کرد . بهر حال در آینده ی نزدیک رژیم سوریه فرو پاشی خواهد داشت. در مورد حلیم خدام هم باید آگاه باشیم که این فرد نفر دوم سیستم بعث سوریه بوده است ودراجرای امورو استقرار دیکتاتوری این رژیم در گذشته و حال سهیم بوده است. هر چند گریز و فراروی از دوزخ بعثی ها گامی مثبت تلقی می گردد و این خود تا حدی گذشته ی او را تعد یل می نماید. این سخن هم درست است که در مورد کردها تاکنون واکنش مثبتی از او ندیده ایم هر چند شعار جبهه ی متحد کرد وعرب را سر می دهد. اعتقاد من بر اینست که او نمی تواند اپوزیسیونی نیرومند را بنا نهد و اینکار ازاو بر نمی آید. زیرا مردم ما می دانند که او یکی از بنیان گذاران رژیم بعث سوریه می باشد. شاید بعضی از کشور ها ازاو واطلاعات ضد بعثیش حمایت کنند وازآن در سطح جهانی استفاده نمایند ولی باور ندارم که او نقش گران سنگی در آینده ی تحولات سوریه داشته باشد.
شه لال گه دوو: جناب عبادی ! از شما که بانی نشستمان شده اید - تشکر می کنم. اعتقاد ما براینست که از چند جهت شیوه ی ادره ی امور توسط رژیم بعث سوریه ضد انسانی و غیر معقول است. هم کر دها و هم عرب ها ازاین رژیم و عملکردش نا راضی هستند. بی شک برخورد آنها با کرد ها بسیار دردناک تر بوده است. کردها از نظر ملی و شهروند بودن در سوریه دچار ستم مضاعف شده اند. بگونه ایکه ما شاهد اجرای پروژهای نژاد پرستانه ی عرب ها علیه ملت کرد بوده ایم.
بعنوان نمونه در منطقه ی جزیره 37 روستای عربی را به مناطق کرد نشیتن کوچ داده اند و کرد ها را از خانه و محل زندگی خود تارانده اند. این کار تعریب کردن مناطق کرد نشین است.
ضمنا" در دوران عبدالتاصر در سال 1962 در سوریه - سر شماری بعمل آمد که پیامد و نتایجی آن - تعداد کر دها را250 هزار نفر بر آورد کردند – براستی چنین دورغی و چنین شیوه ی نژاد پرستانه ای در سر شماری در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد.
این ستم نیست که رژیمی یباید حق شهروندی راازمردمی که در ان کشور زندگی میکنند. سلب نماید و به آنها شناسنامه ندهد؟ این کار عیر انسانی ترین شیوه ی سر کوب ساده ترین اصول آزادی انسان است.
همانگونه که همکاران من گفتند اگر رژیم سوریه خود را تغیر ندهد و در تکاپوی ایجاد دمکراسی نکوشد فروخواهد ریخت. امروز که اکثر گرو ه های اپوزیسیون
( چه کرد و چه عرب ) خواهان ایجاد گنگره ای از سوی رژیم سوریه شده اند تا حقوق همه را برسمیت بشناسد و آزادی های اساسی را پاس دارد – فرصتی ست برای رژیم سوریه که اگر غیرازآن درخواست ها عمل نماید سر انجام شومی را تجربه خواهد کرد.
فتح اله حسینی : شیوه ی حکومتی رژیم بعث ویران است که گویا در خون خودش غلط می خورد. شورش و نهضت ئادار در کردستان سوریه – رژیم بعث را شوکه کرد. و این حقیقت را آشکار نمود که کردها پتانسیلی نیرومند هستند. و در هیچ شرایطی این رژیم را نمی خواهند. با توجه به فشار های بین المللی سوریه کشوریست که بسوی دگرگونی و فرو پاشی حزب بعث پیش می رود. من زیاد خوشبین نیستم که بعد ازفروپاشی رژیم نژاد پرست بعث سوریه – کرد ها بتوانند از این دگرگونی به حقوق حقه ی ملی خودشان برسند. زیرا کرد ها تا کنون برای تغیر جدی رژیم بر نخاسته اند. و در میان خود نیز نیروهای مخالف رژیم به وحد تی نیرومند دست نیافته اند- اما باورم اینست که این رژیم صد در صد فرو خواهد ریخت . خدام گناهکار و نفر دوم رژیم سوریه بوده است. که در ایجاد و استمرار و گذشته سیاهش سهیم می باشد. او در درون و میان مردم تاثیر بسزایی نخواهد داشت اما نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور می توانند باهمکاری اوسقوط رژیم را نزدیکتر کنند.
عبدوالباقی یوسف : من برای سخنان جناب شه لال گه دوو احترام قایل هستم – ایشان گفتند که کردها هیچ حقوقی ندارند – حرف ایشان را می پذیرم ولی من با اعلان دمشق و محتوی آن بیانیه همراه نیستم – زیرا در آن بیانیه بعض از گرو ه های اپوزیسیون کرد و عرب از رژیم سوریه در خواست کرده اند که رژیم سوریه کنفرانسی تر تیب دهد که نیروهای اپوزیسیون درآن شرکت نمایند و در آنجا به سازش برسند - به باور من این نقطه نظر عقلانی نیست و مشکلات معاصر ملت ما را حل نخواهد کرد. رژیم ضد مردمی بعث سوریه بطور قطع قادر نیست تقش مثبتی در این کنگره بازی کند زیرا که صد در صد رهبری و کا روبار گنگره رادر چنگ خود خواهد داشت . این گنگره قرار است در دمشق تشکیل گردد.. ار سوی دیگر این کار فقط شامل اپوزیسیون درون کشور خواهد شد و نیروهای خارج از کشورامکان مشارکت در آن کنگره را نخواهند داشت. و رژیم اصلا" بفکر حضور احزاب و نیروهای مخالف خود درآن گنگره نیست و تحمل آترا نخواهد کرد.
شه لال گه دوو : اعتقاد من بر اینست که سنگ بزرگ علامت نزدن است. بگذارید جناب عبدوالباقی و حزبش بدانند که تمامی کردهای سوریه آماده ی گفتگو با رژیم سوریه هستند و هیچ گروه سیاسی تا کنون خواهان فروپاشی رژیم و مسلح شدن اعضا ی خود علیه حزب بعث نشده است. نظریه ی حزب متحد کرد که جناب عبدوالباقی درآن مبارزه می کند شعارش
" جبهه " و هم پیمانی ست و بر آنست که با رژیم بشار اسد گفتگو نکند- اما تلقی این حزب از مسایل در درون کشور و خارج ازآن یکی نیست در حالیکه حزب ما هم در درون و هم در برون نظریه ای یکسان دارد. ما از نظریات خود و ابراز آن شرمنده نیستیم – بعنوان مثال – من در اینجا می توانم سخنان بهتر و دلچسب تری بزنم اما فکر می کنم سنگ بزرگ علامت نزدن است.
عبادی : شیوه ی مبارزه ی اپوزیسیون حکومت سوریه در مجموع و بویژه کرد ها چگونه ست؟ ایا اعلان دمشق می تواند نقطه ی مشترک پیوند و تغیری اساسی برای مبارزه ی کردها باشد؟
عبدوالباقی یوسف : دگرگونیهای جهانی و تحولات خاور میانه – عوامل و نظریات تازه ای را در منطقه بهمراه آورده اند – اما تا کنون اپوزیسیون سوریه تغیراتی اساسی در مشی مبارزاتی خود نداده است. بهمین دلیل می توان گفت که اپوزیسیون دولت سوریه سر در گم است.
از سویی رژیم سوریه رژیمی دیکتاتوریست ولی در سوریه هم هیچ مقابله ای مسلحانه از سوی نیروهای مخالف رژیم بعث صورت نگرفته است – نه نیروهای کرد و نه نیروهای ملی عرب علیه حکومت بعثی مبارزه ای مسلحانه را شکل نداده اند. جغرافیای بیابانی و کویری کردها ی سوریه امکان این حرکت را به کرد ها نداده است. بی شک این منطقه ی جغرافیایی – با شرایط زندگی کرد های ایران – تر کیه و عراق متفاوت است. از سوی دیگر قدرت و تسلط رژیم دیکتاتوری بعثی سوریه اجازه ی مبارزه ای مدنی و دمکراتیک را نمی دهد و یا اگر هم چشم پوشی کند - میداند که کاری از این طریق صورت نخواهد پذریرفت. رژیمی مانند سوریه به خوبی میداند چگونه از اوضاع و احوال جنگ سرد بهرهمند شود. و بهمین دلیل هم در ناتوان کردن احزاب اپوزیسیون مخالف خود موفق شده است. از سوی دیگر حدود 50 سال است که مسئله ی نژاد عرب و کرد درآن کشور مطرح است. این گفتگو تفکری را در نزد اعراب تقویت کرد که گویا کردهای سوری( روژئاوای کردستان ) ضد عرب و ضد اسلامند و این باور نیز بوجود آمده که کرد ها نمی توانند خود را از دست عرب ها رها سازند. خود اپوزیسیون هم شعارهایی داده است که رژیم زیاد کاری به کارشان ندارد. رژیم بعث دیگر صحبتی از مبارزه ی ضد امپریالیستی و صهیونیستی و ضد ارتجاعی نمی کند . نظریات گروهای مخالف بر آنست که رژیم می خواهد با امریکا و اسراییل سر میز مذاکره بنشیتد. این سخن گرو های تجمع وطنی و دموکراتیک است که چنین نظریه ای را اعلام میکنند- که به نظر من تفکری قومی – شونیستی ست. بعنوان مثال شخصیتی مانند ریاز تورک که از رهبران جناح چپ است گفته که کردها هیچ حقوقی ندارند -باید ماهیت این سخنان بررسی شود. واضح است که این حضرات تفکرات تازه را نپذیرفته اند – اینست که مکانیزمی نیرومند برای مبارزه با دیکتاتوری هنوز شکل نگرفته است. اگر ما راهپیمایی راه بیاندازیم به نوکری بیگانه متهم می شویم. خوب این تفکرات چگونه می تواند موفق باشد. چندین جناح و شیوه ی مدرن مبارزه با دیکتاتوری شکل گرفته اند که درآینده ی سوریه نقشی کار ساز خواهند داشت- مانند سازمان های اجتماعی مدنی و سازمان های حقوق بشر و غیره ........
البته رژیم بعث بشدت با آنها مخالفت می کند . گروهای اپوزیسیون خارج از سوریه مدرنترین مطالبات لیبرالی وآزایخواهانه ی خود را دارند. افسوس رژیم مجال پیوند نیروهای درون وخارج را تا کنون نداده است.
در مورد اپوزیسیون کر دها می توانم بگویم که دوگانگی و چند دستگی بر تفکرات آنها حاکم است. جنا حی وجود دارد که می خواهد با رژیم بعث سوریه به توافق برسد و در کنفرانس قدرت مشارکت نماید. به معنای دیگر اینکه به تحولات دردرون رژیم امید بسته است. اما چند گروه کرد مخالف و ضد بعثی هستند که نظریالات و شعارهای متفاوتی دارند. آنها شعار فروپاشی رژیم را سر می دهند. بال ضد گفتگوی اپوزیسیون کرد - ضد مبارزه ی دمکراتیک است و متدی تند تری را در مد نظر دارد. بی شک چشم انداز کردها در استرتژی مبارزاتیشان با یکدیگر متفاوت است. بعضی از نیروهای کرد - مسئله ی کردستان را در حل حقوق شهروندی یکسان – خاتمه یافته تلقی می کنند. در حالیکه جناح دیگری از کردها حل مشکلات و مسایل کردها را در چار چوب خاک و مطالبات ملی کرد ها ارزیابی می نمایند. .اینجا جای اپوزیسیونی توانا و نوگراخالی ست.
عبادی : جناب عبدوالباقی شما نظرتان در مورد بیانیه ی اعلان دمشق چیست ؟ آنگونه که از محتوی آن بیانیه بر می آید واشاره های امروز شما و شرکت کنندگان در این نشست - اعلا ن تا حدی محتوا وفورمیشنی دمکرایتک را در مد نظر دارد - اینطور نیست ؟
عبدوالباقی یوسف : این کاری ارزشمند است که اپوزیسیون باهم مشارکت نمایند و متحد شوند. بویژه مشارکت کردها وعرب ها ی ضد رژیم فاشیستی بعث ستودنی ست. اعلا ن د مشق نکاتی مثبت و منفی دارد! به عنوان نمونه – انجا که سوریه را بخشی از وطن عربی می داند – نقش اقوام و ملیت های ساکن سوریه از جمله کردها را نفی می کند. و همچنان مدنیت اسلامی را برای حل معظلات ریشه ای و اسا سی سوریه در مد نظر قرار داده است.و اشاره ای به جدایی دین از سیاست نمی کند ووظایف دولت را مشخص تتموده و نظریاتشان نسبت به کردها نظریه ی واپس گراست و کر دها را ملتی با تمدنی طولانی برسمیت نشناخته است.
ار سویی اعلان دمشق اشاره به تغیر قانون اساسی ندارد و اگر اینکار صورت نگیرد ابدا رژیم سوریه متحول و دگرگون نخواهد نشد. اگر نیروهای اپوزیسیون با نیروهای جهانی و مدافع حقوق بشر ارتباط ندشته باشند – این اعلان تاثیر خود را درآینده از دست خواهد داد.
حاجی عفرینی : از تشکیل جمهوری سوریه تا کودتای بعثی ها در این کشور تغیرات زیادی روی داده است.با آمدن حافظ اسد در سال 1970 شیوه ی تازه ای در حکومت سوریه شکل گرفت. خشونت و استبداد بعثی ها عملا" اپوزیسیون را کنار گذاشت. در تاریخ سوریه تنها یک جناح مسلح وجود داشته است و آنهم اخوان المسلمین بوده- این تشکیلات در حلب و حما و حمس حرکت های چشمگیری را نشان دادند که رژیم بعث با استفاده از نیروی زمینی وارتش و نیروی هوایی این جناح را سرکوب کرد – که از آن زمان جدایی و تغیری چشمگیری در محتوی و شیوه مبارزه در سوریه به چشم می خورد. که آنهم در جبهه ی میهنی پیشرفته عملا" خنثی شد. نقش این جبهه در چال کردن اپوریسیون بود. در تما م دنیا اخوان المسلمین به عنوان ضعیف ترین جناخ مخالف شناخته شده است. از اینها گذشته گروهای دیگرموجود - پایگاه مردمی ندارند. حزب شیوعی ( کمونیست ) تا حدی چایگاه مردمی داشت اما بعدا" این پایگاه را از دست داد. بعد از اخوان المسلمین با نیروی دوم یعنی کرد ها مواجه می شویم که در مقایسه با گروه های عرب سازمان یافته ترند.
عبادی : گفتید که گروه های عربی پایگاه مردمی ندارند در این حال شما به نیروی اخوان المسلمین به عنوان یک نیروی عرب در سوریه اشاره کردید.آیا اینجا تناقضی پیش نمیآید ؟ ضمنا" نظر شما در باره ی حزب اصلاح طلب فرید قادری چیست ؟
حاجی عفرینی : این گروه در امریکا تشکیل شد ه است و درارتباط سیاسی هم با جناح ها دیگر خوب عمل کرده است. ولی پایگاه مردمی در داخل کشور ندارد. درعراق هم افرادی این چنین را مطرح میکنند و بعد آنها را بصورت نیرویی مطرح شده - به بازی های سیاسی کشانیدند که می توان چلبی را در زمره ی این دسته نام برد. طولی نخواهد کشید که رفعت اسد و عبدوالحلیم خدام نیز شامل همین مورد خواهد شد. زیرا مسایل پنهانی بعد ها آشکار می شود.
جدایی گروهای مبارز کردهم مربوط به هنگام تشکیل حزب دمکرات کرد در سال 1975می شود – در واقع جدایی احزاب از همان زمان بصورت میراثی در سوریه خود نمایی کرده است. بی شک دست نیروهای امنیتی سوریه در این دگرگونی و جدایی دخالت داشته است. اما امروز شیوه های مبارزه دگرگون شده و تغیرات آن محسوس است زیزا تمامی گروه ها یکدیگر را تحمل می کنند – در مورد اعلان دمشق هم در محتوی خود بد نیست. بدن معنا که بیانیه یی سیاسی ست . این اعلان برآنست که در چارچوب مبارزه ای مدنی به گونه ای دمکراتیک تمامی گروها را در خود جای دهد. بیگومان اعلان دمشق نیروی کرد را مانند شهروند سوریه مشخص کرده است
و اشاره به یک ملت ووطن کردی نمی کند. هر چند ما به آن انتقاد نداریم اما به خاطر هماهنگی میان نیروهای مخالف کرد و عرب و اپوزیسیون رژیم بعث سوریه آنرا امضا کرده ایم.
شه لال گه دوو : اپوزیسیون سوریه ضعیف و آشفته است اما بعداز بیانیه ی دمشق شیوه ی مبارزه دچار تغیر شده است. این نخستین بار در سوریه می باشد که کردها مطالبات ملی خود را به پایتخت می برند.
بی شک کر دها نا چارند با عرب ها زندگی کنند. تا کنون هیچ نبرو و حزب کردی مخالف سوریه بحث جدا شدن از کشور سوریه وتجزیه طلبی کردها را مطرح نکرده است. ایکاش این اتحاد زودتر اتفاق می افتاد بی گمان دست آوردهای بیشتری را به دنبال داشت. اپوزیسیون کرد امروز در دو جبهه مبارزه می کند . چهار گروه دریک جبهه قرار گرقته اند و چهار گروه دیگر بصورت هم پیمان با یکدیگر همکاری و مبارزه می نمایند. سی یا چهار گروه دیگر هم دردرون سوریه مانند وفاق دمکراتیک کردو حزب اتحاد کرد و حزب اتحاد دمکراتیک کرد متمایل
به پ-ک-ک- و حزب دمکرات کرد سوریه به فعالیت مشغولند.
عبادی : گفته می شود که جبهه - متمایل به حزب دمکرات کردستان عراق است و هم پیمانان متمایل به اتحاد میهنی – آیا این تقسیم بندی درست است ؟
شه لال گه دوو : شاید این تقسیم بندی درست باشد- اگر هم چنین باشد مشکلی را پیش نخواهد آورد. پیوند با احزاب کردی امری طبیعی ست. هر چند به نظر من صد در صد اینگونه نیست که گفته شده است. احزاب سیاسی کرد سوریه بسوی اتحاد حرکت می کنند. از میان 12-13 گروه سیاسی کرد مخالف رژیم سوریه – خواست همگی آنها اتحاد است. دو تشکیلات دیگر هم بیانیه ی دمشق را ( اعلان دمشق ) امضا کرده اند که بدین طریق 10 گروه سیاسی کرد همراه هم مبارزه و حرکت می کنند. این کار نمانگر این حقیقت است که اکثریت گروه های کرد بیانیه ی دمشق را پذیرفته اند.
فتح اله حسینی : اپوزیسیون سوریه بسیار ضعیف عمل می کندو هیچ وسیله ی تبلیغاتی مدرنی در اختیار ندارد. که این خود ناتوانی اپوزیسیون را می رساند. ضعف مبارزه و موفقیت شیوه ی کار اسلام گراها در اقلیم ما مانند حماس – موازنه ی نیروها رابهم زده است. تشکل مبارزه ی کرد ها ازهم گسسته می نماید. بعضی از آنها سخن از کردستان سوریه می گویند – گویا این احزاب به تازگی این اسم را شناخته اند در حالیکه بسیاری از نیرو های مخالف رژیم بعث از ابتدی تشکیل ومبارزه خود را هچون کرد سوریه - در مد نظر داشته اند. از سوی دیگر نیروهای مخالف رژیم بعث جنا حی همچون حزب اصلاح طلب فرید قادری دارند که صد در صد مرتبط به از هم گسستگی آینده ی کردها در سوریه می باشد. ومشغول آماده سازی و ساز و برگ تشکیلات خویش است. آمادگی ما برای بدست گر فتن قدرت حکومتی بسیار کم است وامکان دارد که بعد ازفرو پاشی رژیم بعث - اخوان المسلمین قدرت حکومتی را بدست بگیرد. جای تعجب است که دوستان ما از بیانیه ی دمشق انتقاد می کنند. در حالیکه این اولین بیانیه ی ست که پروژه ی کرد بودن ما را اززیر زمین بیرون کشیده است. و مطالبات ما را به پایتخت کشانیده است. این بیانیه براستی گامی مترقیانه می باشد که در خواست و مطالبات کردها را در خود آشکار کرده است. ما به کرات سخن از حقوق ملی خود می کنیم در حالیکه هیچگاه آن حقوق را فرمول بندی و مشخص نکرده ایم. شرایط جغرافیایی ما مانند هیچیک از سه بخش کردستان دیگر کشور های همسایه ما در ترکیه – ایران و عراق نیست. اوضاع زندگی ما بسیار درهم است.
عبادی : راه حل و آلترناتیوی نیرومند برای گشودن مشکلات مبارزاتی اپوزیسیون سوریه در شرایط فعلی بزعم شما چگونه باید باشد- یابه بیانی دیگر استراتژی و تاکتیک های آن چه خواهد بود ؟
عبدوالباقی یوسف : سئوالی مطرح شده است که باید آنرا پاسخ گویم – زمانی که در سال 1957 حزب دمکرات کردستان سوریه تشکیل شد – شعار آزادی واتحاد کرد ها را درکردستان اعلام نمود. این حزب درسال 1964-65 انشعاب داد و هر دوی این انشعاب – این شعار را کنار گذاشتند. از سال 2000 به این سو برای دومین بار- این حزب اتحاد ملی بود که این شعار و تفکر سیاسی را مطرح نمود. بیگمان بسیار ضرورت دارد که نهضت مبارزاتی کرد خود را به حرکت های ملی عرب ها و نیروها ی مبارزو آزادیخواه جهانی نزدیک نماید. اما ملت کرداز طریق بیانیه ی دمشق حمایتی جهانی را جلب نکرده است - بلکه در سال 2002 تظاهرات شام آن حمایت را سبب شد. در سال 1992 دستگیری دسته جمعی کادر های مبارز کرد حرکتی تازه را پیش رونهاد. در سال 2002 گروهی از نمایندگان نیروهای مخالف رژیم سوریه از گروه هایی از جوانان کرد استقبال کردند- آیا اینکار درپایتخت صورت نگرفت ؟ ازسوی دیگر برادران من نسبت به نهضت ئاداروعظمت آن شورش کم لطفی نمودند- این نهضت ملت کرد را زنده کرد و مبارزه ی آنها را به جهان شناساند که این کارازاعلان دمشق برنیامد. رژیم دیکتاتوری سوریه دیر یا زود تغیر می کند و اپوزیسیون شایسته است گه دیدگاه های خود را امروزی نماید. و با شفافیت بدون چشم پوشی مسئله ی ملی و سرزمین کردستان را آشکار نماید.این کارزمینه را برای تشکیل جبهه ای از کرد ها آماده حواهد ساخت. اگر کردها دست از در خواست حقوق شهر وندی برابر با عرب ها بردارند و مطالبات ملی و جغرافیایی خود را مطرح کنند موفق تر خواهند بود. همچنین کرد ها باید ارتباط های جهانی خود را گسترش دهند. کنفرانس های اروپا و امریکا پیامد هایی نیکو خواهد داشت. بازدید گروهی از مبارزان کرد از امریکا سر چشمه ی حرکتی نوین ازپیوند های جهانی کردها با خارج از سوریه می باشد.
حاجی عفرینی : استاد عبدوالباقی سخن درستی را بیان نمود که درخواست و نظر کرد ها در درون و بیرون از سوریه یکی نیست. براستی این چنین است- شایسته است که نقطه نظرها با شفافیت بیان گردد. گرو ه ها توجهی به مردم و در خواست های آنها ندارند و به تنهایی عمل می کنند. رهبری متشکل سیاسی نیست تا کرد های سوریه از آن حمایت نمایند. گرفتاری ما اینست که اعلان دمشق در درون مایه ی خود نمونه ای زنده برای مبارزات موفقیت آمیز ما تلقی نمی شود- پیشنهاد ما این می باشد که کنفرانسی ملی تشکیل گردد - تا تمامی احزاب و تشکیلات سیاسی سوریه در آن مشارکت نمایند. در آن کنفرانس باید مسئله ی ملی کرد از کسب حقوق یکسان شهروندی به مسئله ی حقوق ملی و خاک کردستان تغیر یابد. دو باره تاکید می کنم که ضرورت دارد کنفرانسی تشکیل گردد که درآن مرجعیتی سیاسی برای کردها مشخص شود.
شه لال گه دوو : مبارزه ی راهایی بخش کرد ها - عرب ها را دشمن تلقی نمی کند – مسئله ی ما مسئله ی کرد با رژیمی نژاد پرست عرب می باشد. جالب اینجاست که هیچ حزب یا گروه مخالف رژیم سوریه شعارفروپاشی را سر نمی دهند و تمامی آنها خواهان گفتگو و دیالوگ با رژیم حزب بعث هستند. تمامی آنها - مشکل کردها را درحل مسئله ی حقوق ملی و جغرافیای کرد ستان می بینند. هیچیک از آنها از مسئله ی خاک کرد ستان عدول نمی کند. اما کردستان سوریه جداشده از کردستان تر کیه ست – در میان مناطق کرد نشین – مناطق عرب نشین هم قرار دارد که کسی آنها را بدان جا کوچ نداده است. این چنین ست که جغرافیای سوریه یک پارچه نیست و قسمت قسمت می باشد. برای حل گیر و گرفت های اپوزیسیون کرد بهتر آنست که ارتباط های سیاسی خود را با گروه های ملی عرب گسترده ترکنیم و درارتباط جهانی دیپلماسی نوینی را بکار بندیم. اگر گروه های خارج از جبهه و همپیمانان به این دو جبهه نزدیک شوند شرایط بسیار موفق آمیزترخواهد شد. اگر این دو گروه هم متحد شوند درآن صورت مطالبات سیاسی کرد ها یکصدا و هم آهنگ مطرح خواهد شد.
فتح اله حسینی : اپوزیسیون کرد قدیمی ترین نیروی اپوزیسیون سوریه ست و تنها راه حل اتحاد در جهت مطالبات کردهاست. مبارزه ی کرد ها باید خارج از سوریه دستآاورد های بهتری را ارایه دهد. و صدای مظلومیت کردها را به گوش جهانیان و رسانه های فراگیرآنها برساند- همچنین بسیار ضروری ست در شرایطی که نیروهای ستمگر بعثی به جان هم افتاده اند کردها با استراتژی هماهنگی برای کسب مطالبات سیاسی و ملی خود فورمیشن تازه ای را ارایه نمایند.
در مورد شورای رهبری مشارکت همگانی کرد ها ضروریست که این کار خود همان مرجعیت یا رهبری سیا سی کردها را نیز شامل می شود که دوستان در این نشست به آن اشاره نمودند.
Subscribe to:
Posts (Atom)