Friday, June 17, 2011

دل نوشته های تنهایی



 دل نوشته های تنهایی

 
                   باز خوانی یاد ها

 
                                     (1)

ایرج عبادی

برای تو که همچنان می خوانیم........


نمی دانم کی می سرایم و چه هنگام شعر مر ا می نویسد.

میدانی کسی نمی رود ، کسی که ماندگاری امید را در لاله های سرح قلبش همواره آبیاری می کند.چه کسی قر بانی ست ، اسماعیل ، عشق ، من ، تو یا کبوتری بنام شادی در بر هوتی بدون چشمه ی جوشان آزادی ، بدون حضور انسان ؟ یعنی والاترین گوهر هستی که بی او جهان معنایی پیدا نمی کند !

امروز کوه آبیدر تنها بود و من رنج خویش را  با استقامت او تقسیم کردم. امیریه سه  راهی سمنت ، آب و سبزی زیباتر شده است.آب بندهایش از سرشاری  طروات بامدادن سخن می گوید . به اولین صخره که رسیدم ، شهر ذهن کوچه های فردا را پر کرده بود. در خیابان ها صدای پای گرانی ، درب خانه ها را بی محابا می کوبید . کسی که سفره می اندازد توان جمع کردن خرده  های نان و خستگی را ندارد! تو گمشده ی دشتهای نا آشنای شهر های شعر من هستی !

صلابت کدام لبخند ، موسیقی یکی شدن احساس آدمی را در پشت بام های تنهایی تکرار خواهد کرد؟ اذان موذن نسیم ، گوش های لحظه را می آشوبد و آرامش به دلشوره ی نا باوری دل می بندد.واژه واژه ی شعر های دلم در پسکوچه های آنسوی پرچین بی صدا نشسته است. من رسم ابراهیم را دوست ندارم!  نه به خاطر قربانی کردن اسماعیل و نه بخاطر کشتن گوسفندی از آن دست و نه بخاطر شکستن بت ها ، که او به جنگ آزادی رفت  ! ما نه گوسفند قربانی که می توانیم عقابی باشیم در بلندی های شور و شعور! تلخ است تلخابه ی نشنیدن صدای آشنایی را در شگفتی بازی های بی انجام زمانه.بگاهی که باغچه چشم انتظار آبیاری کردن گل های عاطفه  ست :

 
تا نخل انتظار

خر مای شیرین فردا را

در دهان صبح بگذارد

ایستاده ام

بر بلند یهای نخلستان شعر و چکامه

و قلم را نماز می گذارم .

 

Thursday, March 24, 2011

ایرج عبادی و دو کتاب تاره




بدنبال چاپ کتاب ها و مجموعه اشعار فارسی و کردی شاعر سنندجی ایرج عبادی بنام های:خنجری در زخم – تا عبور از خط آبی و آتش – زام و کانی . پرنده ها ، اکنون مجموعه اشعارتازه کردی وی بنام " نامناسیت " و کتاب مجموعه مقالاتش، همراه نقد و بررسی آثارشاعران کردو فارس وترجمه هایی در خور توجه به نام : "هه نگاوه کانی بێ وچان "در کتابفروشی های عمده شهرستان سنندج بنام : امیر کبیر واقع در خیابان فرح سابق و شهر کتاب واقع در مجتمع تجاری کردستان در دسترس ادب دوستان قرار دارد.



هر روزتان نوروز ، نورزتان پیروز      



Tuesday, January 25, 2011

تا خۆره تاوی شه و

ئیر ه ج عیبادی

هێرشی نم نمی
باران و گه شه ی پڕ له مه ترسی ته ما شاێک
ده نک ده نک فرینی که وتری به ر ف
که له ده ور چراکانی سه ر کۆلانی باوشێکدا ده سوورێته وه و
سێ خاڵی له به ر چاو و ئه ولاتر
که سه عاتی چاوه روانی نێوه شه و بانگ ده کا
یه که م ده رس " باران بارانه " ی ئه وینی تازه و
سازی نه براوه ی ئاوازی پێکه وه چوونی ئاواته کان
تا چاوانی به سه ر چاوه ی یه کا
به دڵم بگا
ئه و هه موو گه رما ، که له ده ستی چرکه کانا
درێژێته نێو ده سته چکۆله کانی رووباری خاتوونی شه و
به ره و ته وژومی هه ناسه ی دووری ده چێ
که تا چه ند سات له موو پێش دوو لێوله نێو چاویلکه ی ئاوینه دا
به یه ک گه یشتن
تا ئه بدیتی دڵ خۆر په ی میهره بانی تێک نه چێ
به شوێن هه وار گه ی تریفه ی ئه ستێره نیگا یك ده گه رم
ئه م ئاسمانه ی بێ بنه ، بۆ لا بردنی مانگ
تامه زروی دار رووته له کانی شه قام
هیچ لایه نی جیا له تاریکی رابردوو شار نانووسی
له شه م پڕ ترووسکه تر، له یاخی بوونی
هه نگارێکی ئه م لاتر
له گه ڵ پزیسکی نوی شه وێکی حه ز ئاوی دا
ده که ویته رێگا و چیرۆک ده پێوی
باران و به رف و شکۆ ی سمفۆنیای کچه " باران بارانه " ت
کۆکی په ر ده کانی ئه م شیعره بێ چه ترانه یه
که له گرینگ ترین کاتی بێ ئۆغره یی دا
دڵ ئداته هه رای بی خه ونی ماسییه کانی
بایخ داری به یانی
تا تۆ و خۆره تاوی شه و
له م ره سته ی ئاهه نگ داری خووساوی دا
بنه خشینی.
سنه - سه عاتی دووانزه ئه لاتر شه وی ساڵی تازه ی زاینی 2011

Friday, May 25, 2007

سنگسار کردن دعا سنگسار کردن بشریت است!

> سنگسار کردن دعا سنگسار کردن بشریت است!
ایرج عبادی


دردی تازه در میانه ی آتش افروزهای



تروریست های ضد بشر در کردستان عراق





سنگسار کردن دعا دختر ایزدی به جرم دل بستن به یک مرد



مسلمان دبگر دیکتاتوری مدهبی و مرد سالار را تحت



هر نام و هر آیین رسوا کرد.



بار دیگر آیزدی ها مانند طالبان – و دیگر حکومت های



کوچک و بزرگ مدهبی جهان- تروریست های القاعد ه و



سایر رژیم های طرفدار آپارتاید جنسی نشان دادند



که فقط سیستمی زن ستیز دارندو علیه ساده ترین



حقوق اولیه انسان ها - باور های متفاوت بویژه زنان



یعنی انتخاب لباس و اعتقادشان بر خاسته اند. قوانین



طلمانه و قرون وسطی سنگسار نشانگر توحش انسان



قرن بیست و یکمی ست.



در جاییکه عشق ممنوع است و صیغه آزاد.



در جاییکه انتخاب انسانی با باورهای دیگر جرم است.



اعتراض علیه این بیدادگری ها فقط وظیفه ی زنان



آرایخواه جهان نیست، بلکه و طیفه تمامی احزاب-



سازمان ها و گروهایست که برای آزادی –



حقوق برابر و سر بلندی انسانی



و اسقرار بیانیه ی حقوق بشر در جهان می رزمند.



در حکومت دمکرانیک فدراتیو کردستان عراق -



احزاب آزاد هستندو باور های دینی هم آزاد -



ولی سو استفاده از این آزادی علیه زنان توسط



جماعتی بی فرهنگ ووحشی در زیر لوای دین

یا باور های دگر اندیشانه جرم است .

جهان آزاد از مجریان و مسوولین کردستان عراق می خواهد



که این ستمگران مرد نما را محاکمه نمایند.



و نشان دهند که آزادی تا آنجا قدرتمند است و



مجاز که کسی به حریم کسی دیگر دست اندازی نکند



و مخل نظم جامعه وحقوق حقه دیگران نگردد. اعتراف



باید کردکه جهان به یک نگرش نوین نیازمند است



و کهن اندیشان را جایگاهی در این جهان



پهن آور و نوین نیست.



آزادیخواهان جهان اعلام می کنند : سنگسار دعا و سایر قوانین



زنان ستیز را در هر کجای جهان محکوم می کنیم وخواهان محاکمه



عاملان این جنایت هولناک در کردستان عراق هستیم

بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی

> بررسی کتابی تازه


بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی



نوشته محمد محمد علی



بررسی از ایرج عبادی



رنج باز نشسته ها در کشور ما کم نیست. آنان که روزگاری در مسند کار و فعالیت و خدمت به جامعه جوانی و نیروی هستی بخش خود را فدا کرده اند. فکر پیری انسان را منزوی و پیر می کند. روحیه پیری به خود گرفتن در جامعه ما درد ناک است. و کلمه باز نشسته در دیار ما مفهوم خانه نشینی هم نشینی با زن خانه را نیز دارد این هستی سوزان حالا بجای احترام و حرمت از طرف مقامات با بیرحمی مواجه می شوند. بر خورد نا پسند و ضد انسانی گارد و نیروی انتظامی با معلمان و بویژه معلمان باز نشسته در مقابل مجلس دیدگاه کار بدستان این کشور را در برابرقشر زحمت کش معلمان و بویژه کارمندان باز نشسته جدای از شعار های توخالی بروشنی آشکار نمود. قصه ی محمد محمد علی نویسنده خوب نسل پیش از انقلاب و بعد از انقلاب با کسب تجربه ای از تحولات اجتماعی دو دوره، برشی از زندگی پر مشقت یک کارمند باز نشسته ست که آدمی را بدنیای بیرحمی های انسان های اطراف ما می اندازد. روزگار این شخصیت واقعی ست. با گیر و گرفت های زندگی روزانه با مخارج کمر شکنش با ماجراهای پر فرازو نشیبش. محمد علی بسیار عینی کاراکتر خود را نقاشی کرده است. آرزوهای بدست نیامده و غصه های دورو دراز- قصه ی او را بسیار پرکشش و خواندنی کرده است. نثر رئالیستی هر چند زیبایی های نثر عاتفی و رومانتیکی را ندارد، اما خلق ماجراهای متنوع و فضا سازی های خوب توسط قلم محمد علی تا حدی این نقیصه را جبران کرده است. نق زدن های همسر و بچه ها و خواسته های غیر معقول مالی و در گیرهای عا تفی در میان خانواده ، همه و همه برشی از زندگی انسانی ست که زمانی خیلی ها به خاطر قدرت و کار بدستی و امکانات شغلی این شخصیت -او را مورد تمجید و احترام قرار می دادند. تجلیل از باز نشسته گان در کشور های پیشرفته بار دیگر تضاد حقوق بشری کشورمان را در مقایسه با کشور های پیشرفته نشان می دهد. پیدا کردن کار دوم برای ارتزاق و طی کردن پای لنگ زندگی امروزی این قشر دردمند را بیش از پیش آسیب پذیر ساخته است. کهولت سن استراحت و آرامش را می طلبد در حالی که به خاطرگرفتار های بی انتها -آتها ناچار به تلاش بیشتر برای کار بیشترو در آمد بیشتر و بخطر انداختن سلامتی خویش می باشند. قصه دارای اکسیون های جشمگیر و توصیف حالت های متفاوت کاراکتر های ست که بگونه یی با شخصیت اصلی داستان یعنی یک انسان باز نشسته در ارتباطند.

Thursday, April 05, 2007

ادامه ی احضار قلم بدستان و روشنفکران کرد به دادگاه


احضار ایرج عبادی روزنامه نگار کرد

برای بار سوم به شعبه یک دادگاه سنندج



نقل از وب لاگ ژانی گل http://www.zhanigal.blogspot.com



بر اساس اطلاعات در یافتی ایرج عبادی شاعر – نویسنده – مترجم و رورنامه نگار سنندجی و سر دبیر پیشین دو هفته نامه های ئاسو و کرفتو به شعبه ی یک دادگاه سنندج احضار گردید. نامبرده باید در در روز دوشنبه ساعت 9 صبح تاریخ 3/2/86 خود را به دادگاه معرفی نماید. اتهام نامبرده درج مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی در رابطه با قتل های زنجیره ای مندرج در هفته نامه ی توقیف شده ی پیام مردم بوده است. عبادی در حال حاضر با وثیقه ی 5 ملیون تومانی و ضمانت یک کارمند رسمی آزاد شده و منتظر رای هیات نظارت مطبوعات و دادگاه سنندج می باشد.

ایرج عبادی و تنی چند از نویسندگان روز نامه پیام مردم. همگی تبرێه شدند.

Saturday, March 10, 2007

بهاران خجسته باد

دوستان و خوانندگان خوبم!

اگر مجال دیدار نیست ، اما دلم با شماست

پیشاپیش :

هر روزتان عید
هر عیدتان نوروز
و همواره لحظه هایتان پیروز و بهاران خجسته باد!

آتش سرکش فصلی نو با بانوی سبز پوش بهار
که کلاه رنگارنگی از امید در سر دارد ، از کوهساران بلند عشق
بسوی دریچه ی گشوده ی قلب های ما می آید.تا درخت گشن ارغوان همیشه سرخ دوستی را در باغچه ی نگاهای بی طاقتمان بکارد.آنگاه که آتش را به یاری پاکی می طلبیم . قلبها بدی را لعنت می کند.حالیا در نا ها و پرستو ها پرواز کنان باز آمده اند و در این نمایش بی نظیر سیره های خوش الحان دل صدایمان می زنند. نگاه کنید. باز بهار آمده است. راستی خانه تکانی باورهای کهنه را بسوی ایمان به تحولی تازه در احساس و اندیشه و فردای زاد گاه های خود داشته ایم.؟

Tuesday, March 06, 2007

اعتراض زنان

گزارش تجمع امروز زنان در مقابل دادگاه انقلاب






از ساعات اولیه امروز(٨:٤٥) تعدادی از فعالین زنان در اعتراض به تبعیض جنسیتی در مقابل دادگاه انقلاب در تهران خیابان معلم تجمع اعتراضی برپا کردند. تجمع در ابتدا با تعداد اندکی در حدود ٢٠ نفر تشکیل شد که رفته رفته به تعداد تجمع کنندگان زن و مرد افزوده شد. در این تجمع تعدادی خبرنگاران خارجی نیز حضور داشتند. پلیس که منطقه را تحت کنترل داشت و به تعدادشان افزوده می شد، ظاهرا می خواستند پلیس زن هم بیاودند ولی تا ساعات اولیه هنوز اقدامی نکرده بودند.ولی دیری نگذشت که پلیس به مردم فشار می آورد که صحنه را ترک کنند و ماشین آوردند که حاضرین را دستگیر کنند.در همین حال اکیپ هایی از دانشجویان به جمع معترضین پیوستند ولی از طرفی نیروهای لباس شخصی وارد عمل شدند و تلاش می کردند تجمع کنندگان را وادار به ترک تجمع می کردند. نیروهای سرکوبگر یک زن مسن شرکت کننده در تجمع را هل دادند و او زمین خورد که این باعث اعتراض شدید و درگیری بین شرکت کنندگان و پلیس شد. سپس پلیس اتوبوسی آورد تا معترضین را دستگیر کنند. در ادامه پلیس با باتوم به تجمع کنندگان حمله و تعدادی از تجمع کنندگان را دستگیر می کند. ساعت ١٠:٤٥ تجمع به پایان می رسد. در حدود ٥٠ نفر را دستگیر کردند و ضاهرا به بازداشتگاه وزرا بردند.

http://marchtehranshargh.blogfa