> سنگسار کردن دعا سنگسار کردن بشریت است!
ایرج عبادی
دردی تازه در میانه ی آتش افروزهای
تروریست های ضد بشر در کردستان عراق
سنگسار کردن دعا دختر ایزدی به جرم دل بستن به یک مرد
مسلمان دبگر دیکتاتوری مدهبی و مرد سالار را تحت
هر نام و هر آیین رسوا کرد.
بار دیگر آیزدی ها مانند طالبان – و دیگر حکومت های
کوچک و بزرگ مدهبی جهان- تروریست های القاعد ه و
سایر رژیم های طرفدار آپارتاید جنسی نشان دادند
که فقط سیستمی زن ستیز دارندو علیه ساده ترین
حقوق اولیه انسان ها - باور های متفاوت بویژه زنان
یعنی انتخاب لباس و اعتقادشان بر خاسته اند. قوانین
طلمانه و قرون وسطی سنگسار نشانگر توحش انسان
قرن بیست و یکمی ست.
در جاییکه عشق ممنوع است و صیغه آزاد.
در جاییکه انتخاب انسانی با باورهای دیگر جرم است.
اعتراض علیه این بیدادگری ها فقط وظیفه ی زنان
آرایخواه جهان نیست، بلکه و طیفه تمامی احزاب-
سازمان ها و گروهایست که برای آزادی –
حقوق برابر و سر بلندی انسانی
و اسقرار بیانیه ی حقوق بشر در جهان می رزمند.
در حکومت دمکرانیک فدراتیو کردستان عراق -
احزاب آزاد هستندو باور های دینی هم آزاد -
ولی سو استفاده از این آزادی علیه زنان توسط
جماعتی بی فرهنگ ووحشی در زیر لوای دین
یا باور های دگر اندیشانه جرم است .
جهان آزاد از مجریان و مسوولین کردستان عراق می خواهد
که این ستمگران مرد نما را محاکمه نمایند.
و نشان دهند که آزادی تا آنجا قدرتمند است و
مجاز که کسی به حریم کسی دیگر دست اندازی نکند
و مخل نظم جامعه وحقوق حقه دیگران نگردد. اعتراف
باید کردکه جهان به یک نگرش نوین نیازمند است
و کهن اندیشان را جایگاهی در این جهان
پهن آور و نوین نیست.
آزادیخواهان جهان اعلام می کنند : سنگسار دعا و سایر قوانین
زنان ستیز را در هر کجای جهان محکوم می کنیم وخواهان محاکمه
عاملان این جنایت هولناک در کردستان عراق هستیم
Friday, May 25, 2007
بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی
> بررسی کتابی تازه
بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی
نوشته محمد محمد علی
بررسی از ایرج عبادی
رنج باز نشسته ها در کشور ما کم نیست. آنان که روزگاری در مسند کار و فعالیت و خدمت به جامعه جوانی و نیروی هستی بخش خود را فدا کرده اند. فکر پیری انسان را منزوی و پیر می کند. روحیه پیری به خود گرفتن در جامعه ما درد ناک است. و کلمه باز نشسته در دیار ما مفهوم خانه نشینی هم نشینی با زن خانه را نیز دارد این هستی سوزان حالا بجای احترام و حرمت از طرف مقامات با بیرحمی مواجه می شوند. بر خورد نا پسند و ضد انسانی گارد و نیروی انتظامی با معلمان و بویژه معلمان باز نشسته در مقابل مجلس دیدگاه کار بدستان این کشور را در برابرقشر زحمت کش معلمان و بویژه کارمندان باز نشسته جدای از شعار های توخالی بروشنی آشکار نمود. قصه ی محمد محمد علی نویسنده خوب نسل پیش از انقلاب و بعد از انقلاب با کسب تجربه ای از تحولات اجتماعی دو دوره، برشی از زندگی پر مشقت یک کارمند باز نشسته ست که آدمی را بدنیای بیرحمی های انسان های اطراف ما می اندازد. روزگار این شخصیت واقعی ست. با گیر و گرفت های زندگی روزانه با مخارج کمر شکنش با ماجراهای پر فرازو نشیبش. محمد علی بسیار عینی کاراکتر خود را نقاشی کرده است. آرزوهای بدست نیامده و غصه های دورو دراز- قصه ی او را بسیار پرکشش و خواندنی کرده است. نثر رئالیستی هر چند زیبایی های نثر عاتفی و رومانتیکی را ندارد، اما خلق ماجراهای متنوع و فضا سازی های خوب توسط قلم محمد علی تا حدی این نقیصه را جبران کرده است. نق زدن های همسر و بچه ها و خواسته های غیر معقول مالی و در گیرهای عا تفی در میان خانواده ، همه و همه برشی از زندگی انسانی ست که زمانی خیلی ها به خاطر قدرت و کار بدستی و امکانات شغلی این شخصیت -او را مورد تمجید و احترام قرار می دادند. تجلیل از باز نشسته گان در کشور های پیشرفته بار دیگر تضاد حقوق بشری کشورمان را در مقایسه با کشور های پیشرفته نشان می دهد. پیدا کردن کار دوم برای ارتزاق و طی کردن پای لنگ زندگی امروزی این قشر دردمند را بیش از پیش آسیب پذیر ساخته است. کهولت سن استراحت و آرامش را می طلبد در حالی که به خاطرگرفتار های بی انتها -آتها ناچار به تلاش بیشتر برای کار بیشترو در آمد بیشتر و بخطر انداختن سلامتی خویش می باشند. قصه دارای اکسیون های جشمگیر و توصیف حالت های متفاوت کاراکتر های ست که بگونه یی با شخصیت اصلی داستان یعنی یک انسان باز نشسته در ارتباطند.
بازنشسته ها نگاهی ست متفاوت به دوران بازنشستگی
نوشته محمد محمد علی
بررسی از ایرج عبادی
رنج باز نشسته ها در کشور ما کم نیست. آنان که روزگاری در مسند کار و فعالیت و خدمت به جامعه جوانی و نیروی هستی بخش خود را فدا کرده اند. فکر پیری انسان را منزوی و پیر می کند. روحیه پیری به خود گرفتن در جامعه ما درد ناک است. و کلمه باز نشسته در دیار ما مفهوم خانه نشینی هم نشینی با زن خانه را نیز دارد این هستی سوزان حالا بجای احترام و حرمت از طرف مقامات با بیرحمی مواجه می شوند. بر خورد نا پسند و ضد انسانی گارد و نیروی انتظامی با معلمان و بویژه معلمان باز نشسته در مقابل مجلس دیدگاه کار بدستان این کشور را در برابرقشر زحمت کش معلمان و بویژه کارمندان باز نشسته جدای از شعار های توخالی بروشنی آشکار نمود. قصه ی محمد محمد علی نویسنده خوب نسل پیش از انقلاب و بعد از انقلاب با کسب تجربه ای از تحولات اجتماعی دو دوره، برشی از زندگی پر مشقت یک کارمند باز نشسته ست که آدمی را بدنیای بیرحمی های انسان های اطراف ما می اندازد. روزگار این شخصیت واقعی ست. با گیر و گرفت های زندگی روزانه با مخارج کمر شکنش با ماجراهای پر فرازو نشیبش. محمد علی بسیار عینی کاراکتر خود را نقاشی کرده است. آرزوهای بدست نیامده و غصه های دورو دراز- قصه ی او را بسیار پرکشش و خواندنی کرده است. نثر رئالیستی هر چند زیبایی های نثر عاتفی و رومانتیکی را ندارد، اما خلق ماجراهای متنوع و فضا سازی های خوب توسط قلم محمد علی تا حدی این نقیصه را جبران کرده است. نق زدن های همسر و بچه ها و خواسته های غیر معقول مالی و در گیرهای عا تفی در میان خانواده ، همه و همه برشی از زندگی انسانی ست که زمانی خیلی ها به خاطر قدرت و کار بدستی و امکانات شغلی این شخصیت -او را مورد تمجید و احترام قرار می دادند. تجلیل از باز نشسته گان در کشور های پیشرفته بار دیگر تضاد حقوق بشری کشورمان را در مقایسه با کشور های پیشرفته نشان می دهد. پیدا کردن کار دوم برای ارتزاق و طی کردن پای لنگ زندگی امروزی این قشر دردمند را بیش از پیش آسیب پذیر ساخته است. کهولت سن استراحت و آرامش را می طلبد در حالی که به خاطرگرفتار های بی انتها -آتها ناچار به تلاش بیشتر برای کار بیشترو در آمد بیشتر و بخطر انداختن سلامتی خویش می باشند. قصه دارای اکسیون های جشمگیر و توصیف حالت های متفاوت کاراکتر های ست که بگونه یی با شخصیت اصلی داستان یعنی یک انسان باز نشسته در ارتباطند.
Thursday, April 05, 2007
ادامه ی احضار قلم بدستان و روشنفکران کرد به دادگاه
احضار ایرج عبادی روزنامه نگار کرد
برای بار سوم به شعبه یک دادگاه سنندج
نقل از وب لاگ ژانی گل http://www.zhanigal.blogspot.com
بر اساس اطلاعات در یافتی ایرج عبادی شاعر – نویسنده – مترجم و رورنامه نگار سنندجی و سر دبیر پیشین دو هفته نامه های ئاسو و کرفتو به شعبه ی یک دادگاه سنندج احضار گردید. نامبرده باید در در روز دوشنبه ساعت 9 صبح تاریخ 3/2/86 خود را به دادگاه معرفی نماید. اتهام نامبرده درج مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی در رابطه با قتل های زنجیره ای مندرج در هفته نامه ی توقیف شده ی پیام مردم بوده است. عبادی در حال حاضر با وثیقه ی 5 ملیون تومانی و ضمانت یک کارمند رسمی آزاد شده و منتظر رای هیات نظارت مطبوعات و دادگاه سنندج می باشد.
Saturday, March 10, 2007
بهاران خجسته باد
دوستان و خوانندگان خوبم!
اگر مجال دیدار نیست ، اما دلم با شماست
پیشاپیش :
هر روزتان عید
هر عیدتان نوروز
و همواره لحظه هایتان پیروز و بهاران خجسته باد!
آتش سرکش فصلی نو با بانوی سبز پوش بهار
که کلاه رنگارنگی از امید در سر دارد ، از کوهساران بلند عشق
بسوی دریچه ی گشوده ی قلب های ما می آید.تا درخت گشن ارغوان همیشه سرخ دوستی را در باغچه ی نگاهای بی طاقتمان بکارد.آنگاه که آتش را به یاری پاکی می طلبیم . قلبها بدی را لعنت می کند.حالیا در نا ها و پرستو ها پرواز کنان باز آمده اند و در این نمایش بی نظیر سیره های خوش الحان دل صدایمان می زنند. نگاه کنید. باز بهار آمده است. راستی خانه تکانی باورهای کهنه را بسوی ایمان به تحولی تازه در احساس و اندیشه و فردای زاد گاه های خود داشته ایم.؟
اگر مجال دیدار نیست ، اما دلم با شماست
پیشاپیش :
هر روزتان عید
هر عیدتان نوروز
و همواره لحظه هایتان پیروز و بهاران خجسته باد!
آتش سرکش فصلی نو با بانوی سبز پوش بهار
که کلاه رنگارنگی از امید در سر دارد ، از کوهساران بلند عشق
بسوی دریچه ی گشوده ی قلب های ما می آید.تا درخت گشن ارغوان همیشه سرخ دوستی را در باغچه ی نگاهای بی طاقتمان بکارد.آنگاه که آتش را به یاری پاکی می طلبیم . قلبها بدی را لعنت می کند.حالیا در نا ها و پرستو ها پرواز کنان باز آمده اند و در این نمایش بی نظیر سیره های خوش الحان دل صدایمان می زنند. نگاه کنید. باز بهار آمده است. راستی خانه تکانی باورهای کهنه را بسوی ایمان به تحولی تازه در احساس و اندیشه و فردای زاد گاه های خود داشته ایم.؟
Tuesday, March 06, 2007
اعتراض زنان
گزارش تجمع امروز زنان در مقابل دادگاه انقلاب
از ساعات اولیه امروز(٨:٤٥) تعدادی از فعالین زنان در اعتراض به تبعیض جنسیتی در مقابل دادگاه انقلاب در تهران خیابان معلم تجمع اعتراضی برپا کردند. تجمع در ابتدا با تعداد اندکی در حدود ٢٠ نفر تشکیل شد که رفته رفته به تعداد تجمع کنندگان زن و مرد افزوده شد. در این تجمع تعدادی خبرنگاران خارجی نیز حضور داشتند. پلیس که منطقه را تحت کنترل داشت و به تعدادشان افزوده می شد، ظاهرا می خواستند پلیس زن هم بیاودند ولی تا ساعات اولیه هنوز اقدامی نکرده بودند.ولی دیری نگذشت که پلیس به مردم فشار می آورد که صحنه را ترک کنند و ماشین آوردند که حاضرین را دستگیر کنند.در همین حال اکیپ هایی از دانشجویان به جمع معترضین پیوستند ولی از طرفی نیروهای لباس شخصی وارد عمل شدند و تلاش می کردند تجمع کنندگان را وادار به ترک تجمع می کردند. نیروهای سرکوبگر یک زن مسن شرکت کننده در تجمع را هل دادند و او زمین خورد که این باعث اعتراض شدید و درگیری بین شرکت کنندگان و پلیس شد. سپس پلیس اتوبوسی آورد تا معترضین را دستگیر کنند. در ادامه پلیس با باتوم به تجمع کنندگان حمله و تعدادی از تجمع کنندگان را دستگیر می کند. ساعت ١٠:٤٥ تجمع به پایان می رسد. در حدود ٥٠ نفر را دستگیر کردند و ضاهرا به بازداشتگاه وزرا بردند.
http://marchtehranshargh.blogfa
از ساعات اولیه امروز(٨:٤٥) تعدادی از فعالین زنان در اعتراض به تبعیض جنسیتی در مقابل دادگاه انقلاب در تهران خیابان معلم تجمع اعتراضی برپا کردند. تجمع در ابتدا با تعداد اندکی در حدود ٢٠ نفر تشکیل شد که رفته رفته به تعداد تجمع کنندگان زن و مرد افزوده شد. در این تجمع تعدادی خبرنگاران خارجی نیز حضور داشتند. پلیس که منطقه را تحت کنترل داشت و به تعدادشان افزوده می شد، ظاهرا می خواستند پلیس زن هم بیاودند ولی تا ساعات اولیه هنوز اقدامی نکرده بودند.ولی دیری نگذشت که پلیس به مردم فشار می آورد که صحنه را ترک کنند و ماشین آوردند که حاضرین را دستگیر کنند.در همین حال اکیپ هایی از دانشجویان به جمع معترضین پیوستند ولی از طرفی نیروهای لباس شخصی وارد عمل شدند و تلاش می کردند تجمع کنندگان را وادار به ترک تجمع می کردند. نیروهای سرکوبگر یک زن مسن شرکت کننده در تجمع را هل دادند و او زمین خورد که این باعث اعتراض شدید و درگیری بین شرکت کنندگان و پلیس شد. سپس پلیس اتوبوسی آورد تا معترضین را دستگیر کنند. در ادامه پلیس با باتوم به تجمع کنندگان حمله و تعدادی از تجمع کنندگان را دستگیر می کند. ساعت ١٠:٤٥ تجمع به پایان می رسد. در حدود ٥٠ نفر را دستگیر کردند و ضاهرا به بازداشتگاه وزرا بردند.
http://marchtehranshargh.blogfa
Friday, March 02, 2007
ایالتی کردن ترکیه
رئیس جمهور اسبق ترکیه بر سیستم ایالتی در ترکیه تاکید کرد
PUKmedia 2007.03.02 11:55
کنعان اورن رئیس جمهوری اسبق ترکیه جهت ثبات و کنترل کشوری همچون ترکیه تقسیم این کشور به 8 ایالت فدرال را پیشنهاد کرد.
کنعان اورن در شماره روز 28/فوریه در روزنامه صباح ترکی در گزارشی در مورد وضعیت کوردها پیشنهاد کرد که ترکیه به 8 ایالت فدرالی تقسیم گردد.
وی این ایالتها را اینگونه تقسیم بندی کرده است: ایالتهای آنکارا، استانبول، ازمیر، آدانا، ارزروم، دیاربکر، اسکندرون و ترابزون.
اورون در پاسخ به سوالات خبرنگار روزنامه "حریت" ترکیه بدنبال این گزارش اعلام کرد: این نظریه وی یک نظریه جدید نیست بلکه وی در اوایل سال 1980 نیز چنین نظری داشته است.
اورن در مورد پیدایش این اندیشه در وی گفت: زمانی که وی ریاست جمهوری ترکیه را برعهده داشته است به ایالت " باوریای " آلمان سفر کرده است و در آنجا که پرچم ایالت "بارویای" را در کنار پرچم آلمان مشاهده کرده است شیفته چنین نظامی برای دولت شده است.
وی با اشاره به موفقیت چنین سیستمی گفت چنین نظامی در آمریکا و پاکستان و شمار زیادی دیگر از کشورهای جهان برقرار است.
وی تاکید کرد زمانی که کنترل کشور با مشکل مواجه گردد باید ایالت بندی شود.
اورون تاکید کرد ممکن است ایجاد چنین نظامی در ترکیه 10 تا 50 سال طول بکشد اما ثبات و آرامی در کشور برقرار نخواهد شد مگر اینکه ترکیه چینین نظامی را در پیش گیرد.
همچنین آورون گفت: " پیشتر نیز ترکت اوزال چنین نظریه ای داشته است و اکنون من نیز پیشنهاد میکنم و ضررویست است همه به این شیوه باور داشته باشند.
"کنعان اورن" در مورد انتخابات نیز گفت: احزاب و گروههای شرکت کننده در انتخابات باید 10% از آ را کسب کنند که بتوانند وارد پارلمان شوند.
وی گفت: "با توجه به این قانون کوردها نمیتوانند وارد پارلمان شوند اما هدف از این قانون عدم حضور کوردها در پارلمان نبوده است بلکه بمنظور اینکه تشکیل ائتلاف و دسته بندی ثبات و امنیت را مختل نسازد تصویب شده است".
PUKmedia 2007.03.02 11:55
کنعان اورن رئیس جمهوری اسبق ترکیه جهت ثبات و کنترل کشوری همچون ترکیه تقسیم این کشور به 8 ایالت فدرال را پیشنهاد کرد.
کنعان اورن در شماره روز 28/فوریه در روزنامه صباح ترکی در گزارشی در مورد وضعیت کوردها پیشنهاد کرد که ترکیه به 8 ایالت فدرالی تقسیم گردد.
وی این ایالتها را اینگونه تقسیم بندی کرده است: ایالتهای آنکارا، استانبول، ازمیر، آدانا، ارزروم، دیاربکر، اسکندرون و ترابزون.
اورون در پاسخ به سوالات خبرنگار روزنامه "حریت" ترکیه بدنبال این گزارش اعلام کرد: این نظریه وی یک نظریه جدید نیست بلکه وی در اوایل سال 1980 نیز چنین نظری داشته است.
اورن در مورد پیدایش این اندیشه در وی گفت: زمانی که وی ریاست جمهوری ترکیه را برعهده داشته است به ایالت " باوریای " آلمان سفر کرده است و در آنجا که پرچم ایالت "بارویای" را در کنار پرچم آلمان مشاهده کرده است شیفته چنین نظامی برای دولت شده است.
وی با اشاره به موفقیت چنین سیستمی گفت چنین نظامی در آمریکا و پاکستان و شمار زیادی دیگر از کشورهای جهان برقرار است.
وی تاکید کرد زمانی که کنترل کشور با مشکل مواجه گردد باید ایالت بندی شود.
اورون تاکید کرد ممکن است ایجاد چنین نظامی در ترکیه 10 تا 50 سال طول بکشد اما ثبات و آرامی در کشور برقرار نخواهد شد مگر اینکه ترکیه چینین نظامی را در پیش گیرد.
همچنین آورون گفت: " پیشتر نیز ترکت اوزال چنین نظریه ای داشته است و اکنون من نیز پیشنهاد میکنم و ضررویست است همه به این شیوه باور داشته باشند.
"کنعان اورن" در مورد انتخابات نیز گفت: احزاب و گروههای شرکت کننده در انتخابات باید 10% از آ را کسب کنند که بتوانند وارد پارلمان شوند.
وی گفت: "با توجه به این قانون کوردها نمیتوانند وارد پارلمان شوند اما هدف از این قانون عدم حضور کوردها در پارلمان نبوده است بلکه بمنظور اینکه تشکیل ائتلاف و دسته بندی ثبات و امنیت را مختل نسازد تصویب شده است".
Thursday, February 22, 2007
بیلید مریوان حلبچه ای را اعدام کنیم
فتوای کشتن نویسنده ای ار سوی گروه های اسلامی عراق که خواستار آزادی وعدالت برای نصف جامعه ی انسانی یعنی زنان بود– این باور را در من تقویت می کند
که راه درازی تا رسیدنبه شعارهایی که در درون مایه ی خود عشق به آزادی – به میهن و عدالت را ندا می دهد
– در پیش رو داریم.هیچگاه عدالت و عشق کامل نمی شود اگر نیمه ای از مردم جامعه ی ما امکان آزادی و تحصیل را نداشته و در مقابل ستم های اجتماعی خفه شوند.
چه صحبت از حکومتی مستقل شود
و چه صحبت ازرستگاری و آزادی زنان
– هیچکدام از اهمیت دیگری
نمی کاهد. به اعتقاد من آنگاه که صحبت از ملتی
آزاد ومستقل می شد-
آزادی آن ملت کامل نیست
اگر نصف جمعیت آن در زیر چماق و سرکوب و
تبعیض مانده باشد.
این مسئله تعبیر این این نکته است که آزادی و
انقلاب ما تا کنون فقط برای نیمیاز مردم جامعه ما مثمر ثمر بوده است.
می گویند گویا مریوان حلبچه ای نویسنده ای کرد عراقی-
کتابی به نام " سکس و شریعت و زن در تاریخ اسلام " نوشته است.
متاسفانه من نه نویسنده را می شناسم
و نه کتاب او را خوانده ام. اما با احساس و درک زنانه خود
می توانم حد س بزنم که نویسنده در چه موردی سخن راند ه است.
بی شک او نمی گوید که زنان خود را لخت
کنند و در سر جاده ها بیایستند- نمی گوید که لخت شوند
و بدن خود را بدست کسی که
پول بیشتر می دهد بسپارند –
نمی گوید به زنان تا کنار خیابان ها با هر رهگذری هم
خوابه شوند و امور جنسی خود را عرضه کنند.
نمی گوید که زنان در یک زمان چهار
تا شوهر داشته باشند- نمی گوید بزنان که رای شما دونفر
در مقابل یک رای یک مرد
است آنگاه که در دادگاه شهادت می دهید.
نمی گوید از ارث پدری دو برای پسر و یک
برای دختر – نمی گوید بزنان
که شما وضوی مرد را باطل می کنید. نمی گوید آنچه
که وضو را باطل می کند – سگ و خر و زن است.
نمی گوید که شما مردان هرماه
که چند روز دچار حیض و خونریرزی می شوید –
بد نتان پاک نیست و نمی توانید
دست به قرآن بزنید یا نماز بخوانید.
به مردان نمی گوید که شما باید حجاب داشته
باشید. تا زنان شما را نبینند و نظر حرامی به شما نیفتد.
نه او این چیز ها رانمی گوید.
پس به نظر شما نویسنده آن کتاب چه حرف هایی ممکن است زده باشد ؟
چه چیزی که مریوان حلبچه یی را شایسته ی دستگیری
و کشتن و سنگسار می کند ؟
بیاید تا همگی ما مریوان حلبچه یی را سنگسار کنیم
و او را به دار بیاویزیم ! زیرا
جرمش بیا ن اندیشه های خویش است
تا جامعه ای را پاک و راستگو بر اساس حقوق
برابر زنان با مردان پایه ریزی کند !
ای زن ! فکر میکنی اگر مریوان کشته شود
تمامی درایت انسانی میمیرد و قلم ها شکسته می شود؟
به نظر می رسد – حکومت مذهب و عشیره دو قدرتند
که نمی توان در باره ی آنها
سخن گفت ! همانگونه که امروز در عراق ما نمی توانیم
از دولتی مسقل جدا از عراق سخن بگوییم !
گویا تابو ها زیاد شده است و می گویند که باد دمکراسی
وزیدن آغاز کرده است. راست
است که دانش مذهبی و عشیره ای ما هنوز کامل نشده است
تا به آرامی در آن مورد
بتوانیم کتابی را بخوانیم و نروند کنار جاده
و فتوایی دیگر را علیه ما سر ندهند!
عقلیت آیینی – مذهبی و عشایری آنقدر خشک و بیگانه و یکسو نگر است
که باوربه هیچ نوع تغیر انسانی در آن نیست.
و فکر نمی کنند که مریوان واقعیت را نمایانده
باشد. زیرا حکومت کردستان که بعد از هزار سال شکل واقعیت بخود می گیرد –
همان واقعیتی ست که مریوان هم بعد از هزاران سال به دنبال آن می گردد.
این بدان معنانیست که ما دهن خود را به بندیم
و از هیچ آشفتگی و بیعدالتی دم نزنیم 1 هر چند
بر این باورم که مشکل ما در تعبی
و دگرگون کردن نا راستی ها نیست بلکه مشکل
ما در عقلانیت و باورهای ست که تغیر نمی کنند
و اعتقادی به دگر گونی ندارند.
فاطمه مرسینی در یکی از کتابهایش به نام ( در ورای حجاب )
از ایدئو لوژی اسلام
گرا های تند رو انتقاد می کند و می گوید :
در یک جامعه ی اسلامی قدرت و دو
جنس یا دو نژاد از یکدیگر جدا هستند.
منظور این نیست که رستگاری زنان ماند
مردان نیست – بلکه آن جامعه زن یا مرد
هر یک را دشمن خود می داند. زما نیکه
مرزها و دیوارها ی زندگی اجتماعی آن سیستم فرو ریزد
آن زمان می دانند که آنها نتوانسته اند همراهی
و عشق و سکس را به یکدیگر هدیه نمایند. دراید ئولوژی
اسلامی که زن و مرد را دشمن می شمارد -
و یکی می کوشد تا آن دیگری را محو کند.
آن جامعه مردان را با سلاح موسسا ت یا
مراکز کاری مسلح می نماید تا بیشتر در
سرکوب کردن زنان زیر دست خود بکوشند.
یعنی که تجربه نشان داده است که
شریعت باوری به یکسانی مرد وزن نمی اندیشد
و زن را موجودی در اختیار و خدمت
مرد می داند و زیرا شریعت همانگونه که فاطمه ی مرسین
هم بدان اشاره دارد!"
دگر گونی را نمی پزیرد"
و در مقابل تمامی توانایی های آدمی می ایستد تا به رشد و
خلاقیت نرسد. چرا که به باورآنها شریعت هدیه ای خدایست
و قوانینش تغیر ناپذیراست. این نوع تفکر ضد تکامل -
پیشرفت اجتماعی ست و آمده است تا آدمی را قالب
دهد و چون سخنان فرود آمده تغیر نا پذیر است
پس ایین وشریعت هم دست به
دگرگونی انسان و اجتماعش نمی زند
آنچه را که می خواهم بگویم اینست
آنکس که قانون رانوشته است و شریعت را بر
اساس آن قانون اساسی قرار داده است و کشور عراق را بعد ازسا لها رنج و مبارزه دمکرایتک فدرایتو می داند که کردستان راهم بدان متصل کرده است آیا بر اساس همان قانون اساسی و شریعت می خواهد تعداد بیشتری همانند مریوان حلبچه ای را راهی زندان نماید ؟.
و جرم آنها فقط نوشتن است که می گویند چشم درمقابل چشم و دست در مقابل دست.
در حالیکه جواب کلمه و نوشتار فقط نوشتن است. که آنها جواب کلمه و نوشته را با خون می دهند.
آین کجا و آرزوهای رسیدن به آزادی و عدالت کجا ؟ آیا شعارها و ایدئولوژی های ما و باورها یمان فقط تا رسیدن به قدرت بود و بعد ...........؟
بیاید تا مریوان های دیگر را هم سنگسار کنیم .
اما یک سئوال ! آیا به نظر شماازاین پس در این جهان پیشرفته کسانی می توانند فکر و عقل را هم اعدام کنند ؟
1- این مقاله در روزنامه ئاسو در سلیمانه چاپ شده بود.
این مقاله عنوان اصلیش به نام " بیاید ونوس فایق را سنگسار کند " می باشد که من عنوان را تغبپیر دادم. اصل عنوان در مورد مرد عرب متعصبی ست که علیه فدرالیسم و فدرایتو در کردستان عراق در روزنامه های عرب زبان مطالب چاپ کرده بود که مورد انتقاد نویسندگان کرد قرار گرفت.
ضمنا" سران حکومت فدراتیو کردستان عراق فتوی اسلام گراها نپذیرفت ودر رسانه ها اظهار داشته بود :
درچار چوب قانون اگرمریوان حلبچه ی جرمی مرتکب یا اهانتی به کسی کرده باشد
دادگاه در مورد او تصمیم
که راه درازی تا رسیدنبه شعارهایی که در درون مایه ی خود عشق به آزادی – به میهن و عدالت را ندا می دهد
– در پیش رو داریم.هیچگاه عدالت و عشق کامل نمی شود اگر نیمه ای از مردم جامعه ی ما امکان آزادی و تحصیل را نداشته و در مقابل ستم های اجتماعی خفه شوند.
چه صحبت از حکومتی مستقل شود
و چه صحبت ازرستگاری و آزادی زنان
– هیچکدام از اهمیت دیگری
نمی کاهد. به اعتقاد من آنگاه که صحبت از ملتی
آزاد ومستقل می شد-
آزادی آن ملت کامل نیست
اگر نصف جمعیت آن در زیر چماق و سرکوب و
تبعیض مانده باشد.
این مسئله تعبیر این این نکته است که آزادی و
انقلاب ما تا کنون فقط برای نیمیاز مردم جامعه ما مثمر ثمر بوده است.
می گویند گویا مریوان حلبچه ای نویسنده ای کرد عراقی-
کتابی به نام " سکس و شریعت و زن در تاریخ اسلام " نوشته است.
متاسفانه من نه نویسنده را می شناسم
و نه کتاب او را خوانده ام. اما با احساس و درک زنانه خود
می توانم حد س بزنم که نویسنده در چه موردی سخن راند ه است.
بی شک او نمی گوید که زنان خود را لخت
کنند و در سر جاده ها بیایستند- نمی گوید که لخت شوند
و بدن خود را بدست کسی که
پول بیشتر می دهد بسپارند –
نمی گوید به زنان تا کنار خیابان ها با هر رهگذری هم
خوابه شوند و امور جنسی خود را عرضه کنند.
نمی گوید که زنان در یک زمان چهار
تا شوهر داشته باشند- نمی گوید بزنان که رای شما دونفر
در مقابل یک رای یک مرد
است آنگاه که در دادگاه شهادت می دهید.
نمی گوید از ارث پدری دو برای پسر و یک
برای دختر – نمی گوید بزنان
که شما وضوی مرد را باطل می کنید. نمی گوید آنچه
که وضو را باطل می کند – سگ و خر و زن است.
نمی گوید که شما مردان هرماه
که چند روز دچار حیض و خونریرزی می شوید –
بد نتان پاک نیست و نمی توانید
دست به قرآن بزنید یا نماز بخوانید.
به مردان نمی گوید که شما باید حجاب داشته
باشید. تا زنان شما را نبینند و نظر حرامی به شما نیفتد.
نه او این چیز ها رانمی گوید.
پس به نظر شما نویسنده آن کتاب چه حرف هایی ممکن است زده باشد ؟
چه چیزی که مریوان حلبچه یی را شایسته ی دستگیری
و کشتن و سنگسار می کند ؟
بیاید تا همگی ما مریوان حلبچه یی را سنگسار کنیم
و او را به دار بیاویزیم ! زیرا
جرمش بیا ن اندیشه های خویش است
تا جامعه ای را پاک و راستگو بر اساس حقوق
برابر زنان با مردان پایه ریزی کند !
ای زن ! فکر میکنی اگر مریوان کشته شود
تمامی درایت انسانی میمیرد و قلم ها شکسته می شود؟
به نظر می رسد – حکومت مذهب و عشیره دو قدرتند
که نمی توان در باره ی آنها
سخن گفت ! همانگونه که امروز در عراق ما نمی توانیم
از دولتی مسقل جدا از عراق سخن بگوییم !
گویا تابو ها زیاد شده است و می گویند که باد دمکراسی
وزیدن آغاز کرده است. راست
است که دانش مذهبی و عشیره ای ما هنوز کامل نشده است
تا به آرامی در آن مورد
بتوانیم کتابی را بخوانیم و نروند کنار جاده
و فتوایی دیگر را علیه ما سر ندهند!
عقلیت آیینی – مذهبی و عشایری آنقدر خشک و بیگانه و یکسو نگر است
که باوربه هیچ نوع تغیر انسانی در آن نیست.
و فکر نمی کنند که مریوان واقعیت را نمایانده
باشد. زیرا حکومت کردستان که بعد از هزار سال شکل واقعیت بخود می گیرد –
همان واقعیتی ست که مریوان هم بعد از هزاران سال به دنبال آن می گردد.
این بدان معنانیست که ما دهن خود را به بندیم
و از هیچ آشفتگی و بیعدالتی دم نزنیم 1 هر چند
بر این باورم که مشکل ما در تعبی
و دگرگون کردن نا راستی ها نیست بلکه مشکل
ما در عقلانیت و باورهای ست که تغیر نمی کنند
و اعتقادی به دگر گونی ندارند.
فاطمه مرسینی در یکی از کتابهایش به نام ( در ورای حجاب )
از ایدئو لوژی اسلام
گرا های تند رو انتقاد می کند و می گوید :
در یک جامعه ی اسلامی قدرت و دو
جنس یا دو نژاد از یکدیگر جدا هستند.
منظور این نیست که رستگاری زنان ماند
مردان نیست – بلکه آن جامعه زن یا مرد
هر یک را دشمن خود می داند. زما نیکه
مرزها و دیوارها ی زندگی اجتماعی آن سیستم فرو ریزد
آن زمان می دانند که آنها نتوانسته اند همراهی
و عشق و سکس را به یکدیگر هدیه نمایند. دراید ئولوژی
اسلامی که زن و مرد را دشمن می شمارد -
و یکی می کوشد تا آن دیگری را محو کند.
آن جامعه مردان را با سلاح موسسا ت یا
مراکز کاری مسلح می نماید تا بیشتر در
سرکوب کردن زنان زیر دست خود بکوشند.
یعنی که تجربه نشان داده است که
شریعت باوری به یکسانی مرد وزن نمی اندیشد
و زن را موجودی در اختیار و خدمت
مرد می داند و زیرا شریعت همانگونه که فاطمه ی مرسین
هم بدان اشاره دارد!"
دگر گونی را نمی پزیرد"
و در مقابل تمامی توانایی های آدمی می ایستد تا به رشد و
خلاقیت نرسد. چرا که به باورآنها شریعت هدیه ای خدایست
و قوانینش تغیر ناپذیراست. این نوع تفکر ضد تکامل -
پیشرفت اجتماعی ست و آمده است تا آدمی را قالب
دهد و چون سخنان فرود آمده تغیر نا پذیر است
پس ایین وشریعت هم دست به
دگرگونی انسان و اجتماعش نمی زند
آنچه را که می خواهم بگویم اینست
آنکس که قانون رانوشته است و شریعت را بر
اساس آن قانون اساسی قرار داده است و کشور عراق را بعد ازسا لها رنج و مبارزه دمکرایتک فدرایتو می داند که کردستان راهم بدان متصل کرده است آیا بر اساس همان قانون اساسی و شریعت می خواهد تعداد بیشتری همانند مریوان حلبچه ای را راهی زندان نماید ؟.
و جرم آنها فقط نوشتن است که می گویند چشم درمقابل چشم و دست در مقابل دست.
در حالیکه جواب کلمه و نوشتار فقط نوشتن است. که آنها جواب کلمه و نوشته را با خون می دهند.
آین کجا و آرزوهای رسیدن به آزادی و عدالت کجا ؟ آیا شعارها و ایدئولوژی های ما و باورها یمان فقط تا رسیدن به قدرت بود و بعد ...........؟
بیاید تا مریوان های دیگر را هم سنگسار کنیم .
اما یک سئوال ! آیا به نظر شماازاین پس در این جهان پیشرفته کسانی می توانند فکر و عقل را هم اعدام کنند ؟
1- این مقاله در روزنامه ئاسو در سلیمانه چاپ شده بود.
این مقاله عنوان اصلیش به نام " بیاید ونوس فایق را سنگسار کند " می باشد که من عنوان را تغبپیر دادم. اصل عنوان در مورد مرد عرب متعصبی ست که علیه فدرالیسم و فدرایتو در کردستان عراق در روزنامه های عرب زبان مطالب چاپ کرده بود که مورد انتقاد نویسندگان کرد قرار گرفت.
ضمنا" سران حکومت فدراتیو کردستان عراق فتوی اسلام گراها نپذیرفت ودر رسانه ها اظهار داشته بود :
درچار چوب قانون اگرمریوان حلبچه ی جرمی مرتکب یا اهانتی به کسی کرده باشد
دادگاه در مورد او تصمیم
Sunday, February 18, 2007
اعتراض جمعی از نویسندگان کرد
توجه
بیانیه ی جمعی از نویسندگان و شعرای کرد
تشکیل کانون نویسندگان و شعرای کرد
یک ضرورت تاریخی ست !
ملت شریف کردستان :
اخیرا" در گوشه وکنار استان کردستان شنیده شده است واعلام موجودیت آنها در وب لاگ ها نشان می دهد که افرادی که اکثریت آنها حتی با زبان و فرهنگ کردی آشنایی ندارند و فاقد و جاهت نویسندگی می باشند . با استفاده از بازار آشفته ی عدم امکان فعالیت قانونی نویسندگان و شعرای کردستان اقدام به تشکیل کانون خود خوانده ی نویسندگان کرد کرده اند . شایان ذکر است که کانون نویسندگان کرد سالهاست توسط نویسندگان پر توان کردستان، بطور غیر علنی و گاه پراکنده فعالیت داشته و بارنج بی شمار در آگاهی و رشد فرهنگ بالنده ی کردستان تحمل شداید فراوانی اعم از تبعید ، زندان و ممنوعیت از نوشتن را در کارنامه ی پر افتخار نویسندگی خود داشته و دارند. بیگمان تشکیل علنی چنین کانونی فقط توسط شخصیت های نام آور کردستان که سالها با نوشتن مقالات ارزنده و چاپ کتابهای گرانقدر که در عرصه فرهنگ – تاریخ و ادب کردستان وتسلط بر زبان ملی خود منشا اثر بوده اندو کتاب خانه های کردستان را بارور کرده اند، امکان پذیر می باشد. هر گونه سو استفاده به نام نویسندگان بزرگ کرد از طرف کسانی که احیانا بطور فرمایشی جمع و بعضی از آنها در گدشته کار نامه شان برای مردم ما روشن است و شایستگی این نام ارزشمند را ندارند، از سوی ملت کرد و اهل قلم رنج دیده و ستمدیده اش محکوم می باشد.
جمعی از نویسندگان و شعرای کردستان
۲۷/ ۱۱/ ۸۵ امضا
بیانیه ی جمعی از نویسندگان و شعرای کرد
تشکیل کانون نویسندگان و شعرای کرد
یک ضرورت تاریخی ست !
ملت شریف کردستان :
اخیرا" در گوشه وکنار استان کردستان شنیده شده است واعلام موجودیت آنها در وب لاگ ها نشان می دهد که افرادی که اکثریت آنها حتی با زبان و فرهنگ کردی آشنایی ندارند و فاقد و جاهت نویسندگی می باشند . با استفاده از بازار آشفته ی عدم امکان فعالیت قانونی نویسندگان و شعرای کردستان اقدام به تشکیل کانون خود خوانده ی نویسندگان کرد کرده اند . شایان ذکر است که کانون نویسندگان کرد سالهاست توسط نویسندگان پر توان کردستان، بطور غیر علنی و گاه پراکنده فعالیت داشته و بارنج بی شمار در آگاهی و رشد فرهنگ بالنده ی کردستان تحمل شداید فراوانی اعم از تبعید ، زندان و ممنوعیت از نوشتن را در کارنامه ی پر افتخار نویسندگی خود داشته و دارند. بیگمان تشکیل علنی چنین کانونی فقط توسط شخصیت های نام آور کردستان که سالها با نوشتن مقالات ارزنده و چاپ کتابهای گرانقدر که در عرصه فرهنگ – تاریخ و ادب کردستان وتسلط بر زبان ملی خود منشا اثر بوده اندو کتاب خانه های کردستان را بارور کرده اند، امکان پذیر می باشد. هر گونه سو استفاده به نام نویسندگان بزرگ کرد از طرف کسانی که احیانا بطور فرمایشی جمع و بعضی از آنها در گدشته کار نامه شان برای مردم ما روشن است و شایستگی این نام ارزشمند را ندارند، از سوی ملت کرد و اهل قلم رنج دیده و ستمدیده اش محکوم می باشد.
جمعی از نویسندگان و شعرای کردستان
۲۷/ ۱۱/ ۸۵ امضا
Subscribe to:
Posts (Atom)
